رای دادگاه درباره عدم استماع اعتراض ثالث پس از اجرای حکم (دادنامه شماره ۹۱۰۹۹۷۰۲۲۱۵۰۱۴۹۰)

از ویکی حقوق
پرش به ناوبری پرش به جستجو
رای دادگاه تجدیدنظر شماره
شماره دادنامه۹۱۰۹۹۷۰۲۲۱۵۰۱۴۹۰
تاریخ دادنامه۱۳۹۱/۱۱/۲۸
نوع رأیرأی شعبه
نوع مرجعدادگاه تجدیدنظر استان
گروه رأیرای حقوقی
موضوععدم استماع اعتراض ثالث پس از اجرای حکم
قاضیرجبی
کریمی
محمد عشقعلی

چکیده دادنامه و رای دادگاه درباره عدم استماع اعتراض ثالث پس از اجرای حکم: پس از اجرای حکم، دعوی اعتراض ثالث قابلیت استماع ندارد.

رأی دادگاه بدوی

خانم ع.الف. به وکالت از خانم م.خ. به طرفیت آقایان و خانم ها م.، الف.، ب. با نام خانوادگی م. (خانم ها الف. و ب.آقایان م.ف. و ح.خ. را به عنوان وکیل معرفی کرده اند) ورثه مرحوم م.د.، الف.ز.، ش.و ن.د. احد از ورثه به نام م.د.، آقای م.د.، الف. و س.د. دادخواستی مبنی بر اعتراض ثالث نسبت به مفاد حکم پرونده کلاسه اجرایی شماره فعلی ۸۹۴۲/۳۹/ج موضوع دادنامه شماره ۱۷۳ کلاسه پرونده ۱۵/۷۲/۲۷، تنفیذ مبایعه نامه تنظیمی مورخ ۳۰/۶/۱۳۷۰ و تحویل مبیع، ابطال مبایعه نامه مورخ ۱۸/۱/۱۳۷۱ مورد استناد حکم صادره مورد اجرا قرار گرفته با احتساب خسارات وارده اعم از هزینه دادرسی، حق الوکاله وکیل، دستور توقف عملیات اجرایی تا احقاق حق تقدیم نموده که در تاریخ ۳/۵/۸۹ به این شعبه ارجاع شده است. در شرح دادخواست بیان شده خواهان به استناد مبایعه نامه تنظیمی مورخ ۳۰/۶/۱۳۷۰ یک باب مغازه تجاری با تمامی متعلقات اعم از مالکیت و سرقفلی از پلاک ثبتی ۳۸۵/۱۶۲۸ واقع در بخش ۱۰ تهران با ثمن مندرج در مبایعه نامه خریداری نموده و تمامی ثمن را تسلیم فروشنده کرده است. ۲- بنابه توافقات حاصله و از قراری که فروشنده، همسر خریدار می باشد از تحویل و تسلیم مورد معامله به خریدار امتناع گردیده و توافق شده هر زمانی که خریدار تقاضا نمود ایشان اقدام به تحویل نماید. ۳- پس از گذشت تقریبا ۷ سال فروشنده فوت نموده، یعنی در سال ۱۳۷۷ و خواهان هرگز اقدام به تقاضای تحویل و تسلیم مورد معامله به دلیل اینکه وراث فروشنده فرزندان مشترک بوده اند ننموده است. ۴- قابل ذکر است پس از گذشت مدت کوتاهی فروشنده مبایعه نامه ای با آقای ی.م. در سال ۱۳۷۱ بدون اطلاع و علم خریدار اولیه ص.خ. تنظیم می نماید و همان پلاک واگذار شده را با بیع شرط به آقای ی.م. واگذار میکند. ۵- پس از فوت طرفین مبایعه نامه تنظیمی مورخ ۱۸/۱/۱۳۷۱ وراث آقای ی.م. خوانده ردیف اول اقدام به تشکیل پرونده کلاسه ۱۵/۷۲/۲۷ مبنی بر الزام به تنظیم سند رسمی و خلع ید و رفع بازداشت نموده و بدون اطلاع موکل منجر به صدور دادنامه گردیده که پس از طی مراحل قانونی و در حین طی تشریفات قانونی خواهان متوجه موضوع شد، کرارا به ایشان متذکر گردید که مبایعه نامه موجود فاقد اعتبار است ولی توجه نشده و پس از گذشت چندین سال بدوا اقدام به پیگیری پرونده فوق الذکر شده اند که در انتها منجر به تشکیل پرونده اجرایی شماره ۸۹۴۲/۳۹/ج شده است. بلافاصله پس از تشکیل پرونده قرار عدم صلاحیت طی دادنامه شماره ۷۰۰۴۰۷ مورخ ۱۲/۵/۸۹ به شایستگی و صلاحیت شعبه ۲۱ دیوان عالی کشور صادر می گردد، لیکن شعبه ۲۱ دیوان عالی کشور طی دادنامه شماره ۸۹/۶۳۹ مورخ ۲۸/۷/۸۹ رأی به صلاحیت و رسیدگی توسط این شعبه صادر می کند. در مقابل وکیل خانم ها الف. و ب.م. اظهار داشته بدوا مبایعه نامه باید تنفیذ شود مبایعه نامه استنادی فاقد شاهد می باشد و املاک تنظیم کننده نیز از هر جهت قابل اثبات نمی باشد و حتی امضاء خریدار صرفا مهر خالی است و اثر انگشت ندارد. در تمام مدت رسیدگی هیچ رابطه حقوقی بین طرفین مشاهده نشده و ورثه مرحوم د. مدت ها در خلال اجرای حکم در جریان بوده اند و در خلال رسیدگی و اجرا ورثه مرحوم د. هیچ ادعای حقی نداشته اند. در ادامه دادرسی چند نفر به عنوان مطلع حاضر شده و به فروش ملک توسط مرحوم د. به همسرش (معترض ثالث) گواهی داده اند. ولی شهادت آنها صرفا ناشی از شنیده ها و کلی بوده و اطلاع مستقیم از ادعای معترض ثالث نداشته اند. پرونده استنادی مورد اشاره نیز خواسته شد که طی آن محرز است تمامی ورثه مرحوم د. حداقل از سال ۱۳۸۱ نسبت به صدور رأی علیه مورث آنها نسبت به تنظیم سند رسمی و خلع ید از مغازه اطلاع داشته اند. لیکن معترض ثالث هیچ ادعای حقی مطرح نکرده است. اینک دادگاه اعتقاد دارد که در پرونده اصلی مرحوم ح.د. محکوم شده و قائم مقام او یعنی ورثه به مثابه طرف اصلی پرونده می توانند ادعای حق نمایند و دارای حقوق افراد ثالث نیستند تا دعوای اعتراض ثالث از آن ها قابل پذیرش باشد. در دعوای حاضر و با فرض دستیابی احد از ورثه محکوم علیه اصلی به سند جدید (مبایعه نامه) دعوا باید به عنوان اعاده دادرسی یا عناوین دیگر طرح شود با این اوصاف و به استناد ماده ۲ قانون آیین دادرسی مدنی قرار عدم استماع دعوا صادر و اعلام می گردد. این رأی ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض نزد محاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد.

