دیه لاله گوش: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی حقوق
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۹ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
[[رده:دیات]]
[[رده:دیات]]
[[رده:دیه مقدر اعضا]]
[[رده:دیه مقدر اعضا]]
[[رده:دیه گوش]]
[[رده:اصطلاحات حقوق جزا]]
[[رده:اصطلاحات حقوق جزا]]
[[رده:اصطلاحات قانون مجازات اسلامی]]
[[رده:اصطلاحات قانون مجازات اسلامی]]
[[رده:دیه اعضای زوج]]
[[رده:دیه لاله گوش]]
[[رده:مقالات خوب]]
مواد [[ماده ۶۰۰ قانون مجازات اسلامی (۱۳۹۲)|600]] تا [[ماده ۶۰۶ قانون مجازات اسلامی (۱۳۹۲)|606 قانون مجازات اسلامی (1392)]]، در خصوص '''دیه گوش''' می باشد.
مواد [[ماده ۶۰۰ قانون مجازات اسلامی (۱۳۹۲)|600]] تا [[ماده ۶۰۶ قانون مجازات اسلامی (۱۳۹۲)|606 قانون مجازات اسلامی (1392)]]، در خصوص '''دیه گوش''' می باشد.


خط ۱۶: خط ۱۸:
مستند شرعی این ماده را روایتی از امام صادق (ع) دانسته‌اند،<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=منابع فقه شیعه ترجمه جامع احادیث الشیعه آیةاله سیدحسین بروجردی (جلد سی و یکم) (قصاص و دیات)|ترجمه=|جلد=|سال=1387|ناشر=فرهنگ سبز|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=2430612|صفحه=|نام۱=احمد|نام خانوادگی۱=اسماعیل تبار|نام۲=سیداحمدرضا|نام خانوادگی۲=حسینی|نام۳=مهدی|نام خانوادگی۳=حسینیان قمی|چاپ=1}}</ref> همچنین گوش را باید از اعضاء زوج بدن دانست که به موجب حدیث عام «ما کان فی الجسد منه اثنان ففیه نصف الدیه»<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=قانون مجازات اسلامی در رویه قضایی|ترجمه=|جلد=|سال=1389|ناشر=مجد|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=1557620|صفحه=|نام۱=سیدمحمدرضا|نام خانوادگی۱=حسینی|چاپ=3}}</ref> و نیز بسیاری از [[نص|نصوص]] دیگر موجب دیه کامل است، در این خصوص نیز میان گوش سالم و ناشنوا تفاوتی وجود ندارد.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=دیات (دیه نفس، موجبات ضمان کیفری، دیات اعضا و منافع آنها، اعضایی که دیه مقدر دارند، دیه بر منافع اعضا، دیه زخم‌های سر و صورت)|ترجمه=|جلد=|سال=1382|ناشر=دانشگاه تهران|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=836332|صفحه=|نام۱=ابوالقاسم|نام خانوادگی۱=گرجی|چاپ=2}}</ref> همچنین عده ای بر مبنای قضاوت‌های حضرت علی (ع)، از میان بردن بخشی از گوش بجز نرمه را موجب [[دیه]] به نسبت تمام لاله گوش دانسته‌اند.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=دیات (دیه نفس، موجبات ضمان کیفری، دیات اعضا و منافع آنها، اعضایی که دیه مقدر دارند، دیه بر منافع اعضا، دیه زخم‌های سر و صورت)|ترجمه=|جلد=|سال=1382|ناشر=دانشگاه تهران|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=836348|صفحه=|نام۱=ابوالقاسم|نام خانوادگی۱=گرجی|چاپ=2}}</ref>
مستند شرعی این ماده را روایتی از امام صادق (ع) دانسته‌اند،<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=منابع فقه شیعه ترجمه جامع احادیث الشیعه آیةاله سیدحسین بروجردی (جلد سی و یکم) (قصاص و دیات)|ترجمه=|جلد=|سال=1387|ناشر=فرهنگ سبز|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=2430612|صفحه=|نام۱=احمد|نام خانوادگی۱=اسماعیل تبار|نام۲=سیداحمدرضا|نام خانوادگی۲=حسینی|نام۳=مهدی|نام خانوادگی۳=حسینیان قمی|چاپ=1}}</ref> همچنین گوش را باید از اعضاء زوج بدن دانست که به موجب حدیث عام «ما کان فی الجسد منه اثنان ففیه نصف الدیه»<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=قانون مجازات اسلامی در رویه قضایی|ترجمه=|جلد=|سال=1389|ناشر=مجد|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=1557620|صفحه=|نام۱=سیدمحمدرضا|نام خانوادگی۱=حسینی|چاپ=3}}</ref> و نیز بسیاری از [[نص|نصوص]] دیگر موجب دیه کامل است، در این خصوص نیز میان گوش سالم و ناشنوا تفاوتی وجود ندارد.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=دیات (دیه نفس، موجبات ضمان کیفری، دیات اعضا و منافع آنها، اعضایی که دیه مقدر دارند، دیه بر منافع اعضا، دیه زخم‌های سر و صورت)|ترجمه=|جلد=|سال=1382|ناشر=دانشگاه تهران|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=836332|صفحه=|نام۱=ابوالقاسم|نام خانوادگی۱=گرجی|چاپ=2}}</ref> همچنین عده ای بر مبنای قضاوت‌های حضرت علی (ع)، از میان بردن بخشی از گوش بجز نرمه را موجب [[دیه]] به نسبت تمام لاله گوش دانسته‌اند.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=دیات (دیه نفس، موجبات ضمان کیفری، دیات اعضا و منافع آنها، اعضایی که دیه مقدر دارند، دیه بر منافع اعضا، دیه زخم‌های سر و صورت)|ترجمه=|جلد=|سال=1382|ناشر=دانشگاه تهران|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=836348|صفحه=|نام۱=ابوالقاسم|نام خانوادگی۱=گرجی|چاپ=2}}</ref>


