قانون امور حسبی

حسبه در لغت به معنی شمارش و حساب و پاداش و تدبیر و امر به معروف و نهی از منکر است. این واژه در فرهنگ فارسی امور به معنی کارها، عمل ها و شغل ها و حسبی به معنای آنچه مربوط به شرف خانوادگی یا حسب و همچنین به معنای آنچه از مفاخر اجداد بشمرند و یاد کنند می باشد. [۱] ماده 1 قانون امور حسبی، در تعریف این قانون بیان می‌دارد: «امور حسبی اموری است که دادگاه‌ها مکلفند نسبت به آن امور اقدام نموده و تصمیمی اتخاذ نمایند بدون اینکه رسیدگی به آن‌ها متوقف بر وقوع اختلاف و منازعه بین اشخاص و اقامه دعوی از طرف آن‌ها باشد».[۲] این قانون، مصوب دوم تیرماه 1319 و دارای 378 ماده است. موضوعاتی از قبیل قیمومت، غائب مفقودالاثر،امور رجع به ترکه و ... در این قانون مورد بررسی قرار گرفته است.[۳]

پیشینه

قانون امور حسبی در سال 1319 تصویب شده و تا کنون در چندین نوبت اصلاحاتی هم به آن وارد گردیده است. [۴][۵]

محتوی قانون

قانون امور حسبی مصوب 1319/04/02 مشتمل بر 378 ماده و در بردارنده موضوعاتی از قبیل قیمومت، غایب مفقودالاثر، امور راجع به ترکه می باشد. [۶]

ارتباط با سایر قوانین

نظر به اینکه قانون امور حسبی خاص است ولی قانون آیین دادرسی در امور مدنی عام است منظور قانونگذار از اطلاق ماده 1 قانون آیین دادرسی در امور مدنی نمی تواند موجبی باشد که بتوان از ماده 519 از این قانون نتیجه گیری کرد و قانون امور حسبی را مغایر با آن تلقی نمود. زیرا قانون آیین دادرسی مدنی عام لاحق است و قانون امور حسبی خاص سایق است و در تعارض با یکدیگر عام لاحق ناسخ خاص سابق نمی باشد بلکه هدف قانونگذار این بوده است که رسیدگی به امور حسبی نیز تابع تشریفات مقرر در قانون آیین دادرسی مدنی جدیدباشدبه این معنا که در هر مورد که در قانون امور حسبی به قانون آیین دادرسی مدنی ارجاع شده مقررات قانون آیین دادرسی در امور مدنی لازم الرعایت است و در سایر ترتیبات خاص مقرر در قانون امور حسبی به عنوان قانون خاص الزامی است. [۷]

ویژگی ها

به موجب ماده 27 قانون امور حسبی تصمیم دادگاه در امور حسبی قابل پژوهش و فرجام نیست. مگر آنچه در قانون بدان تصریح شده باشد. [۸] همچنین مشهور است که تصمیم دادگاه در امور حسبی دارای اعتبار امر مختوم نیست و می توان آن را تغییر داد. به بیان دیگر بر خلاف آرای دادگاه در مسائل جزایی یا مدنی که اگر در صدور آنها اشتباهی صورت گیرد و مددل شود نیز دادگاه نمی تواند در آن تغییری دهد، در امور حسبی این اختیار به دادگاه داده شده تا با دست باز تصمیم خود را با تغییر دهد. [۹] ویژگی دیگر امور حسبی این است که اجرای حکم در این امور بر خلاف امور ترافعی که الزاما باید رایی علیه خوانده صادر شود و او ملزم به اجرا شود، تنها با دستور دادگاه و حتی بدون در خواست ذی نفع و صدور اجرائیه انجام می پذیرد. [۱۰]

منابع

  1. فهیمه ملک زاده. دانشنامه حقوقی (آیین دادرسی کیفری-مدنی). چاپ 1. مجد، 1395.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6667472
  2. ماده 1 قانون امور حسبی
  3. محمدمجتبی رودیجانی. قانون امور حسبی در نظم حقوقی کنونی. چاپ 1. کتاب آوا، 1397.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6655164
  4. سیدجلال الدین مدنی. مباحث ارث (موانع ارث، موجبات ارث، طبقات وارث، اقوام سببی و نسبی، انحصار وراثت، تحریر ترکه، تقسیم ترکه). پایدار، 1382.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6667428
  5. سیدجلال الدین مدنی. حقوق مدنی (جلد هفتم) (بررسی مشخصات اشخاص و محجورین، وضعیت، شخصیت، هویت، تابعیت، اقامت، قیمومت). چاپ 5. پایدار، 1385.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6667432
  6. محمدمجتبی رودیجانی. قانون امور حسبی در نظم حقوقی کنونی. چاپ 1. کتاب آوا، 1397.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6667440
  7. احمد زارعی. پاسخ به 266 پرسش قضایی کاربردی (درباره امور حسبی، اجرای احکام، خانواده، اجاره و تملک آپارتمان ها). چاپ 2. خرسندی، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6667480
  8. مهرداد افضلی. خود آموز و راهنمای آیین دادرسی مدنی. چاپ 2. طرح نوین اندیشه، 1390.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6667448
  9. عبداله خدابخشی. تحلیل فقهی-حقوقی قانون امور حسبی و تأثیر آن در رویه قضایی. چاپ 2. خرسندی، 1392.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6667460
  10. فریدون نهرینی. ایستایی اجرای حکم دادگاه. چاپ 1. گنج دانش، 1392.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6667464