نسبت‌سنجی نظریه دولت رفاه و نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران در حوزه فقرزدایی

از ویکی حقوق
پرش به ناوبری پرش به جستجو
پژوهش های نوین حقوق اداری
عنواننسبت‌سنجی نظریه دولت رفاه و نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران در حوزه فقرزدایی
نویسندهمرضیه سلیمانی سیبنی
سید احمد حبیب نژاد
محور موضوعیحقوق عمومی
سال نشر۱۳۹۹
منتشر شده درنشریه پژوهش های نوین حقوق اداری
دوره۲
شماره۵
دانلود مقالهدانلود از سایت نشریه


نسبت‌سنجی نظریه دولت رفاه و نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران در حوزه فقرزدایی عنوان مقاله‌ای از مرضیه سلیمانی سیبنی و سید احمد حبیب نژاد است که در سال 1399 در شماره‌ی 5 نشریه پژوهش‌های نوین حقوق اداری منتشر شده است.

چکیده

از آنجائیکه رفع فقر و محرومیت یکی از مهمترین مسائل و دغدغه های نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران و قوانین و اسناد بالادستی می‌باشد، انتخاب یک نظریه متناسب با این نظام، جهت ریشه‌کن نمودن فقر، از اهمیت بالایی برخوردار است. بدین ترتیب، بررسی و تعیین نسبت میان نظریه دولت رفاه به عنوان یکی از نظریات فقرزدایی با نظام حقوقی حاکم بر جمهوری اسلامی ایران مسئله‌ای است نیازمند تعمق جدی در اهداف و برنامه‌های حاکم بر هر دو، تا مشخص گردد که آیا نظریه دولت رفاه قابل برداشت از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران می‌باشد یا خیر؟ و اینکه آیا اساساً این نظریه با نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران هم‌راستا و هماهنگ است؟ فرای عدم توفیق نظریه دولت رفاه در فقرزدایی از کشورهایی که آن را به کار بسته‌اند، با بررسی قوانین و ایدئولوژی حاکم بر نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران، مشخص می‌گردد تناسب حقوقی لازم میان نظریه مذکور با نظام فعلی ما وجود نداشته و اساساً می‌توان گفت که یکی از دلایل عدم توفیق راهکارهای مبتنی بر نظریه دولت رفاه از جمله پرداخت یارانه‌ها، مسکن مهر، سبد کالاهای اساسی و اقداماتی اینچنین، در رفع فقر از ایران، به جهت همین ناهماهنگی میان نظریه دولت رفاه و نظم حقوقی و دیدگاه حاکم بر نظام جمهوری اسلامی ایران می‌باشد.

کلیدواژه‌ها

مواد مرتبط