[[فقهای عامه]] معتقدند دیه دو گوش، معادل دیه کامل است، تنها از یکی از فقها این نظر مطرح شده‌است که در گوش [[ارش]] وجود دارد؛ زیرا در این خصوص از سوی شارع، [[دیه مقدر|تقدیری]] آورده نشده‌ است،<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=دیات (دیه نفس، موجبات ضمان کیفری، دیات اعضا و منافع آنها، اعضایی که دیه مقدر دارند، دیه بر منافع اعضا، دیه زخم‌های سر و صورت)|ترجمه=|جلد=|سال=1382|ناشر=دانشگاه تهران|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=836352|صفحه=|نام۱=ابوالقاسم|نام خانوادگی۱=گرجی|چاپ=2}}</ref> اما گروه نخست قطع بخشی از گوش را موجب ثبوت دیه به تناسب کل گوش می‌دانند.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=دیات (دیه نفس، موجبات ضمان کیفری، دیات اعضا و منافع آنها، اعضایی که دیه مقدر دارند، دیه بر منافع اعضا، دیه زخم‌های سر و صورت)|ترجمه=|جلد=|سال=1382|ناشر=دانشگاه تهران|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=836360|صفحه=|نام۱=ابوالقاسم|نام خانوادگی۱=گرجی|چاپ=2}}</ref> برخی از [[فقهای امامیه]] نیز دیه دو گوش را معادل دیه کامل و دیه هر یک از آن دو را برابر با نصف دیه کامل دانسته‌اند و معتقدند در این خصوص، نص یا فتوای مخالفی وجود ندارد،<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=مجموعه نظریات مشورتی فقهی در امور کیفری (جلد هفتم) (دیات)|ترجمه=|جلد=|سال=1389|ناشر=جنگل|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=1394660|صفحه=|نام۱=معاونت آموزش|تحقیقات قوه قضاییه|نام خانوادگی۱=|چاپ=2}}</ref> لذا فقها در این خصوص صراحتاً بیان نموده‌اند که هر دو گوش، دارای دیه کامل و یکی از آن‌ها دارای نصف دیه کامل
[[فقهای عامه]] معتقدند دیه دو گوش، معادل دیه کامل است، تنها از یکی از فقها این نظر مطرح شده‌ است که در گوش، [[ارش]] وجود دارد؛ زیرا در این خصوص از سوی شارع، [[دیه مقدر|تقدیری]] آورده نشده‌ است،<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=دیات (دیه نفس، موجبات ضمان کیفری، دیات اعضا و منافع آنها، اعضایی که دیه مقدر دارند، دیه بر منافع اعضا، دیه زخم‌های سر و صورت)|ترجمه=|جلد=|سال=1382|ناشر=دانشگاه تهران|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=836352|صفحه=|نام۱=ابوالقاسم|نام خانوادگی۱=گرجی|چاپ=2}}</ref> اما گروه نخست قطع بخشی از گوش را موجب ثبوت دیه به تناسب کل گوش می‌دانند.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=دیات (دیه نفس، موجبات ضمان کیفری، دیات اعضا و منافع آنها، اعضایی که دیه مقدر دارند، دیه بر منافع اعضا، دیه زخم‌های سر و صورت)|ترجمه=|جلد=|سال=1382|ناشر=دانشگاه تهران|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=836360|صفحه=|نام۱=ابوالقاسم|نام خانوادگی۱=گرجی|چاپ=2}}</ref> برخی از [[فقهای امامیه]] نیز دیه دو گوش را معادل دیه کامل و دیه هر یک از آن دو را برابر با نصف دیه کامل دانسته‌اند و معتقدند در این خصوص، نص یا فتوای مخالفی وجود ندارد،<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=مجموعه نظریات مشورتی فقهی در امور کیفری (جلد هفتم) (دیات)|ترجمه=|جلد=|سال=1389|ناشر=جنگل|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=1394660|صفحه=|نام۱=معاونت آموزش|تحقیقات قوه قضاییه|نام خانوادگی۱=|چاپ=2}}</ref> لذا فقها در این خصوص صراحتاً بیان نموده‌اند که هر دو گوش، دارای دیه کامل و یکی از آن‌ها دارای نصف دیه کامل


است.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=بررسی تطبیقی حقوق جزای اسلامی و قوانین عرفی (جلد سوم) (جرایم علیه تمامیت جسمانی اشخاص)|ترجمه=|جلد=|سال=1390|ناشر=یادآوران|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=4989428|صفحه=|نام۱=عبدالقادر|نام خانوادگی۱=عوده|نام۲=حسن (ترجمه)|نام خانوادگی۲=فرهودی نیا|چاپ=1}}</ref> در این امر فرقی میان گوش شنوا و ناشنوا وجود ندارد،<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=ترجمه مباحث حقوقی شرح لمعه|ترجمه=|جلد=|سال=1386|ناشر=مجمع علمی و فرهنگی مجد|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=2175064|صفحه=|نام۱=اسداله|نام خانوادگی۱=لطفی|چاپ=4}}</ref> همچنین در فرض بریده شدن مقداری از گوش نظیر نصف، ربع یا ثلث نیز باید به همان میزان از دیه واجب شود.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=بررسی تطبیقی حقوق جزای اسلامی و قوانین عرفی (جلد سوم) (جرایم علیه تمامیت جسمانی اشخاص)|ترجمه=|جلد=|سال=1390|ناشر=یادآوران|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=4989456|صفحه=|نام۱=عبدالقادر|نام خانوادگی۱=عوده|نام۲=حسن (ترجمه)|نام خانوادگی۲=فرهودی نیا|چاپ=1}}</ref>
است.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=بررسی تطبیقی حقوق جزای اسلامی و قوانین عرفی (جلد سوم) (جرایم علیه تمامیت جسمانی اشخاص)|ترجمه=|جلد=|سال=1390|ناشر=یادآوران|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=4989428|صفحه=|نام۱=عبدالقادر|نام خانوادگی۱=عوده|نام۲=حسن (ترجمه)|نام خانوادگی۲=فرهودی نیا|چاپ=1}}</ref> در این امر فرقی میان گوش شنوا و ناشنوا وجود ندارد،<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=ترجمه مباحث حقوقی شرح لمعه|ترجمه=|جلد=|سال=1386|ناشر=مجمع علمی و فرهنگی مجد|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=2175064|صفحه=|نام۱=اسداله|نام خانوادگی۱=لطفی|چاپ=4}}</ref> همچنین در فرض بریده شدن مقداری از گوش نظیر نصف، ربع یا ثلث نیز باید به همان میزان از دیه واجب شود.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=بررسی تطبیقی حقوق جزای اسلامی و قوانین عرفی (جلد سوم) (جرایم علیه تمامیت جسمانی اشخاص)|ترجمه=|جلد=|سال=1390|ناشر=یادآوران|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=4989456|صفحه=|نام۱=عبدالقادر|نام خانوادگی۱=عوده|نام۲=حسن (ترجمه)|نام خانوادگی۲=فرهودی نیا|چاپ=1}}</ref>
خط ۳۹: خط ۴۱:


===پیشینه===
===پیشینه===
در گذشته [[ماده 388 قانون مجازات اسلامی (مصوب 1370)]]، در این خصوص وضع شده بود و دارای ابهاماتی بود.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=قانون مجازات اسلامی در آیینه آرای دیوانعالی کشور (قسمت سوم) (قصاص عضو و دیه اعضا)|ترجمه=|جلد=|سال=1388|ناشر=جنگل|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=2817052|صفحه=|نام۱=یداله|نام خانوادگی۱=بازگیر|چاپ=2}}</ref>این ماده برای پاره کردن گوش، ثلث دیه تعیین کرده بود.
در گذشته [[ماده 388 قانون مجازات اسلامی (مصوب 1370)]]، در این خصوص وضع شده بود و دارای ابهاماتی بود،<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=قانون مجازات اسلامی در آیینه آرای دیوانعالی کشور (قسمت سوم) (قصاص عضو و دیه اعضا)|ترجمه=|جلد=|سال=1388|ناشر=جنگل|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=2817052|صفحه=|نام۱=یداله|نام خانوادگی۱=بازگیر|چاپ=2}}</ref>این ماده برای پاره کردن گوش، ثلث دیه تعیین کرده بود.


=== در قانون ===
=== در قانون ===
در حال حاضر دیه پاره ‌کردن نرمه گوش، مطابق [[ماده ۶۰۱ قانون مجازات اسلامی (۱۳۹۲)|ماده 601 قانون مجازات اسلامی (1392)]] یک نهم دیه کامل و در صورت بهبودی کامل، موجب ارش است.
در حال حاضر پاره ‌کردن نرمه گوش، مطابق ماده 601 قانون مجازات اسلامی (1392)، موجب یک نهم دیه کامل و در صورت بهبودی کامل، موجب ارش است.


