ماده ۲۰ قانون آیین دادرسی کیفری: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی حقوق
پرش به ناوبری پرش به جستجو
جز (Wikihagh admin صفحهٔ ماده 20 قانون آيين دادرسي كيفري را به ماده ۲۰ قانون آیین دادرسی کیفری منتقل کرد: فارسی سازی نویسه ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
سقوط دعواي عمومي موجب سقوط دعواي خصوصي نيست . هرگاه تعقيب امر كيفري به جهتي از جهات قانوني موقوف يا منتهي به صدور قرار منع تعقيب يا حكم برائت شود ، دادگاه كيفري مكلف است ، در صورتي كه دعواي خصوصي در آن دادگاه مطرح شده باشد ، مبادرت به رسيدگي و صدور رأي نمايد .
سقوط دعواي عمومي موجب سقوط دعواي خصوصي نيست . هرگاه تعقيب امر كيفري به جهتي از جهات قانوني موقوف يا منتهي به صدور قرار منع تعقيب يا حكم برائت شود ، دادگاه كيفري مكلف است ، در صورتي كه دعواي خصوصي در آن دادگاه مطرح شده باشد ، مبادرت به رسيدگي و صدور رأي نمايد .
== پیشینه ==
ماده 10 قانون آیین دادرسی کیفری 1378 مقرر میداشت:" در امور مالی هرگاه قبل از صدور حکم قطعی،متهم فوت کند،ادعای خصوصی به قوت خود باقیست.اسقاط حقوق عمومی به جهاتی از جهات قانونی موجب اسقاط حقوق خصوصی نمیشود."<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی کنونی (همراه با فهرست تفصیلی عناوین مجرمانه)|ترجمه=|جلد=|سال=1389|ناشر=ققنوس|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=701212|صفحه=|نام۱=عباس|نام خانوادگی۱=زراعت|چاپ=4}}</ref>
== نکات توضیحی تفسیری دکترین ==
حاکمیت امر مختوم کیفری ،ایجاب میکند که از طرح مجدد دعوای کیفری خودداری شود.اما این حاکمیت مانع از این نیست که متضرر از جرم دعوای ضرر و زیان ناشی از جرم را متعاقب بر تصمیم مراجع کیفری اقامه کند.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=آیین دادرسی کیفری (جلد اول)|ترجمه=|جلد=|سال=1387|ناشر=سمت|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=1094516|صفحه=|نام۱=محمد|نام خانوادگی۱=آشوری|چاپ=13}}</ref> به عبارتی دیگر دعوای مدنی و کیفری از نظر نتیجه،لازم و ملزوم یکدیگر نیستند.بنابراین چنانچه متهم از جنبه عمومی برائت حاصل کند،ممکن است حکم به محکومیت وی از جنبه خصوصی داده شود.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=اصول آیین دادرسی کیفری ایران|ترجمه=|جلد=|سال=1392|ناشر=مجد|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=4072428|صفحه=|نام۱=عباس|نام خانوادگی۱=زراعت|چاپ=2}}</ref>گفتنی است تکلیف مذکور در ماده،در صورتی است که دعوای خصوصی در دادگاه مطرح شده باشد ولی در این دادگاه قرار موقوفی تعقیب،منع تعقیب یا حکم برائت صادر شده باشد.اما اگر اتهام در دادسرا  به صدور قرار منع یا موقوفی تعقیب منتهی شود، از آنجا که اصولا دادسرا مقام مطالبه ضرر و زیان نیست،به این دلیل موجه که پرونده به دادگاه ارسال نمیشود،تکلیفی در این باره بر دادگاه کیفری وارد نمیشود.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=نکته ها در قانون آیین دادرسی کیفری|ترجمه=|جلد=|سال=1393|ناشر=موسسه مطالعات و پژوهش های حقوقی شهر دانش|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=4713384|صفحه=|نام۱=علی|نام خانوادگی۱=خالقی|چاپ=1}}</ref>در این مورد در فرض سکوت مدعی خصوصی درباره دعوای خصوصی،با وجود اقامه دعوای کیفری در دادگاه،مرجع کیفری تنها به جنبه عمومی جرم رسیدگی میکند و تکلیفی در جهت جنبه خصوصی ندارد و مدعی برای درخواست جبران خسارت الزاما باید به دادگاه حقوقی مراجعه کند.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=آیین دادرسی کیفری منطبق با ق.آ.د.ک جدید مصوب 1392|ترجمه=|جلد=|سال=1393|ناشر=جنگل|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=4959104|صفحه=|نام۱=رجب|نام خانوادگی۱=گلدوست جویباری|چاپ=2}}</ref>
== منابع ==
<nowiki>{{پانویس}}</nowiki>

