رای دادگاه درباره مرجع صالح رسیدگی به اعتراض نسبت به دستور بازپرس (دادنامه شماره ۹۵۰۹۹۷۰۲۲۴۳۰۱۶۱۳)

از ویکی حقوق
پرش به ناوبری پرش به جستجو
رای دادگاه تجدیدنظر شماره
شماره دادنامه۹۵۰۹۹۷۰۲۲۴۳۰۱۶۱۳
تاریخ دادنامه۱۳۹۵/۰۹/۰۳
نوع رأیرأی شعبه
نوع مرجعدادگاه تجدیدنظر استان
گروه رأیرای کیفری
موضوعمرجع صالح رسیدگی به اعتراض نسبت به دستور بازپرس
قاضیبهزاد سعادت زاده
بهلولی

چکیده دادنامه و رای دادگاه درباره مرجع صالح رسیدگی به اعتراض نسبت به دستور بازپرس: در صورت صدور دستور و اتخاذ تصمیم از سوی بازپرس، خود وی مکلف به رفع اثر از آن دستور بوده و چنانچه به تکلیف خود عمل ننماید یا تصمیم وی مورد ایراد و اعتراض واقع شود، مرجع رسیدگی به اعتراض، دادگاه بدوی است.

رأی دادگاه بدوی

در خصوص اتهام اقایان ۱- ح. گ. و ۲- م. ه. دائر بر مشارکت در ضرب و جرح عمدی نسبت به اقایان س. و س. ر. ، ح. ط. و ع. ف. و ۳- م. ز. دائر بر معاونت در ورود به عنف و ضرب وجرح نسبت به خانم ز. س. و ۴- ن. ع. دائر بر تخریب پیراهن اقای م. ق. موضوع کیفرخواست شماره ۲۱۹۴-۹۴/۸/۲۶ د. عمومی و انقلاب ن.ی.ت. دادگاه از توجه به اوراق ومحتویات پرونده ، ملاحظه شکایت شاکیان ، نتیجه حاصل از تحقیقات معمول توسط مرجع انتظامی ، بررسی اظهارات طرفین به شرح منعکس در صورتجلسات تحقیق و دادرسی ، ملاحظه دادنامه های صادره موجود در پرونده و لحاظ سایر قرائن و امارات مندرج در پرونده ، به لحاظ عدم احراز وقوع بزه مستندا به ماده ۴ از قانون ائین دادرسی کیفری رای بر برائت مشارالیهم صادر و اعلام می نماید رای صادره در مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در محاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد.

