رای دادگاه درباره مصداق حیله و تقلب به عنوان جهت اعاده دادرسی (دادنامه شماره ۹۳۰۹۹۷۲۱۳۰۶۰۰۷۱۲)

از ویکی حقوق
پرش به ناوبری پرش به جستجو
رای دادگاه تجدیدنظر شماره
شماره دادنامه۹۳۰۹۹۷۲۱۳۰۶۰۰۷۱۲
تاریخ دادنامه۱۳۹۳/۰۶/۱۸
نوع رأیرأی شعبه
نوع مرجعدادگاه تجدیدنظر استان
گروه رأیرای حقوقی
موضوعمصداق حیله و تقلب به عنوان جهت اعاده دادرسی
قاضینیک بخش
نورزاد
عبداله جلالوند

چکیده دادنامه و رای دادگاه درباره مصداق حیله و تقلب به عنوان جهت اعاده دادرسی: استناد به رأی نقض شده و تحصیل رأی بر مبنای آن، از مصادیق اعمال حیله و تقلب بوده و از جهات اعاده دادرسی است.

رأی دادگاه بدوی

در خصوص دعوی ف.الف. با قیمومیت الف.ف. به وکالت ر.الف. به طرفیت ۱-الف. ۲-ح. ۳-ع. ۴-م. ۵-ن. همگی ج. به خواسته صدور حکم اعلام حیله و تقلب خواندگان در پرونده کلاسه ۸۹۰۰۶۸ شعبه محترم ۱۶ دادگاه عمومی تهران و پرونده های کلاسه ۸۹/۶۱/۳۶۰ و۸۹/۶۱/ ۵۸۱ شعبه محترم ۶۱ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به انضمام خسارات دادرسی به استناد وکالت نامه وکیل۲-دادنامه های شماره ۱۷۸-۲۵/۰۲/۸۹ شعبه ۱۶ دادگاه عمومی شهید بهشتی و ۳۶۵-۳۰/۰۵/۸۹ شعبه ۶۱ دادگاه تجدیدنظر استان تهران و ۲۷۴-۱۳/۰۶/۸۲ شعبه ۱۲ دادگاه شهید بهشتی و۵۸۴-۲۵/۰۶/۸۶ شعبه ۱۶ دادگاه شهید بهشتی و ۱۳-۱۷/۰۱/۸۷ شعبه ۱۰ دادگاه تجدیدنظر استان تهران و دادنامه شماره ۲۱۸۶-۱۵/۰۸/۷۵ شعبه ۲۲۶ دادگاه عمومی تهران و قیم نامه شماره ۲۱۲۱ -۰۲/۰۹/۷۵ اداره سرپرستی تهران و نامه شماره ۲۲۹۹۹/۵۰-۲۳/۱۲/۸۴ اداره کل دادگستری تهران و گواهینامه حصر وراثت شماره ۴۶۲۵-۲۱/۰۹/۱۳۵۵ شعبه اول دادگاه بخش سابق تهران و پرونده کلاسه ۸۲/۱۲/۳۵۵ شعبه ۱۲ دادگاه شهید بهشتی و۸۶/۱۶/۳۹۹ شعبه ۱۶ دادگاه شهید بهشتی و۸۶/۱۰/۱۲۶۸ شعبه ۱۰ دادگاه تجدیدنظر استان تهران و ۸۹۰۰۶۸ شعبه ۱۶ دادگاه شهید بهشتی و۸۹/۶۱/۳۶۰ شعبه ۶۱ دادگاه تجدیدنظر استان تهران اولا: در خصوص دعوی خواهان به طرفیت خوانده ردیف سوم ع.ج.نظربه اظهارات طرفین و گواهی فوت شماره ۰۶۰۰۶۴۳ ف/۱۵ مشارالیها درتاریخ ۱۵/۰۸/۱۳۹۰ قبل از تقدیم دادخواست فوت شده بود. و با عنایت به اینکه اهلیت دارا بودن حقوق بازنده متولد شدن ایشان شروع و با مرگ او مطابق ماده ۹۵۶ قانون آیین دادرسی مدنی تمام می شود و برای اقامه هر دعوائی اهلیت قانونی شرط لازم و ضروری برای اقامه دعوی است درنتیجه تقدیم دادخواست به طرفیت متوفیه که فاقد اهلیت بوده عملا امکان دفاع را ندارد و فاقد وجاهت قانونی بوده و مستندا به ماده ۲ قانون آیین دادرسی مدنی قرار عدم استماع صادر می گردد. و اما دعوی به طرفیت سایر خواندگان بدین توضیح که موکله بر اساس دادنامه شماره ۲۷۴ مورخ ۱۳/۰۶/۸۲ شعبه ۱۲ دادگاه عمومی تهران در پرونده کلاسه ۸۲/۳۵۵ خانم ف.الف صنایع تنها فرزند مرحوم ع. بوده است از عدد وراث مرحوم ع. حذف شده و به جای نامبرده خانم خ.