=== میزان دیه ===
=== میزان دیه ===
خط ۵۰: خط ۵۲:
مستند شرعی این حکم را پاره ای از روایات دانسته اند.<ref name=":0" />
مستند شرعی این حکم را پاره ای از روایات دانسته اند.<ref name=":0" />


در خصوص قطع کردن نرمه گوش، گروهی از فقها آن را موجب ثلث دیه گوش دانسته اند، در فرض بریدن نصف آن نیز قائل به نصف ثلث دیه و به همین ترتیب شده اند.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=کاملترین مجموعه محشای قانون مجازات اسلامی مصوب 1392/02/01 (جلد سوم) (تطبیق با قانون مجازات اسلامی سابق|ترجمه=|جلد=|سال=1392|ناشر=راه نوین|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=4179804|صفحه=|نام۱=محمدحسین|نام خانوادگی۱=کارخیران|چاپ=1}}</ref> در خصوص پاره کردن نرمه گوش، نظر مخالفی نیز وجود دارد که میزان دیه را ثلث یک سوم دیه می داند.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی کنونی (همراه با فهرست تفصیلی عناوین مجرمانه)|ترجمه=|جلد=|سال=1389|ناشر=ققنوس|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=712392|صفحه=|نام۱=عباس|نام خانوادگی۱=زراعت|چاپ=4}}</ref> همچنین گروهی معتقدند در خصوص میزان دیه سوراخ کردن گوش میان فقها اختلاف نظر وجود دارد، گروهی میزان دیه را در این خصوص معادل یک سوم دیه گوش دانسته اند.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=قانون مجازات اسلامی در آیینه آرای دیوانعالی کشور (قسمت سوم) (قصاص عضو و دیه اعضا)|ترجمه=|جلد=|سال=1388|ناشر=جنگل|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=2817032|صفحه=|نام۱=یداله|نام خانوادگی۱=بازگیر|چاپ=2}}</ref> گروهی اما این نظر را دارای اشکال تلقی کرده، [[ظهور|اظهر]] را فقدان [[دیه مقدر|دیه مقدر شرعی]] دانسته و معتقد به پرداخت ارش هستند.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=ترجمه مبانی تکملةالمنهاج (جلد دوم)|ترجمه=|جلد=|سال=1390|ناشر=خرسندی|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=3699668|صفحه=|نام۱=سیدابوالقاسم|نام خانوادگی۱=خویی|نام۲=علیرضا (ترجمه)|نام خانوادگی۲=سعید|چاپ=1}}</ref>
در خصوص قطع کردن نرمه گوش، گروهی از فقها آن را موجب ثلث دیه گوش دانسته اند، در فرض بریدن نصف آن نیز قائل به نصف ثلث دیه و به همین ترتیب شده اند.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=کاملترین مجموعه محشای قانون مجازات اسلامی مصوب 1392/02/01 (جلد سوم) (تطبیق با قانون مجازات اسلامی سابق|ترجمه=|جلد=|سال=1392|ناشر=راه نوین|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=4179804|صفحه=|نام۱=محمدحسین|نام خانوادگی۱=کارخیران|چاپ=1}}</ref> در خصوص پاره کردن نرمه گوش، نظر مخالفی نیز وجود دارد که میزان دیه را ثلث یک سوم دیه می داند.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی کنونی (همراه با فهرست تفصیلی عناوین مجرمانه)|ترجمه=|جلد=|سال=1389|ناشر=ققنوس|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=712392|صفحه=|نام۱=عباس|نام خانوادگی۱=زراعت|چاپ=4}}</ref> همچنین گروهی معتقدند در خصوص میزان دیه سوراخ کردن گوش میان فقها اختلاف نظر وجود دارد، گروهی میزان دیه را در این خصوص معادل یک سوم دیه گوش دانسته اند،<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=قانون مجازات اسلامی در آیینه آرای دیوانعالی کشور (قسمت سوم) (قصاص عضو و دیه اعضا)|ترجمه=|جلد=|سال=1388|ناشر=جنگل|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=2817032|صفحه=|نام۱=یداله|نام خانوادگی۱=بازگیر|چاپ=2}}</ref> گروهی اما این نظر را دارای اشکال تلقی کرده، [[ظهور|اظهر]] را فقدان [[دیه مقدر|دیه مقدر شرعی]] دانسته و معتقد به پرداخت ارش هستند.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=ترجمه مبانی تکملةالمنهاج (جلد دوم)|ترجمه=|جلد=|سال=1390|ناشر=خرسندی|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=3699668|صفحه=|نام۱=سیدابوالقاسم|نام خانوادگی۱=خویی|نام۲=علیرضا (ترجمه)|نام خانوادگی۲=سعید|چاپ=1}}</ref>