رئیس شعبه ۱۰۵۲ دادگاه کیفری دو تهران- مرتضی ثقفی

رأی دادگاه تجدیدنظر استان

در خصوص اعتراض و تجدیدنظرخواهی آقای م. ز.نسبت به دادنامه شماره ۹۵۰۰۰۴۶۲ مورخ ۹۵/۴/۳۱ صادره از شعبه ۱۰۵۲ دادگاه کیفری دو تهران که به موجب مفاد آن در مورد شکایت و اتهامات وارده به تجدیدنظرخواه منجر به برائت گردیده و پس از ابلاغ و در فرجه قانونی و با تقدیم لایحه ای مورد تجدیدنظرخواهی واقع و پس از ارسال و ارجاع به این دادگاه و با ملاحظه مفاد دادنامه تجدیدنظرخواسته و مفاد لایحه تجدیدنظرخواهی ملاحظه شد که نامبرده نسبت به آن قسمت از شکایت خود که در مورد ایراد ضرب و جرح عمدی توسط آقای ح. گ.خسارات و در دادسرا منجر به منع تعقیب گردیده است و بنا به گفته وی مورد اعتراض واقع ولی در مرحله دادرسی در دادگاه بدوی به این اعتراض رسیدگی و اظهار نظری در مورد آن صورت نگرفته است و در مورد آنچه که مورد رسیدگی و صدور حکم واقع شده است اعتراض نداشته که ضمن حضور و ارشاد قضایی تجدیدنظرخواه و با تذکر به دادگاه بدوی و دادسرا در جهت رسیدگی به این امر در چارچوب مقررات و قوانین و با توجه به لایحه اخیر التقدیم از سوی آقای ز. و استرداد تجدیدنظرخواهی در مورد دادنامه صادره از شعبه ۱۰۵۲ دادگاه کیفری دو با احراز صحت مراتب و با استناد به مواد ۴۴۱ قانون آئین دادرسی کیفری قرار رد درخواست تجدیدنظرخواهی نامبرده را صادر و اعلام می دارد و اما در خصوص اعتراض و تجدیدنظرخواهی آقای ح. گ. فرزند عباس با وکالت آقایان ه. ع.م. و م. ح.ق. که وکلای محترم هر کدام به طور جداگانه و مستقلا لوایح و درخواست تجدیدنظرخواهی خود را تقدیم و پیوست نموده اند و از توجه به مفاد لوایح آنان یکی از آنان در مورد صدور دستور بازپرس شعبه ۶ ناحیه یک دادسرای عمومی و انقلاب تهران مبنی بر در اختیار قرار گرفتن دو واحد مسکونی که بنا به دستور بازپرس محترم این واحد ها در اختیار و تصرف متصرفات باقی مانده است و درخواست نقض این دستور و مسترد شدن دو واحد به شاکی را داشته که طبق محتویات پرونده این دستور و تصمیم در مرحله دادسرا و توسط بازپرس اتخاذ شده است و با توجه به صدور قرار نهایی و کیفرخواست صادره و با عنایت به مفاد ماده ۲۱۵ قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲ در صورت صدور دستور و اتخاذ تصمیم از سوی بازپرس خود وی مکلف به رفع اثر از آن دستور بوده و در صورتی که بازپرس به تکلیف خود عمل ننماید یا تصمیم وی مورد ایراد و اعتراض واقع شود رسیدگی به اعتراض در دادگاه بدوی بعمل می آید و بر اساس ماده ۴۳۵ قانون آئین دادرسی کیفری دادگاه تجدیدنظر صرفا نسبت به آنچه که در مرحله بدوی مورد رسیدگی و صدور حکم واقع شده است مجاز به ورود و رسیدگی و اظهار نظر می باشد و در ما نحن فیه که از سوی دادگاه بدوی و خواسته اظهار نظری نشده است این دادگاه هم تکلیفی به ورود و اظهار نظر ندارد لذا این قسمت از خواسته وکلای تجدیدنظرخواه را غیر وارد و مردود اعلام می دارد و در خصوص ایراد و اعتراض وکیل دیگر تجدیدنظرخواه و در مورد آن قسمت از دادنامه تجدیدنظرخواسته که در مورد اتهام ممانعت در ورود بعنف منجر به برائت گردیده و وکیل نسبت به این برائت صادره اعلام اعتراض نموده است از آنجا که اتهام ممانعت در ارتباط با اتهام مباشرت بوده و بنا به اذعان وکیل مذکور در دادسرا نسبت به مباشرین ورود به عنف منع تعقیب صادر شده است و صدور حکم برائت در مورد معاونی که مباشر آن برائت حاصل نموده است و مرتکب جرمی نگردیده صحیح و منطبق با موازین بوده و از این حیث نیز ایراد و اعتراض موجه و موثری بر دادنامه تجدیدنظرخواسته وارد نبوده لذا ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه و وکلای وی دادنامه تجدیدنظرخواسته را با استناد به بند الف ماده ۴۵۵ قانون آئین دادرسی کیفری عینا تایید می نماید. رأی صادره قطعی است.

شعبه ۴۳ دادگاه تجدیدنظر استان تهران - رئیس و مستشار

بهزاد سعادت زاده- رسول بهلولی

مواد مرتبط