ماده ۱۰۸ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری

از ویکی حقوق
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ماده ۱۰۸ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری (اصلاحی 1402/02/10): شعبه دیوان پس از صدور رأی مکلف است آن را به طرفین ابلاغ کند. محکومٌ علیه موظف است ظرف یک ماه از تاریخ ابلاغ حکم قطعی، نسبت به اجرای کامل رأی یا جلب رضایت محکومٌ ‌له اقدام و نتیجه را به‌طور کتبی به شعبه صادرکننده حکم قطعی اعلام کند. در صورت عدم اجرای رأی یا عدم جلب رضایت محکومٌ‌ له در مهلت مقرر، با درخواست محکومٌ‌ له پرونده به واحد اجرای احکام ارسال می‌‌شود.

توضیح واژگان

رای دادگاه یا حکم است یا قرار.[۱] چنانچه رأی دادگاه راجع به ماهیت دعوا و قاطع آن به‌طور جزئی یا کلی باشد، حکم، و در غیر این صورت قرار نامیده می‌شود.[۲]

شایان ذکر است که رأی در لغت به معنای دیدن، نگریستن با چشم و نظر و جمع آن آراست. در علم اصول دربارهٔ تعریف آن اتفاق نظر وجود ندارد. عده‌ای آن را به کار بردن اوج اندیشه می‌دانند و عده‌ای به گمان نامبتنی بر برهان رأی اطلاق کرده‌اند و برخی دیگر، باورهای غیرمستدل افراد را رأی دانسته‌اند.[۳]

نکات توضیحی تفسیری دکترین

تعقیب عملیات اجرایی از ناحیه دادرس واحد اجرای احکام بدون وجود درخواست محکوم له امکانپذیر نیست همچنین محکوم له حق دارد عملیات اجرائی را متوقف نموده یا مدتی به تاخیر اندازد و یا اساسا از عملیات اجرایی انصراف دهد.[۴] در ضمن در مهلت تعیین شده محکوم علیه می تواند مستقیما با محکوم له وارد مذاکره شود و به نحوی نظر او را جلب نمایدو حدی برای سازش وجود ندارد. برای مثال چنانچه محکوم علیه با محکوم له توافق نمایند که موضوع حکم به صورت اقساطی پرداخت شود یا به نوعی با رعایت شرایط قانونی مصالحه ای بین طرفین انجام شود مسئله اجرا پایان می یابد. [۵]

منابع

  1. علی مهاجری. آیین قضاوت مدنی در محاکم ایران. چاپ 5. فکرسازان، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6405236
  2. ماده ۲۹۹ قانون آیین دادرسی مدنی
  3. مسعود انصاری و محمدعلی طاهری. دانشنامه حقوق خصوصی (جلد دوم). چاپ 2. محراب فکر، 1386.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 420808
  4. محمدرضا دلاوری. شرح و تحلیل قانون دیوان عدالت اداری. چاپ 1. جنگل، 1390.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 3209780
  5. محمدرضا دلاوری. شرح و تحلیل قانون دیوان عدالت اداری. چاپ 1. جنگل، 1390.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 3209592