رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری درباره اعلام تعارض آراء صادره از شعبه ۴ و ۶ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری

از ویکی حقوق
نسخهٔ تاریخ ‏۷ ژانویهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۴:۴۶ توسط Itbot (بحث | مشارکت‌ها) (صفحه‌ای تازه حاوی «'''رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری درباره اعلام تعارض آراء صادره از شعبه ۴ و ۶ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری'''{{جعبه اطلاعات آراء هیات عمومی دیوان عدالت اداری|موضوع=اعلام تعارض آراء صادره از شعبه ۴ و ۶ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری|شاکی=آقای علیرضا...» ایجاد کرد)
(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)
پرش به ناوبری پرش به جستجو

رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری درباره اعلام تعارض آراء صادره از شعبه ۴ و ۶ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری

رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری درباره اعلام تعارض آراء صادره از شعبه ۴ و ۶ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری
مرجع صادر کنندههیأت عمومی دیوان عدالت اداری
شاکیآقای علیرضا رهبر
موضوعاعلام تعارض آراء صادره از شعبه ۴ و ۶ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری
کلاسه پرونده۷۳۸/۸۴
تاریخ رأیيکشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۶
شماره دادنامه۸۶/۹۶۷

مقدمه: الف-۱- شعبه ششم در رسیدگی به پرونده کلاسه ۷۸/۲۳۳۳ موضوع شکایت آقای علیرضا رهبر به طرفیت، سازمان تامین اجتماعی استان فارس به خواسته برقراری مستمری به شرح دادنامه شماره ۲۴۶۰ مورخ ۹/۱۲/۷۹ چنین رأی صادر نموده است، با توجه به اینکه اقدامات قانونی سازمان تامین اجتماعی باید پس از وصول مدارک و مستندات از اداره کار و تایید کسر حق بیمه توسط کارفرما و واریز آن به حساب سازمان تأمین اجتماعی انجام پذیرد و حسب لایحه سازمان و محتویات پرونده استنادی شاکی از تاریخ ۱/۱/۷۱ با سازمان قطع رابطه داشته و پس از صدور رأی کمیسیون پزشکی مبنی بر از کارافتادگی کلی غرامت دستمزد خود را یکجا دریافت نموده و در نهایت از ناحیه سازمان مشتکیعنه تخلفی صورت نگرفته، علیهذا حکم بر بطلان شکایت شاکی صادر و اعلام میگردد الف-۲- شعبه چهارم تجدیدنظر در رسیدگی به پرونده کلاسه ۸۰/۲۶۴ موضوع تقاضای تجدیدنظر آقای علیرضا رهبر نسبت به دادنامه شماره ۲۴۶۰ مورخ ۹/۱۲/۷۹ شعبه ششم به شرح دادنامه شماره ۱۴۴۵ مورخ ۱۲/۹/۸۱ با رد اعتراض تجدیدنظر خواه، دادنامه بدوی را عینا تایید نموده است

ب-۱- شعبه دوازدهم در رسیدگی به پرونده کلاسه ۷۷/۱۳۹۵ و ۷۷/۱۸۱۴ موضوع شکایت آقای غلامعلی رستگار به طرفیت سازمان تأمین اجتماعی به خواسته، برقراری مستمری به شرح دادنامه شماره ۱۱۴۴ و ۱۱۴۹ مورخ ۱۳/۷/۱۳۷۹ چنین رأی صادر نموده است، شاکی مینویسد که بعد از چندین سال کارگری و ۴ سال به صورت کارگر بیمهای از ۱/۱/۷۱ به علت سن زیاد از کارافتاده و اخراج شده و با وجود نظر اداره کار بر اعاده به کار او از ادامه کارش جلوگیری شده و ناچار به تأمین اجتماعی مراجعه کرده و شورای پزشکی آباده او را از کار افتاده تشخیص داده و تا ۴ سال مستمری بگیر بوده که از خرداد ۷۵ قطع شده و پس از تعهد نیروی هوائی در پرداخت کسری وجوه بیمه تا ده سال تأمین اجتماعی از اجرای خواسته مذکور استنکاف کرده و مدیرکل تامین اجتماعی استان فارس پاسخ داده که شاکی از۲۸/۶/۶۴

لغایت اسفند ۱۳۷۰ به صورت روزمزد در پایگاه هوایی دهبید مشغول به کار بوده و سپس اخراج و ارتباط او قطع شده و طبق رأی اداره کار به اعاده کار و خودداری کارفرما از اشتغال او به علت کهولت سن ناچارا به استناد چند گواهی پزشکی که مسئولیت قانونی ندارد و بدون رعایت ماده ۷۰ قانون تأمین اجتماعی به کمیسیون پزشکی اعزام و از کارافتاده تشخیص میشود و غرامت ایام بیکاری از ۱/۱/۷۱ تا ۲۳/۱۲/۷۱ دریافت میکند که فاقد ارزش قانونی است

