رای دادگاه درباره جعل امضا زوجه توسط زوج جهت اخذ تسهیلات وام (دادنامه شماره ۹۴۰۹۹۷۰۲۲۵۰۰۰۸۸۲)

از ویکی حقوق
پرش به ناوبری پرش به جستجو
رای دادگاه تجدیدنظر شماره
شماره دادنامه۹۴۰۹۹۷۰۲۲۵۰۰۰۸۸۲
تاریخ دادنامه۱۳۹۴/۰۹/۲۵
نوع رأیرأی شعبه
نوع مرجعدادگاه تجدیدنظر استان
گروه رأیرای کیفری
موضوعجعل امضا زوجه توسط زوج جهت اخذ تسهیلات وام
قاضیصداقتی
نبوی لاریمی
دولت خواهی

چکیده دادنامه و رای دادگاه درباره جعل امضا زوجه توسط زوج جهت اخذ تسهیلات وام: جعل امضا زوجه توسط زوج،جهت اخذ تسهیلات وام مربوط به زندگی مشترک،با توجه به عرف متداول در مجاری اداری و به اعتبار تراضی ضمنی و گشایش در امور خانوادگی و فقدان سوءنیت و رکن ضرری،واجد وصف جزایی جعل یا استفاده از سند مجعول نیست.

رأی دادگاه بدوی

در خصوص شکایت خانم م.م. با وکالت اقای م.ر. علیه همسر سابقش اقای الف.ج. با وکالت اقای ح.ر. دایر به استفاده از سند مجعول، با این توضیح که شاکی مدعی است متهم به استفاده از امضاء جعلی او از تسهیلات بانکی استفاده کرده است، دادگاه با توجه به شکایت شاکی و مستندات ابرازی و نیز بازگرداندن وجوه مربوط توسط متهم و اظهار نظر کارشناسان رسمی دادگستری مبنی بر غیر اصیل بودن امضاءشاکی و نیز با عنایت به کیفر خواست صادر شده علیه متهم در دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ... تهران و رد دفاعیات غیر موجه او وسایر قرائن و امارات موجود در پرونده بزهکاری وی محرز و مسلم تشخیص می دهد و مستندا به ماده ۵۳۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵به پرداخت سه میلیون ریال جزای نقدی در حق دولت محکوم می گردد. اما راجع به اتهام دیگر او دایر به جعل امضاء شاکیه، نظر به انکار متهم و نیز اظهار نظر کارشناسان که امکان انتساب امضاء مجعول را به متهم غیر ممکن دانستنند، لذا دادگاه به جهت عدم توجه اتهام و مستندا به اصل ۳۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و تمسک به اصل کلی و لازم الرعایه برائت، رای به برائت او صادر و اعلام می دارد. این رای ظرف ۲۰روز قابل اعتراض در دادگاه تجدید نظر استان تهران است.

