تاثیر دین و مذهب رسمی بر حقوق اقلیت های دینی: تفاوت میان نسخه‌ها

پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۲: خط ۲:
'''تاثیر دین و مذهب رسمی بر حقوق اقلیت های دینی''' عنوان پایان نامه ای است که توسط [[محمدمهدی طباخی]]، با راهنمایی [[مهناز بیات کمیتکی]] و با مشاوره [[محمد جلالی]] در سال ۱۴۰۲ و در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی دفاع گردید.
'''تاثیر دین و مذهب رسمی بر حقوق اقلیت های دینی''' عنوان پایان نامه ای است که توسط [[محمدمهدی طباخی]]، با راهنمایی [[مهناز بیات کمیتکی]] و با مشاوره [[محمد جلالی]] در سال ۱۴۰۲ و در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی دفاع گردید.
==چکیده==
==چکیده==
رویکرد حکومت‌ها نسبت به مسئله‌ی دین همواره متفاوت بوده است. در برهه‌هایی از تاریخ دولت‌ها به انحصار دینی معتقد بوده و تمام حمایت‌ها در خصوص یک دین واحد صورت می‌گرفته است؛ در مقابل ادیان دیگر، در اقلیت بودند و به حاشیه رانده می‌شدند و از بسیاری از [[حقوق اجتماعی]] خود محروم بودند. دین رسمی می‌تواند در دو بستر ظاهر شود؛ اول رسمیت شکلی؛ بدین معنا که در [[قانون اساسی]] یک کشور، یک دین به صورت خاص به عنوان دین رسمی اعلام شده یا مورد حمایت قرار گیرد ولی در ارکان حکومت و دولت دین دخالتی نداشته باشد و دوم رسمیت ماهوی؛ بدین معنا که علاوه بر بازنمایی دین در [[قانون اساسی]] و به رسمیت شناختن یک دین خاص، مداخله و رویه‌ی دولت به گونه‌ای باشد که دربردارنده حمایت از یک دین خاص باشد. این تحقیق با بررسی حقوق اقلیت‌های دینی در کشورهایی که دارای دین رسمی یا مورد حمایت به صورت‌های پیش گفته هستند، تلاش کرده است تا ضمن بررسی مبانی نظری دین رسمی و نیز حقوق اقلیت‌های دینی، به وضعیت کشورهای مختلفی که برخورداری از دین رسمی را به عنوان وضعیت حقوقی خود تعریف کرده‌اند، بپردازد و وضعیت اجتماعی، مدنی، سیاسی، آموزش و نیز زندگی آزادانه و تحت تعلیمات دین رسمی اقلیت‌های دینی را ارزیابی کند. این بررسی در دو قالب کشورهای اسلامی دارای دین رسمی و کشورهای غیراسلامی دارای دین رسمی انجام گرفته است. در بخش اول، بررسی کشورهای اسلامی از جمله ایران، پاکستان، عراق، مصر، بنگلادش، اندونزی و مالزی نشان از وضعیت نامناسب اقلیت‌های دینی در مجموع از حیث بهره‌مندی از حقوق بنیادین انسانی آنها در این کشورها دارد. در واقع با اولویت بخشیدن به دین رسمی در این دولت‌ها تامین و تضمین حقوق بنیادین اقلیت‌های دینی با چالش‌های جدی مواجه است. از سوی دیگر در کشورهای غیراسلامی نظیر دانمارک، یونان، نروژ، انگلستان و فنلاند که برغم عدم اعلام دین و مذهب رسمی در قانون اساسی، از یک دین و مذهب به عنوان دین غالب و مذهب مورد حمایت نظام حقوقی و سیاسی خود نام برده‌اند، دین رسمی جنبه‌ی تشریفاتی دارد و تلاش دولت‌ها روی هم رفته آن است که تمامی ادیان و اقلیت‌ها علی رغم شمار اعضای خود از حقوق یکسانی برخوردار شوند. بررسی‌ها حاکی از آن است که در این مسیر دولت‌های موصوف تلاش می‌کنند تا با ترویج گفتگوی میان ادیان، برابری، مدارا و آزادی دینی را در درون جوامع خود تحقق ببخشند.