== دیه فلج کردن لاله گوش ==
== دیه فلج کردن لاله گوش ==
=== در قانون ===
[[ماده ۶۰۲ قانون مجازات اسلامی (۱۳۹۲)]]، در مورد دیه فلج کردن گوش و بریدن لاله گوش فلج می باشد.
به نظر می رسد این ماده را باید منطبق بر قاعده کلی دانست که به موجب آن [[دیه فلج ‌کردن عضو|فلج کردن هر عضو]]<nowiki/>ی موجب دو سوم دیه آن عضو و [[دیه از بین ‌بردن عضو فلج|قطع کردن عضو فلج]] نیز موجب یک سوم دیه می شود،<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=شرح قانون مجازات اسلامی(جلد دوم) (بخش دیات)|ترجمه=|جلد=|سال=1388|ناشر=ققنوس|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=2811984|صفحه=|نام۱=عباس|نام خانوادگی۱=زراعت|چاپ=4}}</ref>  از سوی دیگر گروهی، مفاد این ماده را فقط شامل حالتی دانسته اند که گوش [[مجنی علیه]] به طور کامل فلج شده باشد، لذا فلج نسبی گوش، موجب ارش است<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=شرح قانون مجازات اسلامی(جلد دوم) (بخش دیات)|ترجمه=|جلد=|سال=1388|ناشر=ققنوس|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=2811988|صفحه=|نام۱=عباس|نام خانوادگی۱=زراعت|چاپ=4}}</ref>  همچنین چنانچه [[جنایت]] مورد بحث در این ماده، در اثر [[سرایت]]، موجب کر شدن مجنی علیه نیز شود، نباید قائل به [[تداخل در دیات|تداخل دیات]] بود، بلکه دیه گوش و [[دیه شنوایی]] باید جداگانه پرداخت شوند.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=شرح مختصر قانون مجازات اسلامی (مصوب 1392)|ترجمه=|جلد=|سال=1392|ناشر=ققنوس|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=4013304|صفحه=|نام۱=عباس|نام خانوادگی۱=زراعت|چاپ=1}}</ref>
===در فقه===
به نظر می رسد فقها، گوش کر را گوش غیر فلج تلقی نموده و لذا از میان بردن آن را موجب دیه کامل می دانند، اما خشک کردن آن را [[شلل]] آن گوش تلقی کرده اند، لذا اگر نرمه و خود گوش حالت خود را از دست داده و سست شوند، اما قوه شنوایی آنان همچنان باقی مانده باشد، باید چنین حالتی را مشمول ماده فوق دانست.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=قواعد فقه دیات (مطالعه تطبیقی در مذاهب اسلامی)|ترجمه=|جلد=|سال=1384|ناشر=پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=4678384|صفحه=|نام۱=احمد|نام خانوادگی۱=حاجی ده آبادی|چاپ=1}}</ref>  برخی از فقها بر این باورند که اگر فرد جانی با وارد آوردن ضربه ای به گوش دیگری، آن را خشک کند به طوری که جریان خون در آن گوش قطع گردد، موجب وجوب دو سوم دیه گوش می شود، اگر بعد از شلل، گوش فرد مجنی علیه را قطع کند نیز موجب یک سوم دیه آن می شود.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=کاملترین مجموعه محشای قانون مجازات اسلامی مصوب 1392/02/01 (جلد سوم) (تطبیق با قانون مجازات اسلامی سابق|ترجمه=|جلد=|سال=1392|ناشر=راه نوین|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=4179824|صفحه=|نام۱=محمدحسین|نام خانوادگی۱=کارخیران|چاپ=1}}</ref>
== دیه قطع لاله گوش با ظاهر شدن استخوان ==
=== در قانون ===
مطابق [[ماده ۶۰۳ قانون مجازات اسلامی (۱۳۹۲)]]، در این حالت، علاوه ‌‌بر دیه لاله گوش، دیه [[موضحه]] نیز باید پرداخت شود.
لاله گوش را باید عضوی جداگانه با [[منافع]] و ظاهر جداگانه خودش دانست، لذا قطع شدن آن به تنهایی دارای دیه مستقل است، همچنین پیدا شدن استخوان را نیز باید یک [[جراحت]] مستقل دانست و دیه آن را نیز به طور جداگانه پرداخت نمود،<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=شرح مختصر قانون مجازات اسلامی (مصوب 1392)|ترجمه=|جلد=|سال=1392|ناشر=ققنوس|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=4013380|صفحه=|نام۱=عباس|نام خانوادگی۱=زراعت|چاپ=1}}</ref>  گروهی براساس مفهوم این ماده معتقدند در فرضی که لاله گوش قطع نگردد، اما پارگی آن باعث مشخص شدن استخوان شود، نباید آن را مشمول ماده فوق دانست.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=شرح مختصر قانون مجازات اسلامی (مصوب 1392)|ترجمه=|جلد=|سال=1392|ناشر=ققنوس|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=4013356|صفحه=|نام۱=عباس|نام خانوادگی۱=زراعت|چاپ=1}}</ref>
===در فقه ===
گروهی از فقها بر این باورند که اگر کسی گوش دیگری را به نحوی قطع نماید که استخوان مجنی علیه نیز نمایان شود، باید علاوه بر دیه قطع گوش، دیه موضحه را نیز پرداخت کند، به طوری که تداخل دیات در این خصوص اعمال نگردد.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=کاملترین مجموعه محشای قانون مجازات اسلامی مصوب 1392/02/01 (جلد سوم) (تطبیق با قانون مجازات اسلامی سابق|ترجمه=|جلد=|سال=1392|ناشر=راه نوین|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=4179856|صفحه=|نام۱=محمدحسین|نام خانوادگی۱=کارخیران|چاپ=1}}</ref>
== ارش پاره کردن پرده گوش ==
===پیشینه===
در گذشته [[ماده 455 قانون مجازات اسلامی (مصوب 1370)]]، در این خصوص وضع شده بود.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی کنونی (همراه با فهرست تفصیلی عناوین مجرمانه)|ترجمه=|جلد=|سال=1389|ناشر=ققنوس|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=2108200|صفحه=|نام۱=عباس|نام خانوادگی۱=زراعت|چاپ=4}}</ref>
=== در قانون ===
مطابق [[ماده 605 قانون مجازات اسلامی (1392)]]، پاره کردن پرده گوش، موجب ارش است.
پارگی پرده گوش از جمله مواردی است که برای آن دیه ای تعیین نشده است.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=شرح قانون مجازات اسلامی(جلد دوم) (بخش دیات)|ترجمه=|جلد=|سال=1388|ناشر=ققنوس|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=2813584|صفحه=|نام۱=عباس|نام خانوادگی۱=زراعت|چاپ=4}}</ref>  برخی از حقوقدانان معتقدند پارگی پرده گوش، چنانچه درمان نشود، موجب یک سوم دیه گوش است و در فرض درمان شدن نیز موجب چهار درصد دیه کامل می باشد.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی کنونی (همراه با فهرست تفصیلی عناوین مجرمانه)|ترجمه=|جلد=|سال=1389|ناشر=ققنوس|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=2108204|صفحه=|نام۱=عباس|نام خانوادگی۱=زراعت|چاپ=4}}</ref>  گروهی نیز معتقدند به دلیل عدم تعیین دیه مقدر در این خصوص، باید ارش پارگی پرده گوش را را با جلب نظر [[کارشناس]] تعیین نمود.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=محشای قانون مجازات اسلامی|ترجمه=|جلد=|سال=1384|ناشر=مجمع علمی و فرهنگی مجد|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=671236|صفحه=|نام۱=ایرج|نام خانوادگی۱=گلدوزیان|چاپ=5}}</ref> از سوی دیگر باید تاکید نمود که در فرض از بین رفتن حس شنوایی در اثر پاره شدن پرده گوش، باید از بابت پارگی پرده گوش و نیز از بین رفتن حس شنوایی، دیه جداگانه پرداخت شود.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی کنونی|ترجمه=|جلد=|سال=1389|ناشر=دادستان و میثاق عدالت|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=1426112|صفحه=|نام۱=سیدمهدی|نام خانوادگی۱=حجتی|نام۲=مجتبی|نام خانوادگی۲=باری|چاپ=1}}</ref>
===در رویه قضایی===
