ماده ۶۳ قانون آیین دادرسی کیفری: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی حقوق
پرش به ناوبری پرش به جستجو
(ابرابزار)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۶: خط ۶:
== نکات توضیحی تفسیری دکترین ==
== نکات توضیحی تفسیری دکترین ==
انفصال از خدمات دولتی، در قوانین کیفری در شمار یکی از مجازات‌های کیفری آمده‌است؛ بنابراین با وجود اینکه از کلمه تخلف در صدر ماده استفاده شده‌است، نقض مقررات مندرج در مواد یاد شده، جرم است و در صلاحیت مراجع قضائی است و از آنجا که مرتکبین تخلف در این ماده در مقام ضابط مرتکب جرم شده‌اند، قابل تعقیب و محاکمه خواهند بود.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=نکته‌ها در قانون آیین دادرسی کیفری (ویرایش جدید)|ترجمه=|جلد=|سال=1397|ناشر=شهردانش|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=6277404|صفحه=|نام۱=علی|نام خانوادگی۱=خالقی|چاپ=12}}</ref>
انفصال از خدمات دولتی، در قوانین کیفری در شمار یکی از مجازات‌های کیفری آمده‌است؛ بنابراین با وجود اینکه از کلمه تخلف در صدر ماده استفاده شده‌است، نقض مقررات مندرج در مواد یاد شده، جرم است و در صلاحیت مراجع قضائی است و از آنجا که مرتکبین تخلف در این ماده در مقام ضابط مرتکب جرم شده‌اند، قابل تعقیب و محاکمه خواهند بود.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=نکته‌ها در قانون آیین دادرسی کیفری (ویرایش جدید)|ترجمه=|جلد=|سال=1397|ناشر=شهردانش|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=6277404|صفحه=|نام۱=علی|نام خانوادگی۱=خالقی|چاپ=12}}</ref>
== رویه قضایی ==
نظریه مشورتی شماره 7/121018 مورخ 1380/12/26 اداره حقوقی قوه قضاییه: به استناد [[اصل ۱۷۲ قانون اساسی|اصل 172 قانون اساسی]] جمهوری اسلامی ایران رسیدگی به جرایم اشخاص مذکور در این اصل که در مقام ضابط دادگستری مرتکب شوند در صلاحیت دادگاه های عمومی دادگستری است و تفتیش اشیا و اتومبیل ها نیز با استناد به ماده 24 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب مستلزم کسب مجوز مقام قضایی صالح می باشد. در قانون ضمانت اجرایی تفتیش اشیا و اتومبیل ها بدون کسب اجازه از مقام قضایی پیش بینی نشده است لیکن می توان گفت چون حکم مقرر در این ماده یک امر قانونی است لذا تخلف از آن تخلف انتظامی محسوب می شود و مامور متخلف مستوجب مجازات انتظامی است .<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=پیشینه رویه قضایی در ایران در ارتیاط با آیین دادرسی کیفری- جلد اول|ترجمه=|جلد=|سال=1396|ناشر=مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضائیه|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=6279628|صفحه=|نام۱=مرکز مطبوعات|انتشارات قوه قضائیه|نام خانوادگی۱=|چاپ=2}}</ref>


== منابع ==
== منابع ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}

نسخهٔ ‏۱۱ ژوئن ۲۰۲۲، ساعت ۰۸:۴۲

تخلف از مقررات مواد (۳۰)، (۳۴)، (۳۵(۳۷)، (۳۸)، (۳۹)، (۴۰)، (۴۱)، (۴۲)، (۴۹)، (۵۱)، (۵۲)، (۵۳)، (۵۵)، (۵۹) و (۱۴۱) این قانون توسط ضابطان، موجب محکومیت به سه ماه تا یک سال انفصال از خدمات دولتی است.

پیشینه

در قانون سابق، مواردی مانند ماده۱۶، ۲۰، ۴۲ و… برای ضابطین متخلف، محکومیت‌هایی پیش‌بینی شده بود که در قانون جدید مصادیق آن افزایش داشته‌است.[۱]

نکات توضیحی تفسیری دکترین

انفصال از خدمات دولتی، در قوانین کیفری در شمار یکی از مجازات‌های کیفری آمده‌است؛ بنابراین با وجود اینکه از کلمه تخلف در صدر ماده استفاده شده‌است، نقض مقررات مندرج در مواد یاد شده، جرم است و در صلاحیت مراجع قضائی است و از آنجا که مرتکبین تخلف در این ماده در مقام ضابط مرتکب جرم شده‌اند، قابل تعقیب و محاکمه خواهند بود.[۲]

رویه قضایی

نظریه مشورتی شماره 7/121018 مورخ 1380/12/26 اداره حقوقی قوه قضاییه: به استناد اصل 172 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران رسیدگی به جرایم اشخاص مذکور در این اصل که در مقام ضابط دادگستری مرتکب شوند در صلاحیت دادگاه های عمومی دادگستری است و تفتیش اشیا و اتومبیل ها نیز با استناد به ماده 24 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب مستلزم کسب مجوز مقام قضایی صالح می باشد. در قانون ضمانت اجرایی تفتیش اشیا و اتومبیل ها بدون کسب اجازه از مقام قضایی پیش بینی نشده است لیکن می توان گفت چون حکم مقرر در این ماده یک امر قانونی است لذا تخلف از آن تخلف انتظامی محسوب می شود و مامور متخلف مستوجب مجازات انتظامی است .[۳]

منابع

  1. صادق سلیمی و امین بخشی زاده اهری. تحلیل ماده به ماده قانون آیین دادرسی کیفری 1392 در مقایسه با قوانین سابق. چاپ 1. جنگل، 1393.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6277408
  2. علی خالقی. نکته‌ها در قانون آیین دادرسی کیفری (ویرایش جدید). چاپ 12. شهردانش، 1397.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6277404
  3. پیشینه رویه قضایی در ایران در ارتیاط با آیین دادرسی کیفری- جلد اول. چاپ 2. مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضائیه، 1396.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6279628