رئیس شعبه ۱۰۳۶ دادگاه عمومی تهران - دولت خواهی

رأی دادگاه تجدیدنظر استان

در این پرونده نسبت به دادنامه صادره از شعبه محترم ۱۰۳۶ دادگاه کیفری ۲ تهران به شماره ۸۶ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۱ که در بخش اتهام استفاده از سند مجعول ناظر بر محکومیت آقای الف.ج. به پرداخت جزای نقدی به مبلغ سه میلیون ریال بوده و در قسمت اتهام جعل متضمن صدور حکم بر برائت وی می باشد. آقای م.ر. به وکالت از خانم م.م. و آقای ح.ر. به وکالت از متهم موصوف به شرح لوایح جداگانه اعتراض کرده اند، با بررسی محتویات پرونده محاکماتی حاضر، دادگاه بدوا نکاتی را در نتیجه دادرسی موثر می داند : الف ) موضوع شکایت اولیه شاکی جعل امضاء او به وسیله متهم و استفاده بعدی از آن برای اخذ کارت بانکی ، واریز و برداشت متعدد از آن کارت ، اخذ وام از بانک ص. شعبه س. است. ب) متهم فوق کارمند بانک ص. شعبه ت. بوده و تصویر سند ازدواج پیوست پرونده ( ص ۱۲ ) نیز حکایت از وقوع عقد نکاح فیمابین در مورخ نوزدهم فروردین ماه سال هزار و سیصد و نود دارد. ج ) بدوا در ارتباط با موضوعات شکایت در مرحله تحقیق دادسرا مراتب با قرار منع تعقیب متهم ( ص ۳۸ ) همراه ، لکن با اعتراض وکلای محترم شاکی دادگاه محترم جزایی در شعبه ۱۰۴۶ کیفری ۲ تهران موضوع انتساب امضای شاکی را برای افتتاح حساب یا برداشت از آن به کارشناسی ارجاع که منتخب دادگاه صرفا در مورد اعطاء تسهیلات از بانک ص. شعبه م. امضای شاکی را با امضای ذیل آن اسناد مربوطه دارای اختلاف دانسته و همین امر موجب نقض قرار مذکور و جلب دادرسی متهم شده است ( ص ۶۴ ). د ) با وصف شرح شکایت در مورخ ۱۳۹۲/۰۳/۲۸ و عدم پیوست تصویر دادنامه مربوط به گواهی عدم امکان سازش مع الوصف، تصویر سند طلاق ابرازی در برگ ۵۸ اشعار بر وقوع طلاق فیمابین، ظاهرا در تاریخ ۱۳۹۲/۱۰/۰۷ داشته که در ضمن آن سند زوجه ( شاکی فوق ) هرگونه ادعایی را زین پس از زوج ( متهم ) از درجه اعتبار ساقط می نماید. بدین سان دادگاه قطع نظر از اعلام هیئت کارشناس سه نفره در تفاوت امضائات شاکی با اسناد مسلم الصدور به شرح برگ ۱۳۰ پرونده و عنوان نقض آئین نامه انضباطی کارکنان متهم در بانک در سابقه اداری وی لکن از منظر جزایی اولا، این دادگاه اعتقاد دارد در شرایط وجود رابطه زوجیت طرفین با توجه به عرف متداول در مجاری اداری به اعتبار فقدان رکن ضرری در آن و تراضی ضمنی و یا قصد منفعت و گشایش در امور این امر در مورد متهم نیز صادق و سوء نیتی از آن تداعی نمی گردد. خصوصا آنکه موضوع اتهام مربوط به تسهیلات وام بوده که برای زندگی مشترک آنان قبلا تحصیل شده است. ثانیا، در اصل قضیه نیز بدلیل تمایز امضائات شاکی در مدارک و مستندات دیگر اساس کارشناسی هم که واحد است و واجد اثر طریقت بنظر مکفی بر توجه اتهام نخواهد بود. ثالثا، با فرض برائت متهم در مرحله بدوی و فقدان دلیل بر انتساب آن جعل به نامبرده استفاده بعدی از سند غیر اصیل نیز وسیله متهم نیز بعنوان جرم مندرج در دادنامه دارای اشکال خواهد بود. لذا بنا به مراتب مذکور این مرجع اولا در بخش محکومیت متهم به استناد بند ب ماده ۴۵۵ قانون آئین دادرسی کیفری دادنامه معترض عنه را نقض و سپس در راستای ماده ۱۲۰ قانون مجازات اسلامی و اصل ۳۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و اصل برائت شرعی حکم بر برائت متهم صادر و در قسمت تبرئه از اتهام جعل نیز با رعایت بند الف از ماده صدر الذکر ( ۴۵۵ ) و لحاظ بند ت از ماده ۴۵۰ همان قانون دادنامه تجدیدنظر خواسته را عینا تایید می نماید. این رای قطعی است.

شعبه ۴۹ دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار

علیرضا صداقتی - سید صادق نبوی لاریمی

مواد مرتبط