به موجب رأی 20/513/71 صادره از [[دیوان عالی کشور]]، در جنایتی که منتهی به پارگی پرده گوش شده است، باید ارش تعیین شود، لذا تعیین نصف دیه در مواردی نظیر از بین رفتن حس شنوایی اعمال می گردد و اعمال آن در خصوص پارگی پرده گوش، خلاف مقررات است.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=علل نقض آرای در شعب دیوانعالی کشور (امور کیفری)|ترجمه=|جلد=|سال=1389|ناشر=جنگل|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=847784|صفحه=|نام۱=یداله|نام خانوادگی۱=بازگیر|چاپ=1}}</ref>
به موجب [[نظریه مشورتی]] به شماره 3364/7_1365/5/16 برای پاره کردن پرده گوش باید با جلب نظر کارشناس ارش تعیین شود.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=کاملترین مجموعه محشای قانون مجازات اسلامی مصوب 1392/02/01 (جلد سوم) (تطبیق با قانون مجازات اسلامی سابق|ترجمه=|جلد=|سال=1392|ناشر=راه نوین|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=6280464|صفحه=|نام۱=محمدحسین|نام خانوادگی۱=کارخیران|چاپ=1}}</ref>
== عدم تداخل دیات در دیه گوش ==
=== در قانون ===
ماده 606 قانون مجازات اسلامی (1392)، در خصوص عدم تداخل دیات در دیه گوش می باشد و به موحب آن در صورت سرایت آسیب وارده به گوش، به حس شنوایی یا استخوان، هر کدام [[دیه]] جدا‌گانه‌ ای دارد.
این ماده، منطبق بر اصل عدم تداخل دیه اعضاء و [[دیه منافع|منافع]] است، لذا در فرضی که بریدن گوش، موجب زوال شنوایی نیز بشود، دیه قطع گوش و دیه زوال شنوایی به طور جداگانه باید از وی اخذ گردد،<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=دیات (دیه نفس، موجبات ضمان کیفری، دیات اعضا و منافع آنها، اعضایی که دیه مقدر دارند، دیه بر منافع اعضا، دیه زخم های سر و صورت)|ترجمه=|جلد=|سال=1382|ناشر=دانشگاه تهران|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=835584|صفحه=|نام۱=ابوالقاسم|نام خانوادگی۱=گرجی|چاپ=2}}</ref> البته گروهی این قاعده را در جنایات طولی جاری نمی دانند، لذا در فرضی که جنایتی مسبب جنایت دیگر باشد، تداخل دیه ها روی می دهد،<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=دیات (دیه نفس، موجبات ضمان کیفری، دیات اعضا و منافع آنها، اعضایی که دیه مقدر دارند، دیه بر منافع اعضا، دیه زخم های سر و صورت)|ترجمه=|جلد=|سال=1382|ناشر=دانشگاه تهران|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=835588|صفحه=|نام۱=ابوالقاسم|نام خانوادگی۱=گرجی|چاپ=2}}</ref> بر اساس ماده فوق، گروهی معتقدند قطع کردن لاله گوش دیگری اگر موجب از بین رفتن شنوایی او شود، دو جنایت جداگانه محسوب میشود، لذا این امر موجب [[قصاص]] جداگانه لاله گوش و زوال شنوایی وی نیز می شود.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی کنونی (همراه با فهرست تفصیلی عناوین مجرمانه)|ترجمه=|جلد=|سال=1389|ناشر=ققنوس|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=710028|صفحه=|نام۱=عباس|نام خانوادگی۱=زراعت|چاپ=4}}</ref>
===در فقه===
مستند فقهی لزوم اخذ دیه در فرض زوال قوه شنوایی را روایتی از امام صادق (ع) دانسته اند.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=شرح قانون مجازات اسلامی(جلد دوم) (بخش دیات)|ترجمه=|جلد=|سال=1388|ناشر=ققنوس|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=2813524|صفحه=|نام۱=عباس|نام خانوادگی۱=زراعت|چاپ=4}}</ref>
برخی از فقها معتقدند در فرض بریدن گوش ها حتی اگر آسیبی به قوه شنوایی نیز وارد نشود، باید دیه کامل را از جانی اخذ نمود.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=بررسی تطبیقی حقوق جزای اسلامی و قوانین عرفی (جلد سوم) ( جرایم علیه تمامیت جسمانی اشخاص)|ترجمه=|جلد=|سال=1390|ناشر=یادآوران|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=4989484|صفحه=|نام۱=عبدالقادر|نام خانوادگی۱=عوده|نام۲=حسن (ترجمه)|نام خانوادگی۲=فرهودی نیا|چاپ=1}}</ref> گروهی از فقها نیز بیان نموده اند که اگر در اثر بریدن گوش مجنی علیه و سرایت این جنایت، شنوایی او نیز از میان رفته یا سنگین شود، علاوه بر دیه قطع لازم است دیه سلب شنوایی نیز به وی پرداخت شود و نباید قائل به تداخل دیات بود.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=کاملترین مجموعه محشای قانون مجازات اسلامی مصوب 1392/02/01 (جلد سوم) (تطبیق با قانون مجازات اسلامی سابق|ترجمه=|جلد=|سال=1392|ناشر=راه نوین|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=4179840|صفحه=|نام۱=محمدحسین|نام خانوادگی۱=کارخیران|چاپ=1}}</ref>
===در رویه قضایی===
به موجب [[رای وحدت رویه|رأی وحدت رویه]] 16/743/70، از بین رفتن حس شنوایی هر دو گوش موجب دیه کامل می شود و علاوه بر آن باید دیه ضایعات دیگر را نیز محاسبه نمود.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=علل نقض آرای در شعب دیوانعالی کشور (امور کیفری)|ترجمه=|جلد=|سال=1389|ناشر=جنگل|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=847792|صفحه=|نام۱=یداله|نام خانوادگی۱=بازگیر|چاپ=1}}</ref>
== برابری گوش شنوا و ناشنوا یا معیوب در دیه گوش ==
=== در قانون ===
به این حکم در [[ماده ۶۰۴ قانون مجازات اسلامی (۱۳۹۲)|ماده 604 قانون مجازات اسلامی (1392)]] تصریح شده است.
گروهی معتقدند با توجه به این که دیه تعیین شده در فصل مربوط به دیه لاله گوش، بیشتر برای از میان رفتن زیبایی ظاهری گوش است، چرا که حتی اگر چنین عیبی هم در یک گوش وجود داشته باشد، نمی توان آن را متوجه لاله سالم گوش دانست،<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=محشای قانون مجازات اسلامی|ترجمه=|جلد=|سال=1384|ناشر=مجمع علمی و فرهنگی مجد|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=671228|صفحه=|نام۱=ایرج|نام خانوادگی۱=گلدوزیان|چاپ=5}}</ref>  لذا سلامت یا عیب گوش از لحاظ شنوایی، تأثیری در احکام تعیین شده نخواهد داشت،<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی کنونی (همراه با فهرست تفصیلی عناوین مجرمانه)|ترجمه=|جلد=|سال=1389|ناشر=ققنوس|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=712404|صفحه=|نام۱=عباس|نام خانوادگی۱=زراعت|چاپ=4}}</ref>  البته برخی از حقوقدانان بیان کرده اند که پرده گوش را نمی توان مشمول حکم این ماده دانست.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی کنونی (همراه با فهرست تفصیلی عناوین مجرمانه)|ترجمه=|جلد=|سال=1389|ناشر=ققنوس|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=712408|صفحه=|نام۱=عباس|نام خانوادگی۱=زراعت|چاپ=4}}</ref>
=== در فقه===
گروهی از فقها بیان نموده اند که در دیه گوش، فرقی بین گوش سالم و ناشنوا و ناسالم وجود ندارد، چرا که عیب در شنوایی را نمی توان عیب در لاله و ظاهر گوش تلقی کرد،<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=دیات (دیه نفس، موجبات ضمان کیفری، دیات اعضا و منافع آنها، اعضایی که دیه مقدر دارند، دیه بر منافع اعضا، دیه زخم های سر و صورت)|ترجمه=|جلد=|سال=1382|ناشر=دانشگاه تهران|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=836332|صفحه=|نام۱=ابوالقاسم|نام خانوادگی۱=گرجی|چاپ=2}}</ref> این نظر مورد پذیرش آن دسته از فقهای عامه ای که برای گوش دیه مقدر در نظر گرفته اند، نیز می باشد.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=دیات (دیه نفس، موجبات ضمان کیفری، دیات اعضا و منافع آنها، اعضایی که دیه مقدر دارند، دیه بر منافع اعضا، دیه زخم های سر و صورت)|ترجمه=|جلد=|سال=1382|ناشر=دانشگاه تهران|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=836360|صفحه=|نام۱=ابوالقاسم|نام خانوادگی۱=گرجی|چاپ=2}}</ref>