مدارک پیوست حاکی است که شاکی در فروردین سال ۷۱ از کار اخراج شده و به هیأت تشخیص اداره کار استان فارس شکایت نموده و کارفرما با وجود رأی هیأت مذکور به اعاده بکار از اشتغال او خودداری کرده و شاکی پس از اعلام بیماری گواهی لازم را ارائه داده که حسب نامه مورخ ۱۲/۸/۷۵ مدیرکل کار و امور اجتماعی استان فارس بیماری شاکی و عدم اشتغال او به کار و عدم دریافت دستمزد مورد تایید مدیرکل اداره کار استان فارس قرار گرفته و شعبه تامین اجتماعی با احراز شرایط قانونی اقدام به برقراری مستمری کرده و همان طور که تامین اجتماعی آباده متذکر شده اقدام آن شعبه در پرداخت مستمری به شاکی بر اساس نظر پزشک معالج در عدم توانائی انجام کار شاکی بوده و سهو و اشتباهی صورت نگرفته و بیماری منجر به از کارافتادگی شاکی مورد تایید پزشک معالج و پزشک متخصص نیز قرار گرفته و لذا پرداخت مستمری به طور قانونی انجام گرفته و به صورت حق مکتسبه قانونی شاکی پذیرفته شده و با توجه به عدم اشتغال شاکی به کار و عدم دریافت دستمزد از طرف او قطع مستمری مذکور قانونی نبوده و خواسته شاکی به ادامه پرداخت مستمری مذکور وارد به نظر میرسد

ب-۲- شعبه ششم تجدیدنظر در رسیدگی به پرونده کلاسه ۷۹/۱۱۲۶ موضوع تقاضای تجدیدنظر سازمان تامین اجتماعی نسبت به دادنامه شماره ۱۱۴۴ و ۱۱۴۹ مورخ ۱۳/۷/۷۹ شعبه دوازدهم به شرح دادنامه شماره ۱۰۱۴ مورخ ۲۵/۸/۸۱ قطع مستمری از کارافتادگی شاکی را فاقد محمل قانونی دانسته و نتیجتا با اعلام عدم ورود تجدیدنظر خواهی دادنامه بدوی را عینا تایید و استوار نموده است

هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ فوق با حضور رؤسا و مستشاران و دادرسان علیالبدل شعب دیوان تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء به شرح آتی مبادرت به صدور رأی مینماید

رأی هیأت عمومی

اولا تناقض در مدلول دادنامه قطعی شماره ۱۴۴۵ مورخ ۱۲/۹/۸۱ شعبه چهارم تجدیدنظر با دادنامه شماره ۱۰۱۴ مورخ ۲۵/۸/۸۱ شعبه ششم تجدیدنظر محرز به نظر میرسد

ثانیا مستفاد از محتویات پروندههای فوقالذکر این است که شاکیان به تشخیص کمیسیون پزشکی ذیصلاح موضوع ماده ۹۱ قانون تأمین اجتماعی مصوب ۱۳۵۴ و بر اساس جداول و ضوابط و مقررات شورای عالی تامین اجتماعی از کار افتاده کلی غیر ناشی از کار شناخته شدهاند و به لحاظ احراز شرایط مقرر در ماده ۷۵ قانون مذکور مستمری از کارافتادگی غیر ناشی از کار ماهانه درباره آنان برقرار و پرداخت شده است

نظر به اینکه قطع مستمری مزبور بدون تمسک به حکم قانونی معتبر نافی حق مکتسب قانونی افراد و فاقد مجوز قانونی میباشد، بنابراین دادنامه قطعی شماره ۱۰۱۴ مورخ ۲۵/۸/۸۱ شعبه ششم تجدیدنظر دیوان مبنی بر تایید دادنامه شماره ۱۱۴۴-۱۱۴۹ مورخ ۱۳/۷/۷۹ شعبه دوازدهم بدوی دیوان مشعر بر عدم جواز قطع مستمری مزبور و استحقاق شاکی به دریافت آن موافق اصول و موازین قانونی است

این رأی به استناد بند ۲ ماده ۱۹ و ماده ۴۳ قانون دیوان عدالت اداری برای شعب دیوان و سایر مراجع اداری ذیربط در موارد مشابه لازم الاتباع است


رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری علی رازینی


کدمنبع: 2601