رای دادگاه درباره دعوی ورود ثالث در تقاضای فروش مال مشاعمخاطبین دعوی ورود ثالثتفاوت دعوی وارد ثالث اصلی و طاری

از ویکی حقوق
نسخهٔ تاریخ ‏۸ اکتبر ۲۰۲۳، ساعت ۱۹:۳۹ توسط Itbot (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «{{جعبه اطلاعات رای دادگاه تجدیدنظر (حقوقی)|شماره دادنامه=۹۵۰۹۹۷۲۱۳۰۷۰۰۴۰۲|تاریخ دادنامه=۱۳۹۵/۰۳/۲۵|نوع رأی=رأی شعبه|تاریخ شعبه=شعبه ۶۲ دادگاه تجدید نظر استان تهران|قاضی=محمدعلی اسفنانی{{سخ}}یعقوبی محمودآبادی{{سخ}}قانعی|موضوع=دعوی ورود ثالث در...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو
رای دادگاه تجدیدنظر شماره
شماره دادنامه۹۵۰۹۹۷۲۱۳۰۷۰۰۴۰۲
تاریخ دادنامه۱۳۹۵/۰۳/۲۵
نوع رأیرأی شعبه
نوع مرجعدادگاه تجدیدنظر استان
گروه رأیرای حقوقی
موضوعدعوی ورود ثالث در تقاضای فروش مال مشاعمخاطبین دعوی ورود ثالثتفاوت دعوی وارد ثالث اصلی و طاری
قاضیمحمدعلی اسفنانی
یعقوبی محمودآبادی
قانعی

چکیده دادنامه و رای دادگاه درباره دعوی ورود ثالث در تقاضای فروش مال مشاعمخاطبین دعوی ورود ثالثتفاوت دعوی وارد ثالث اصلی و طاری: ماهیت تقاضای فروش مال مشاع دعوی نبوده و دستور فروش در قالب رای صادر نمی شود؛ بنابراین طرح دعوی وارد ثالث در تقاضای فروش ملک مشاع وجاهت قانونی نداشته و مسموع نیست.-دردعوی واردثالث نیازی براین نیست که کلیه اصحاب دعوی اصلی مخاطب آن قرارگیرند، بلکه دادخواست واوراق می بایست به تعداد آنان باشد.تفاوت دعاوی وارد ثالث اصلی و طاری در نوع درتبعیت دعوی واردثالث ازدعوی اصلی ازحیث طرق اعتراض به رای است؛ بدین معنی که اگر رای دعوی اصلی غیرقابل تجدیدنظر و یا اصحاب دعوی اصلی از آن تجدیدنظرخواهی نکنند، رای صادره در دعوی واردثالث طاری غیرقابل تجدیدنظر بوده، ولی دردعوی ثالث اصلی وارد ثالث می تواند بدون تبعیت از رای اصلی و یا اصحاب آن از رای تجدیدنظرخواهی به عمل آورد.

رأی دادگاه بدوی

شماره پرونده : ۹۲۰۹۹۸۰۲۴۱۵۰۱۲۹۲ شماره دادنامه : ۹۴۰۹۹۷۰۲۴۱۵۰۰۸۷۲ تاریخ : ۱۳۹۴/۰۷/۱۱