==منابع==
==منابع==
{{پانویس}}
{{پانویس}}

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۳ نوامبر ۲۰۲۲، ساعت ۱۱:۴۷

مواد 600 تا 606 قانون مجازات اسلامی (1392)، در خصوص دیه گوش می باشد.

دیه از بین بردن لاله گوش

در قانون

ماده 600 قانون مجازات اسلامی (1392)، برای از بین بردن دو لاله گوش، دیه کامل و برای از بین بردن هر یک از آنها، نصف دیه کامل، تعیین کرده است.

حکم این ماده را باید منطبق با قاعده فقهی دانست که بر اساس آن دیه اعضاء زوج بدن معادل دیه کامل و دیه اعضای فرد آن نیز معادل نصف دیه کامل می‌باشد،[۱] بنابراین از بین بردن هر گوش، معادل پنجاه نفر شتر است،[۲] لذا چنانچه ضربه ای به هر دو گوش وارد شود موجب دیه کامل و در فرض ورود به یکی از گوش‌ها، موجب پرداخت نصف دیه کامل خواهد بود.[۳]

در فقه

مستند شرعی این ماده را روایتی از امام صادق (ع) دانسته‌اند،[۴] همچنین گوش را باید از اعضاء زوج بدن دانست که به موجب حدیث عام «ما کان فی الجسد منه اثنان ففیه نصف الدیه»[۵] و نیز بسیاری از نصوص دیگر موجب دیه کامل است، در این خصوص نیز میان گوش سالم و ناشنوا تفاوتی وجود ندارد.[۶] همچنین عده ای بر مبنای قضاوت‌های حضرت علی (ع)، از میان بردن بخشی از گوش بجز نرمه را موجب دیه به نسبت تمام لاله گوش دانسته‌اند.[۷]

فقهای عامه معتقدند دیه دو گوش، معادل دیه کامل است، تنها از یکی از فقها این نظر مطرح شده‌ است که در گوش، ارش وجود دارد؛ زیرا در این خصوص از سوی شارع، تقدیری آورده نشده‌ است،[۸] اما گروه نخست قطع بخشی از گوش را موجب ثبوت دیه به تناسب کل گوش می‌دانند.[۹] برخی از فقهای امامیه نیز دیه دو گوش را معادل دیه کامل و دیه هر یک از آن دو را برابر با نصف دیه کامل دانسته‌اند و معتقدند در این خصوص، نص یا فتوای مخالفی وجود ندارد،[۱۰] لذا فقها در این خصوص صراحتاً بیان نموده‌اند که هر دو گوش، دارای دیه کامل و یکی از آن‌ها دارای نصف دیه کامل

است.[۱۱] در این امر فرقی میان گوش شنوا و ناشنوا وجود ندارد،[۱۲] همچنین در فرض بریده شدن مقداری از گوش نظیر نصف، ربع یا ثلث نیز باید به همان میزان از دیه واجب شود.[۱۳]

دیه از بین بردن نرمه گوش

در قانون

در تبصره ماده 600 قانون مجازات اسلامی، برای از بین بردن نرمه هر گوش، یک ششم دیه کامل تعیین شده است.

در فقه

در خصوص دیه از بین بردن نرمه گوش، عده ای به روایتی از امام کاظم (ع) استناد نموده‌اند.[۱۴]

دیه پاره کردن لاله گوش

در قانون

دیه پاره کردن لاله گوش، مطابق ماده 601 قانون مجازات اسلامی (1392)، یک ششم دیه کامل و در صورت بهبودی کامل، موجب ارش است.

در فقه

مستند شرعی این حکم را پاره ای از روایات دانسته اند.[۱۵]

دیه پاره ‌کردن نرمه گوش

پیشینه

در گذشته ماده 388 قانون مجازات اسلامی (مصوب 1370)، در این خصوص وضع شده بود و دارای ابهاماتی بود،[۱۶]این ماده برای پاره کردن گوش، ثلث دیه تعیین کرده بود.

در قانون

در حال حاضر پاره ‌کردن نرمه گوش، مطابق ماده 601 قانون مجازات اسلامی (1392)، موجب یک نهم دیه کامل و در صورت بهبودی کامل، موجب ارش است.

میزان دیه

لازم به ذکر است که پاره کردن نرمه گوش با از میان بردن آن متفاوت است، لذا در پاره کردن نرمه گوش، ثلث دیه پرداخت می شود، اما در فرض از بین رفتن مقداری از گوش باید به نسبت یک سوم مورد سنجش واقع شود.[۱۷] گروهی دیه پاره کردن گوش را معادل 333/33 دینار دانسته اند،[۱۸] گروهی نیز آن را معادل یک سوم 50 شتر دانسته اند.[۱۹]

در فقه

مستند شرعی این حکم را پاره ای از روایات دانسته اند.[۱۵]

در خصوص قطع کردن نرمه گوش، گروهی از فقها آن را موجب ثلث دیه گوش دانسته اند، در فرض بریدن نصف آن نیز قائل به نصف ثلث دیه و به همین ترتیب شده اند.[۲۰] در خصوص پاره کردن نرمه گوش، نظر مخالفی نیز وجود دارد که میزان دیه را ثلث یک سوم دیه می داند.[۲۱] همچنین گروهی معتقدند در خصوص میزان دیه سوراخ کردن گوش میان فقها اختلاف نظر وجود دارد، گروهی میزان دیه را در این خصوص معادل یک سوم دیه گوش دانسته اند،[۲۲] گروهی اما این نظر را دارای اشکال تلقی کرده، اظهر را فقدان دیه مقدر شرعی دانسته و معتقد به پرداخت ارش هستند.[۲۳]

دیه فلج کردن لاله گوش

در قانون

ماده ۶۰۲ قانون مجازات اسلامی (۱۳۹۲)، در مورد دیه فلج کردن گوش و بریدن لاله گوش فلج می باشد.

به نظر می رسد این ماده را باید منطبق بر قاعده کلی دانست که به موجب آن فلج کردن هر عضوی موجب دو سوم دیه آن عضو و قطع کردن عضو فلج نیز موجب یک سوم دیه می شود،[۲۴] از سوی دیگر گروهی، مفاد این ماده را فقط شامل حالتی دانسته اند که گوش مجنی علیه به طور کامل فلج شده باشد، لذا فلج نسبی گوش، موجب ارش است[۲۵] همچنین چنانچه جنایت مورد بحث در این ماده، در اثر سرایت، موجب کر شدن مجنی علیه نیز شود، نباید قائل به تداخل دیات بود، بلکه دیه گوش و دیه شنوایی باید جداگانه پرداخت شوند.[۲۶]

در فقه

به نظر می رسد فقها، گوش کر را گوش غیر فلج تلقی نموده و لذا از میان بردن آن را موجب دیه کامل می دانند، اما خشک کردن آن را شلل آن گوش تلقی کرده اند، لذا اگر نرمه و خود گوش حالت خود را از دست داده و سست شوند، اما قوه شنوایی آنان همچنان باقی مانده باشد، باید چنین حالتی را مشمول ماده فوق دانست.[۲۷] برخی از فقها بر این باورند که اگر فرد جانی با وارد آوردن ضربه ای به گوش دیگری، آن را خشک کند به طوری که جریان خون در آن گوش قطع گردد، موجب وجوب دو سوم دیه گوش می شود، اگر بعد از شلل، گوش فرد مجنی علیه را قطع کند نیز موجب یک سوم دیه آن می شود.[۲۸]

دیه قطع لاله گوش با ظاهر شدن استخوان

در قانون

مطابق ماده ۶۰۳ قانون مجازات اسلامی (۱۳۹۲)، در این حالت، علاوه ‌‌بر دیه لاله گوش، دیه موضحه نیز باید پرداخت شود.

لاله گوش را باید عضوی جداگانه با منافع و ظاهر جداگانه خودش دانست، لذا قطع شدن آن به تنهایی دارای دیه مستقل است، همچنین پیدا شدن استخوان را نیز باید یک جراحت مستقل دانست و دیه آن را نیز به طور جداگانه پرداخت نمود،[۲۹] گروهی براساس مفهوم این ماده معتقدند در فرضی که لاله گوش قطع نگردد، اما پارگی آن باعث مشخص شدن استخوان شود، نباید آن را مشمول ماده فوق دانست.[۳۰]

در فقه

گروهی از فقها بر این باورند که اگر کسی گوش دیگری را به نحوی قطع نماید که استخوان مجنی علیه نیز نمایان شود، باید علاوه بر دیه قطع گوش، دیه موضحه را نیز پرداخت کند، به طوری که تداخل دیات در این خصوص اعمال نگردد.[۳۱]

ارش پاره کردن پرده گوش

پیشینه

در گذشته ماده 455 قانون مجازات اسلامی (مصوب 1370)، در این خصوص وضع شده بود.[۳۲]

در قانون

مطابق ماده 605 قانون مجازات اسلامی (1392)، پاره کردن پرده گوش، موجب ارش است.