رویکرد حکومت‌ها نسبت به مسئله‌ی دین همواره متفاوت بوده است. در برهه‌هایی از تاریخ دولت‌ها به انحصار دینی معتقد بوده و تمام حمایت‌ها در خصوص یک دین واحد صورت می‌گرفته است؛ در مقابل ادیان دیگر، در اقلیت بودند و به حاشیه رانده می‌شدند و از بسیاری از [[حقوق اجتماعی]] خود محروم بودند. دین رسمی می‌تواند در دو بستر ظاهر شود؛ اول رسمیت شکلی؛ بدین معنا که در [[قانون اساسی]] یک کشور، یک دین به صورت خاص به عنوان دین رسمی اعلام شده یا مورد حمایت قرار گیرد ولی در ارکان حکومت و دولت دین دخالتی نداشته باشد و دوم رسمیت ماهوی؛ بدین معنا که علاوه بر بازنمایی دین در [[قانون اساسی]] و به رسمیت شناختن یک دین خاص، مداخله و رویه‌ی دولت به گونه‌ای باشد که دربردارنده حمایت از یک دین خاص باشد. این تحقیق با بررسی حقوق اقلیت‌های دینی در کشورهایی که دارای دین رسمی یا مورد حمایت به صورت‌های پیش گفته هستند، تلاش کرده است تا ضمن بررسی مبانی نظری دین رسمی و نیز [[حقوق اقلیت‌ دینی|حقوق اقلیت‌های دینی]]، به وضعیت کشورهای مختلفی که برخورداری از دین رسمی را به عنوان وضعیت حقوقی خود تعریف کرده‌اند، بپردازد و وضعیت اجتماعی، مدنی، سیاسی، آموزش و نیز زندگی آزادانه و تحت تعلیمات دین رسمی اقلیت‌های دینی را ارزیابی کند. این بررسی در دو قالب کشورهای اسلامی دارای دین رسمی و کشورهای غیراسلامی دارای دین رسمی انجام گرفته است. در بخش اول، بررسی کشورهای اسلامی از جمله ایران، پاکستان، عراق، مصر، بنگلادش، اندونزی و مالزی نشان از وضعیت نامناسب اقلیت‌های دینی در مجموع از حیث بهره‌مندی از حقوق بنیادین انسانی آنها در این کشورها دارد. در واقع با اولویت بخشیدن به دین رسمی در این دولت‌ها تامین و تضمین [[حقوق بنیادین]] اقلیت‌های دینی با چالش‌های جدی مواجه است. از سوی دیگر در کشورهای غیراسلامی نظیر دانمارک، یونان، نروژ، انگلستان و فنلاند که برغم عدم اعلام دین و مذهب رسمی در قانون اساسی، از یک دین و مذهب به عنوان دین غالب و مذهب مورد حمایت [[نظام حقوقی]] و سیاسی خود نام برده‌اند، دین رسمی جنبه‌ی تشریفاتی دارد و تلاش دولت‌ها روی هم رفته آن است که تمامی ادیان و اقلیت‌ها علی رغم شمار اعضای خود از [[حقوق]] یکسانی برخوردار شوند. بررسی‌ها حاکی از آن است که در این مسیر دولت‌های موصوف تلاش می‌کنند تا با ترویج گفتگوی میان ادیان، [[برابری]]، [[مدارا]] و [[آزادی دینی]] را در درون جوامع خود تحقق ببخشند.
==ساختار و فهرست پایان نامه==
==ساختار و فهرست پایان نامه==
فهرست تفصیلی تحقیق مقدمه:
فهرست تفصیلی تحقیق مقدمه:
۷۴۸

ویرایش

منوی ناوبری