رأی دادگاه

در خصوص دعوی م. ز.س. بطرفیت م.م. ز.س. بخواسته وارد ثالث نسبت به پرونده ۹۲۱۱۵۹ موضوع پرونده ۹۲۱۱۶۴ بدین توضیح که مادر ایشان در مورخ ۸۳/۱۰/۸ چهار دانگ از شش دانگ ملک مشاع را به مساحت ۲۱۴ متر از قطعه اول تفکیکی پلاک ۳۳۶۰ فرعی از ۴۷ اصلی مفروز از پلاک ۱۲۲۷ فرعی واقع در بخش ۱۱ به شماره ۳۳۶۳ / ۴۷به سند مالکیت ۸۳۶۷۸ به صورت صلح عمومی هر کدام از فرزندان منتقل نموده که سهم خواهان به لحاظ سربازی رفتن برادرر بزرگتر منتقل و نهایتا حسب وکالتنامه فروش ۸۳۱۰/۸ - ۲۴۳۷ و مبایعنامه ۵۸۲۲ به ایشان منتقل گردیده که متعاقبا خوانده دعوی ابطال مبایع نامه و ثالث را تقدیم که رد می گردد و بعدا خواهان شکایت کیری مطرح که با وساطت همسایگان توافق ۸۸/۹/۲۴ تنظیم گردیده است و حالیه وی مالک چهار دانگ پلاک موصوف نمی باشد و بدون در نظر گرفتن سهم وی نسبت به انتقال اقدام داشته است دادگاه با مداقه پرونده موصوف از آنجا که خواندگان نیز بدین امر تمسک جسته لیکن از آنجا که دادگاه تنها در مقام رسیدگی به دعوی ثالث می بایست به ادعای مذکور توجه و بدوا خواهان می بایست الزام دارد توافق و اثبات آن بر اساس اسناد رسمی و سپس ادعای اخیر را مسئلت نماید لهذا دادگاه با رد دعوی خواهان و مستندا به ماده ۱۹۷ حکم به رد دعوی ثالث صادر و اعلام می نماید رأی صادره حضوری بوده و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر خواهی در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.

رئیس شعبه ۱۱۸ دادگاه عمومی حقوقی تهران-علی قانعی

رأی دادگاه تجدیدنظر استان

شماره پرونده : ۹۲۰۹۹۸۰۲۴۱۵۰۱۲۹۲ شماره دادنامه : ۹۵۰۹۹۷۲۱۳۰۷۰۰۴۰۲ تاریخ : ۱۳۹۵/۰۳/۲۵