پارگی پرده گوش از جمله مواردی است که برای آن دیه ای تعیین نشده است.[۳۳] برخی از حقوقدانان معتقدند پارگی پرده گوش، چنانچه درمان نشود، موجب یک سوم دیه گوش است و در فرض درمان شدن نیز موجب چهار درصد دیه کامل می باشد.[۳۴] گروهی نیز معتقدند به دلیل عدم تعیین دیه مقدر در این خصوص، باید ارش پارگی پرده گوش را را با جلب نظر کارشناس تعیین نمود.[۳۵] از سوی دیگر باید تاکید نمود که در فرض از بین رفتن حس شنوایی در اثر پاره شدن پرده گوش، باید از بابت پارگی پرده گوش و نیز از بین رفتن حس شنوایی، دیه جداگانه پرداخت شود.[۳۶]

در رویه قضایی

به موجب رأی 20/513/71 صادره از دیوان عالی کشور، در جنایتی که منتهی به پارگی پرده گوش شده است، باید ارش تعیین شود، لذا تعیین نصف دیه در مواردی نظیر از بین رفتن حس شنوایی اعمال می گردد و اعمال آن در خصوص پارگی پرده گوش، خلاف مقررات است.[۳۷]

به موجب نظریه مشورتی به شماره 3364/7_1365/5/16 برای پاره کردن پرده گوش باید با جلب نظر کارشناس ارش تعیین شود.[۳۸]

عدم تداخل دیات در دیه گوش

در قانون

ماده 606 قانون مجازات اسلامی (1392)، در خصوص عدم تداخل دیات در دیه گوش می باشد و به موحب آن در صورت سرایت آسیب وارده به گوش، به حس شنوایی یا استخوان، هر کدام دیه جدا‌گانه‌ ای دارد.

این ماده، منطبق بر اصل عدم تداخل دیه اعضاء و منافع است، لذا در فرضی که بریدن گوش، موجب زوال شنوایی نیز بشود، دیه قطع گوش و دیه زوال شنوایی به طور جداگانه باید از وی اخذ گردد،[۳۹] البته گروهی این قاعده را در جنایات طولی جاری نمی دانند، لذا در فرضی که جنایتی مسبب جنایت دیگر باشد، تداخل دیه ها روی می دهد،[۴۰] بر اساس ماده فوق، گروهی معتقدند قطع کردن لاله گوش دیگری اگر موجب از بین رفتن شنوایی او شود، دو جنایت جداگانه محسوب میشود، لذا این امر موجب قصاص جداگانه لاله گوش و زوال شنوایی وی نیز می شود.[۴۱]

در فقه

مستند فقهی لزوم اخذ دیه در فرض زوال قوه شنوایی را روایتی از امام صادق (ع) دانسته اند.[۴۲]

برخی از فقها معتقدند در فرض بریدن گوش ها حتی اگر آسیبی به قوه شنوایی نیز وارد نشود، باید دیه کامل را از جانی اخذ نمود.[۴۳] گروهی از فقها نیز بیان نموده اند که اگر در اثر بریدن گوش مجنی علیه و سرایت این جنایت، شنوایی او نیز از میان رفته یا سنگین شود، علاوه بر دیه قطع لازم است دیه سلب شنوایی نیز به وی پرداخت شود و نباید قائل به تداخل دیات بود.[۴۴]

در رویه قضایی

به موجب رأی وحدت رویه 16/743/70، از بین رفتن حس شنوایی هر دو گوش موجب دیه کامل می شود و علاوه بر آن باید دیه ضایعات دیگر را نیز محاسبه نمود.[۴۵]

برابری گوش شنوا و ناشنوا یا معیوب در دیه گوش

در قانون

به این حکم در ماده 604 قانون مجازات اسلامی (1392) تصریح شده است.

گروهی معتقدند با توجه به این که دیه تعیین شده در فصل مربوط به دیه لاله گوش، بیشتر برای از میان رفتن زیبایی ظاهری گوش است، چرا که حتی اگر چنین عیبی هم در یک گوش وجود داشته باشد، نمی توان آن را متوجه لاله سالم گوش دانست،[۴۶] لذا سلامت یا عیب گوش از لحاظ شنوایی، تأثیری در احکام تعیین شده نخواهد داشت،[۴۷] البته برخی از حقوقدانان بیان کرده اند که پرده گوش را نمی توان مشمول حکم این ماده دانست.[۴۸]

در فقه

گروهی از فقها بیان نموده اند که در دیه گوش، فرقی بین گوش سالم و ناشنوا و ناسالم وجود ندارد، چرا که عیب در شنوایی را نمی توان عیب در لاله و ظاهر گوش تلقی کرد،[۴۹] این نظر مورد پذیرش آن دسته از فقهای عامه ای که برای گوش دیه مقدر در نظر گرفته اند، نیز می باشد.[۵۰]