ج. به عنوان وراث مرحوم ع. اعلام گردید و دادنامه مزبور به جهت جهل و عدم آشنایی قیم موکله نسبت به قوانین مورد اعتراض قرار نگرفته و قطعی گردیده است و متعاقبا قیم موکله متوجه مفاد رأی صادره به ضرر مولی علیه خویش گردید و از طریق اداره پیگیری و رسیدگی به شکایات مردمی نسبت به رأی صادره اعتراض و ریاست محترم قوه قضائیه با اعاده دادرسی موافقت و به شعبه ۱۶ دادگاه عمومی تهران ارجاع و به موجب دادنامه ۵۸۴ مورخ ۲۵/۰۶/۸۶ قرار ردّ دعوی به دلیل طرح دعوی به طرفیت خود محجور صادر و با تجدیدنظرخواهی پرونده به شعبه ۱۰ دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارسال و به موجب دادنامه شماره ۱۳ مورخ ۱۷/۰۱/۸۷ با این استدلال که خواندگان میبایستی دعوی نفی نسب طرح مینمودند دعوی ایشان را ردّ نموده و خواندگان علی رغم علم و اطلاع نسبت به نقض و بی اعتباری دادنامه اخیرالذکر (۲۷۴-۱۳/۰۶/۸۲ شعبه ۱۲ دادگاه شهید بهشتی) با تمسک و استناد به دادنامه مزبور دعوائی علیه موکله تحت کلاسه ۸۹۰۰۶۸ در شعبه ۱۶ دادگاه محترم شهید بهشتی طرح و بنا بر اعلام قیم موکله با قلب موضوع و سوءاستفاده از جهالت قیم مزبور که پیرزنی۸۰ ساله می باشد طوری موضوع را جلوه داده اند که گوئی دادنامه مزبور معتبر بوده و یا مستمسک قرار دادن آن درخواست ابطال سند مالکیت موضوع سهم الارث موکله را نمودند و قیم موکله که نسبت به اصول دادرسی آشنایی نداشته و از طرفی ارتباط بین دادنامه های مذکور را نمیدانسته نتوانسته در مقام دفاع به رأی صادره به نفع مولی علیه خویش استناد نموده و بی اعتباری دادنامه استنادی خواهان ها را به دادگاه اطلاع دهد و دادگاه محترم رسیدگی کننده نیز که از دادنامه مزبور به نفع موکله بی اطلاع بوده حکم بر ابطال سند مالکیت موکله صادر می نماید. و رأی صادره توسط شعبه ۶۱ دادگاه تجدیدنظر تأیید و قطعیت مییابد. علی هذا تنها راه موکله جهت احقاق حق توسل به اعاده دادرسی به استناد بند ۵ ماده ۴۲۶ قانون آیین دادرسی مدنی می باشد که دادگاه دعوی خواهان را بنا به جهات ذیل درخور پذیرش نمی داند؛ زیرا اولا: صرف عدم آشنایی یا بی سوادی موکله موجب نمی گردد که عمل خواندگان را حیله و تقلب تصور کرد. درثانی؛ علاوه برقیم اداره سرپرستی نیز طرف دعوی بوده و آنها کاملا به موضوع واقف بودند و میتوانستند در مقام دفاع راجع به نقض دادنامه مزبور توضیح دهند و احکام مربوطه را پیوست نمایند، و مهمتر اینکه دادگاه رسیدگی کننده در مقام رسیدگی به ادله خواهان که دادنامه منقوض بوده مکلف بوده که پرونده استنادی را مطالبه و خلاصه ای از آن را اخذ و ضبط در پرونده می کرد و صرف استناد خواندگان به دادنامه ۲۷۴ شعبه ۱۲ دادگاه عمومی تهران نمی تواند از موارد حیله و تقلب تصور کرد. فلذا دادگاه دعوی خواهان را غیروارد تشخیص و مستندا به مواد ۱۹۷ و۴۲۶ قانون آیین دادرسی مدنی حکم بربطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می دارد. رأی صادره حضوری و ظرف بیست روز ازتاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی درمحاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد.