رأی دادگاه

درخصوص تجدیدنظرخواهی آقای م. ز.س. بطرفیت آقای م.م. ز.س. نسبت به دادنامه شماره۸۷۲ مورخ۹۴/۷/۱۱صادره ازشعبه محترم ۱۱۸دادگاه عمومی حقوقی تهران که بموجب آن حکم به بطلان دعوی واردثالث ایشان دردستورفروش ملک مشاع غیرقابل افراز دارای پلاک ثبتی ۴۷/۳۴۶۳بخش ۱۱ تهران موضوع دستورشماره ۳۴۲مورخ۹۴/۳/۲۵صادره ازاین شعبه بین تجدیدنظرخوانده وسایرمالکین مشاعی اصداریافته به این شرح که بدوا تجدیدنظرخوانده درخواست دستورفروش ملک مشاعی را بلحاظ غیرقابل افرازبودن بطرفیت سایرمالکین مشاعی تقدیم دادگاه نموده وشعبه محترم ۱۱۸پس ازارجاع پرونده وبررسی واحرازشرایط دستورفوق راصادرودرخلال رونددادرسی تجدیدنظرخواه دعوی واردثالث رابه طرفیت تجدیدنظرخوانده اقامه وادعا مینماید که مورث آنان یک سوم ملک موصوف که ازطریق سندعادی به ایشان صلح نموده وبرای خود مستقلا ادعای حق نموده ولی دادگاه صادرکننده رای تجدیدنظرخواسته با این استدلال که چنانچه متصالح مدعی حقی برملک محلی نزاع میباشدمیبایست ازطریق مجاری قانونی قضائی اجرای حقوق خودوتعهدات متعهدراخواستارگردد دادگاه نظربه اینکه اولا: دردعوی واردثالث نیازی براین نمیباشد که کلیه اصحاب دعوی اصلی مخاطب آن قرارگیرندبلکه دادخواست واوراق میبایست به تعدادآنان باشدثانیا: دعوی واردثالث به دونوع اصلی وطاری تقسیم میگردد دعوی واردثالث طاری درجایی است که واردثالث خودرادردعوی اصلی ذینفع داشته ولی خواستارحقی مستقل نبوده بلکه جهت تقویت یکی ازاصحاب دعوی به دادرسی واردمیگرددودعوی وارد ثالث اصلی درموضعی است که واردثالث مستقلا برای خودحقی قائل بوده وبه این جهت وارد دادرسی میگرددوتفاوت این دونوع درتبعیت دعوی واردثالث ازدعوی اصلی ازحیث طرق اعتراض به رای بوده به کیفیتی که اگررای دعوی اصلی غیرقابل تجدیدنظر ویا اصحاب دعوی اصلی ازآن تجدیدنظرخواهی بعمل نیاورند دعوی واردثالث غیرقابل تجدیدنظر بوده ولی دردعوی ثالث اصلی وارد ثالث میتواند بدون تبعیت ازرای اصلی ویااصحاب آن ازرای تجدیدنظرخواهی بعمل آوردودرپرونده مطروحه هرچند دستورفروش قطعی وغیرقابل تجدیدنظرخواهی است ولی چون تجدیدنظرخواه دردعوی واردثالث مستقلا برای خودحقی قائل بوده شاید به این جهت دادگاه محترم بدوی رای خودرادردعوی واردثالث قابل تجدیدنظراعلام داشته اما باتوجه به تمامی مراتب فوق ازآنجا که :۱- به حکم ماده ۱۳۰قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی وانقلاب درامورمدنی هرگاه شخص ثالثی درموضوع دادرسی اصحاب دعوی اصلی برای خودمستقلا حقی قایل باشد ویا خودرادرمحل محق نشدن یکی ازطرفین ذینفع بداند میتواند تاوقتی که ختم دادرسی اعلام نشده است وارد دعوا گردد وبرابر ماده ۱۳۱دادخواست ورودشخص ثالث ورونوشت ضمائم آن به تعداداصحاب دعوای اصلی به علاوه یک نسخه باید باشد وباوصول دادخواست شخص ثالث وقت رسیدگی به دعوای اصلی به وی نیز اعلام میگردد (ماده ۱۳۲)وهمچنین سایرمواردمربوط به ورودشخص ثالث) و۲- نظربه اینکه مطابق ماده ۱۷این قانون هردعوایی که درراستای رسیدگی به دعوای دیگر ازطرف خواهان باخوانده باشخص ثالث یاازطرف متداعیین اصلی به ثالث اقامه شود دعوای طاری نامیده میشودلذاهمچنان که ملاحظه میشودمقنن درتمامی مواردفوق ازعنوان دعوی اصلی ویاواژه دعوا استفاده نموده وشرط طرح دعوی طاری آن است که به منازعه اصلی عنوان دعوی صدق کند وهرگاه به روند دادرسی بین خواهان وخوانده اصلی عنوان دعوی صدق نکند امکان طرح دعوی طاری متصورنیست و۳-بالحاظ اینکه ماده چهارقانون افرازوفروش املاک مشاع که مقرر داشته ملکی که بموجب تصمیم قطعی غیرقابل افرازتشخیص شود باتقاضای هریک ازشرکاءبه دستور دادگاه شهرستان فروخته میشود وازاین تقاضا به عنوان دعوی یادننموده ورویه قضایی نیز رسیدگی به تقاضای فروش ملک مشاع رادعوی نداشته بلکه به عنوان دستورفروش را برای آن مقررداشته ۴- نظربه اینکه یکی ازمعانی دعوی فصل خصوت درنزاع حاصله بین متداعیین است وبراین اساس نتیجه دعوی مطابق مواد۲و۴و۳و۲۹۹ قانون آئین دادرسی مدنی انشاء رای درقالب حکم یاقرارمیباشد وبراین اساس دستورفروش عنوان رای راندارد لذا دادگاه طرح دعوی وارد ثالث درتقاضای فروش ملک مشاع رامخالف قواعد ومقررات فوق داشته که ازاین حیث موردتوجه دادگاه محترم بدوی انشاء کننده رای تجدیدنظرخواسته قرارنگرفته وبه استناد مواد فوق و۲و۳۴۸و۳۵۸ ازقانون ضمن نقض رای تجدیدنظرخواسته قرارعدم استماع دعوی واردثالث راصادرواعلام میداردقرارقطعی است .

شعبه ۶۲ دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار و مستشار

یوسف یعقوبی محمودآبادی - محمدعلی اسفنانی