منابع

  1. عباس زراعت. قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی کنونی (همراه با فهرست تفصیلی عناوین مجرمانه). چاپ 4. ققنوس، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 712360
  2. نشریه دادرسی شماره 51 مرداد و شهریور 1384. سازمان قضایی نیروهای مسلح، 1384.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 1928228
  3. عباس زراعت. قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی کنونی (همراه با فهرست تفصیلی عناوین مجرمانه). چاپ 4. ققنوس، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 712356
  4. احمد اسماعیل تبار، سیداحمدرضا حسینی و مهدی حسینیان قمی. منابع فقه شیعه ترجمه جامع احادیث الشیعه آیةاله سیدحسین بروجردی (جلد سی و یکم) (قصاص و دیات). چاپ 1. فرهنگ سبز، 1387.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2430612
  5. سیدمحمدرضا حسینی. قانون مجازات اسلامی در رویه قضایی. چاپ 3. مجد، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 1557620
  6. ابوالقاسم گرجی. دیات (دیه نفس، موجبات ضمان کیفری، دیات اعضا و منافع آنها، اعضایی که دیه مقدر دارند، دیه بر منافع اعضا، دیه زخم‌های سر و صورت). چاپ 2. دانشگاه تهران، 1382.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 836332
  7. ابوالقاسم گرجی. دیات (دیه نفس، موجبات ضمان کیفری، دیات اعضا و منافع آنها، اعضایی که دیه مقدر دارند، دیه بر منافع اعضا، دیه زخم‌های سر و صورت). چاپ 2. دانشگاه تهران، 1382.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 836348
  8. ابوالقاسم گرجی. دیات (دیه نفس، موجبات ضمان کیفری، دیات اعضا و منافع آنها، اعضایی که دیه مقدر دارند، دیه بر منافع اعضا، دیه زخم‌های سر و صورت). چاپ 2. دانشگاه تهران، 1382.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 836352
  9. ابوالقاسم گرجی. دیات (دیه نفس، موجبات ضمان کیفری، دیات اعضا و منافع آنها، اعضایی که دیه مقدر دارند، دیه بر منافع اعضا، دیه زخم‌های سر و صورت). چاپ 2. دانشگاه تهران، 1382.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 836360
  10. مجموعه نظریات مشورتی فقهی در امور کیفری (جلد هفتم) (دیات). چاپ 2. جنگل، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 1394660
  11. عبدالقادر عوده و حسن (ترجمه) فرهودی نیا. بررسی تطبیقی حقوق جزای اسلامی و قوانین عرفی (جلد سوم) (جرایم علیه تمامیت جسمانی اشخاص). چاپ 1. یادآوران، 1390.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 4989428
  12. اسداله لطفی. ترجمه مباحث حقوقی شرح لمعه. چاپ 4. مجمع علمی و فرهنگی مجد، 1386.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2175064
  13. عبدالقادر عوده و حسن (ترجمه) فرهودی نیا. بررسی تطبیقی حقوق جزای اسلامی و قوانین عرفی (جلد سوم) (جرایم علیه تمامیت جسمانی اشخاص). چاپ 1. یادآوران، 1390.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 4989456
  14. عباس زراعت. قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی کنونی (همراه با فهرست تفصیلی عناوین مجرمانه). چاپ 4. ققنوس، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 712368
  15. ۱۵٫۰ ۱۵٫۱ عباس زراعت. قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی کنونی (همراه با فهرست تفصیلی عناوین مجرمانه). چاپ 4. ققنوس، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 712380
  16. یداله بازگیر. قانون مجازات اسلامی در آیینه آرای دیوانعالی کشور (قسمت سوم) (قصاص عضو و دیه اعضا). چاپ 2. جنگل، 1388.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2817052
  17. عباس زراعت. شرح قانون مجازات اسلامی(جلد دوم) (بخش دیات). چاپ 4. ققنوس، 1388.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2811964
  18. ایرج گلدوزیان. محشای قانون مجازات اسلامی. چاپ 5. مجمع علمی و فرهنگی مجد، 1384.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 671244
  19. نشریه دادرسی شماره 51 مرداد و شهریور 1384. سازمان قضایی نیروهای مسلح، 1384.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 1928236
  20. محمدحسین کارخیران. کاملترین مجموعه محشای قانون مجازات اسلامی مصوب 1392/02/01 (جلد سوم) (تطبیق با قانون مجازات اسلامی سابق. چاپ 1. راه نوین، 1392.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 4179804
  21. عباس زراعت. قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی کنونی (همراه با فهرست تفصیلی عناوین مجرمانه). چاپ 4. ققنوس، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 712392
  22. یداله بازگیر. قانون مجازات اسلامی در آیینه آرای دیوانعالی کشور (قسمت سوم) (قصاص عضو و دیه اعضا). چاپ 2. جنگل، 1388.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2817032
  23. سیدابوالقاسم خویی و علیرضا (ترجمه) سعید. ترجمه مبانی تکملةالمنهاج (جلد دوم). چاپ 1. خرسندی، 1390.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 3699668
  24. عباس زراعت. شرح قانون مجازات اسلامی(جلد دوم) (بخش دیات). چاپ 4. ققنوس، 1388.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2811984
  25. عباس زراعت. شرح قانون مجازات اسلامی(جلد دوم) (بخش دیات). چاپ 4. ققنوس، 1388.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2811988
  26. عباس زراعت. شرح مختصر قانون مجازات اسلامی (مصوب 1392). چاپ 1. ققنوس، 1392.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 4013304
  27. احمد حاجی ده آبادی. قواعد فقه دیات (مطالعه تطبیقی در مذاهب اسلامی). چاپ 1. پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، 1384.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 4678384
  28. محمدحسین کارخیران. کاملترین مجموعه محشای قانون مجازات اسلامی مصوب 1392/02/01 (جلد سوم) (تطبیق با قانون مجازات اسلامی سابق. چاپ 1. راه نوین، 1392.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 4179824
  29. عباس زراعت. شرح مختصر قانون مجازات اسلامی (مصوب 1392). چاپ 1. ققنوس، 1392.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 4013380
  30. عباس زراعت. شرح مختصر قانون مجازات اسلامی (مصوب 1392). چاپ 1. ققنوس، 1392.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 4013356
  31. محمدحسین کارخیران. کاملترین مجموعه محشای قانون مجازات اسلامی مصوب 1392/02/01 (جلد سوم) (تطبیق با قانون مجازات اسلامی سابق. چاپ 1. راه نوین، 1392.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 4179856
  32. عباس زراعت. قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی کنونی (همراه با فهرست تفصیلی عناوین مجرمانه). چاپ 4. ققنوس، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2108200
  33. عباس زراعت. شرح قانون مجازات اسلامی(جلد دوم) (بخش دیات). چاپ 4. ققنوس، 1388.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2813584
  34. عباس زراعت. قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی کنونی (همراه با فهرست تفصیلی عناوین مجرمانه). چاپ 4. ققنوس، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2108204
  35. ایرج گلدوزیان. محشای قانون مجازات اسلامی. چاپ 5. مجمع علمی و فرهنگی مجد، 1384.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 671236
  36. سیدمهدی حجتی و مجتبی باری. قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی کنونی. چاپ 1. دادستان و میثاق عدالت، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 1426112
  37. یداله بازگیر. علل نقض آرای در شعب دیوانعالی کشور (امور کیفری). چاپ 1. جنگل، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 847784
  38. محمدحسین کارخیران. کاملترین مجموعه محشای قانون مجازات اسلامی مصوب 1392/02/01 (جلد سوم) (تطبیق با قانون مجازات اسلامی سابق. چاپ 1. راه نوین، 1392.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6280464
  39. ابوالقاسم گرجی. دیات (دیه نفس، موجبات ضمان کیفری، دیات اعضا و منافع آنها، اعضایی که دیه مقدر دارند، دیه بر منافع اعضا، دیه زخم های سر و صورت). چاپ 2. دانشگاه تهران، 1382.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 835584
  40. ابوالقاسم گرجی. دیات (دیه نفس، موجبات ضمان کیفری، دیات اعضا و منافع آنها، اعضایی که دیه مقدر دارند، دیه بر منافع اعضا، دیه زخم های سر و صورت). چاپ 2. دانشگاه تهران، 1382.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 835588
  41. عباس زراعت. قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی کنونی (همراه با فهرست تفصیلی عناوین مجرمانه). چاپ 4. ققنوس، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 710028
  42. عباس زراعت. شرح قانون مجازات اسلامی(جلد دوم) (بخش دیات). چاپ 4. ققنوس، 1388.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2813524
  43. عبدالقادر عوده و حسن (ترجمه) فرهودی نیا. بررسی تطبیقی حقوق جزای اسلامی و قوانین عرفی (جلد سوم) ( جرایم علیه تمامیت جسمانی اشخاص). چاپ 1. یادآوران، 1390.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 4989484
  44. محمدحسین کارخیران. کاملترین مجموعه محشای قانون مجازات اسلامی مصوب 1392/02/01 (جلد سوم) (تطبیق با قانون مجازات اسلامی سابق. چاپ 1. راه نوین، 1392.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 4179840
  45. یداله بازگیر. علل نقض آرای در شعب دیوانعالی کشور (امور کیفری). چاپ 1. جنگل، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 847792
  46. ایرج گلدوزیان. محشای قانون مجازات اسلامی. چاپ 5. مجمع علمی و فرهنگی مجد، 1384.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 671228
  47. عباس زراعت. قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی کنونی (همراه با فهرست تفصیلی عناوین مجرمانه). چاپ 4. ققنوس، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 712404
  48. عباس زراعت. قانون مجازات اسلامی در نظم حقوقی کنونی (همراه با فهرست تفصیلی عناوین مجرمانه). چاپ 4. ققنوس، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 712408
  49. ابوالقاسم گرجی. دیات (دیه نفس، موجبات ضمان کیفری، دیات اعضا و منافع آنها، اعضایی که دیه مقدر دارند، دیه بر منافع اعضا، دیه زخم های سر و صورت). چاپ 2. دانشگاه تهران، 1382.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 836332
  50. ابوالقاسم گرجی. دیات (دیه نفس، موجبات ضمان کیفری، دیات اعضا و منافع آنها، اعضایی که دیه مقدر دارند، دیه بر منافع اعضا، دیه زخم های سر و صورت). چاپ 2. دانشگاه تهران، 1382.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 836360