رئیس شعبه ۴۲ دادگاه عمومی حقوقی تهران - رجبی

رأی دادگاه تجدیدنظر استان

تجدیدنظرخواهی خانم ص.خ.به طرفیت آقایان و خانم ها ۱- م.م. ۲- الف.م. ۳- ب.م. ۴-وراث م.د. ۵- الف.د. ۶- ش.د. ۷-ب.د. ۸-م.د. ۹-م.د. ۱۰-الف.د. ۱۱-س.د. نسبت به دادنامه شماره ۳۶۶-۴/۶/۹۱ شعبه ۴۲ دادگاه عمومی تهران که به موجب آن دعوی تجدیدنظرخواهان به عنوان معترض ثالث به طرفیت تجدیدنظرخواندگان نسبت به پرونده اجرائی ۸۹۴۲/۳۹/ج موضوع دادنامه ۱۷۳ با صدور قرار عدم استماع دعوی مورد اجابت قرار نگرفته مآلا وارد نبوده و رأی شایسته تأیید است، زیرا به موجب ماده ۴۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی پس از اجرای حکم دعوی اعتراض ثالث قابلیت استماع ندارد، لذا مستندا به ماده ۳۵۳ قانون آیین دادرسی مدنی با رد اعتراض دادنامه تجدیدنظرخواسته را تأیید می نماید. این رأی قطعی است.

رئیس شعبه ۱۵ دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه

عشقعلی-کریمی

مواد مرتبط