نسخهٔ ‏۱۶ فوریهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۳:۵۴

سقوط دعواي عمومي موجب سقوط دعواي خصوصي نيست . هرگاه تعقيب امر كيفري به جهتي از جهات قانوني موقوف يا منتهي به صدور قرار منع تعقيب يا حكم برائت شود ، دادگاه كيفري مكلف است ، در صورتي كه دعواي خصوصي در آن دادگاه مطرح شده باشد ، مبادرت به رسيدگي و صدور رأي نمايد .

پیشینه

ماده 10 قانون آیین دادرسی کیفری 1378 مقرر میداشت:" در امور مالی هرگاه قبل از صدور حکم قطعی،متهم فوت کند،ادعای خصوصی به قوت خود باقیست.اسقاط حقوق عمومی به جهاتی از جهات قانونی موجب اسقاط حقوق خصوصی نمیشود."[۱]

نکات توضیحی تفسیری دکترین

حاکمیت امر مختوم کیفری ،ایجاب میکند که از طرح مجدد دعوای کیفری خودداری شود.اما این حاکمیت مانع از این نیست که متضرر از جرم دعوای ضرر و زیان ناشی از جرم را متعاقب بر تصمیم مراجع کیفری اقامه کند.[۲] به عبارتی دیگر دعوای مدنی و کیفری از نظر نتیجه،لازم و ملزوم یکدیگر نیستند.بنابراین چنانچه متهم از جنبه عمومی برائت حاصل کند،ممکن است حکم به محکومیت وی از جنبه خصوصی داده شود.[۳]گفتنی است تکلیف مذکور در ماده،در صورتی است که دعوای خصوصی در دادگاه مطرح شده باشد ولی در این دادگاه قرار موقوفی تعقیب،منع تعقیب یا حکم برائت صادر شده باشد.اما اگر اتهام در دادسرا به صدور قرار منع یا موقوفی تعقیب منتهی شود، از آنجا که اصولا دادسرا مقام مطالبه ضرر و زیان نیست،به این دلیل موجه که پرونده به دادگاه ارسال نمیشود،تکلیفی در این باره بر دادگاه کیفری وارد نمیشود.[۴]در این مورد در فرض سکوت مدعی خصوصی درباره دعوای خصوصی،با وجود اقامه دعوای کیفری در دادگاه،مرجع کیفری تنها به جنبه عمومی جرم رسیدگی میکند و تکلیفی در جهت جنبه خصوصی ندارد و مدعی برای درخواست جبران خسارت الزاما باید به دادگاه حقوقی مراجعه کند.[۵]

منابع

{{پانویس}}

  1. عباس زراعت. قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی کنونی (همراه با فهرست تفصیلی عناوین مجرمانه). چاپ 4. ققنوس، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 701212
  2. محمد آشوری. آیین دادرسی کیفری (جلد اول). چاپ 13. سمت، 1387.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 1094516
  3. عباس زراعت. اصول آیین دادرسی کیفری ایران. چاپ 2. مجد، 1392.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 4072428
  4. علی خالقی. نکته ها در قانون آیین دادرسی کیفری. چاپ 1. موسسه مطالعات و پژوهش های حقوقی شهر دانش، 1393.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 4713384
  5. رجب گلدوست جویباری. آیین دادرسی کیفری منطبق با ق.آ.د.ک جدید مصوب 1392. چاپ 2. جنگل، 1393.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 4959104