رئیس شعبه ۱۸۵ دادگاه عمومی حقوقی تهران نیک بخش

رأی دادگاه تجدیدنظر استان

در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ر.الف. به وکالت از خانم ف.الف. به طرفیت ۱- ح.ج. ۲- الف.ج. ۳- م.ج. ۴- ن.ج. نسبت به دادنامه شماره ۳۴۷ مورخ ۲۸/۴/۱۳۹۱ صادره از شعبه ۱۸۵ دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن نسبت به دعوی تجدیدنظر خواه به خواسته اعلام حیله و تقلب در پرونده کلاسه ۸۹۰۶۸ که منجر به صدور دادنامه شماره ۱۷۸-۲۵/۲/۱۳۸۹ به ابطال سند مالکیت شماره ۱۲۵۸۶۵ نسبت به سه دانگ از شش دانگ به استثناء ثمن اعیانی پلاک ثبتی ۲۱۱۷/۸۵ مفروز از پلاک ۲۸ فرعی از اصلی مرقوم واقع در بخش ده تهران بنام خانم ف.الف. صادر گردید. حیله و تقلب محکوم لهم دادنامه صادره به این نحو بوده که نامبردگان با ارائه دادنامه شماره ۲۷۴-۱۳/۶/۱۳۸۲ شعبه ۱۲ دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن حکم به حذف نام خانم ف.الف. از وراث مرحوم ع. و درج نام خانم خ.ج.(مورث تجدیدنظر خواندگان) موفق به اخذ رأی به نفع خویش می گردند و حال آنکه دادنامه ارائه شده به شماره ۲۷۴-۱۳/۶/۱۳۸۲ به موجب دادنامه شماره ۵۸۴-۱۳/۶/۱۳۸۲ شعبه شانزدهم دادگاه عمومی حقوقی تهران که عینا از سوی شعبه دهم دادگاه تجدیدنظر استان تهران تأیید گردیده متعاقب تصمیم ریاست محترم قوه قضائیه مبنی بر اینکه دادنامه سابق الصدور خلاف بین شرع بوده نقض و نسبت به دعوی خواهان ها قرار ردّ دعوی صادر می گردد. تجدیدنظر خواندگان با اطلاع از نقض دادنامه شماره ۲۷۴-۱۳/۶/۱۳۸۲ و به علم به نقض آن حدود دو سال پس ازآن بدون اعلام نقض رأی صادره صرفا با ارائه دادنامه نقض اقدام به طرح دعوی و اخذ رأی می گردند. بنابراین اقدام نامبردگان مصداق بند ۵ از ماده ۴۲۶ قانون آیین دادرسی مدنی تشخیص دادنامه تجدیدنظر خواسته که مغایر با محتویات پرونده و نص قانونی صادر گردیده است درخور نقض تشخیص به تجویز ماده ۳۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی ضمن نقض دادنامه تجدیدنظر خواسته حکم بر اعلام حیله و تقلب تجدیدنظر خواندگان در اخذ دادنامه شماره ۱۷۸-۲۵/۲/۱۳۸۹ و دادنامه شماره ۳۶۵-۳/۵/۱۳۸۹ صادره از شعبه شانزدهم بدوی و ۶۱ دادگاه تجدیدنظر استان تهران صادر می نماید. این رأی قطعی است.

رئیس شعبه ۶۱ دادگاه تجدیدنظر استان تهران مستشار دادگاه

نورزاد جلالوند

مواد مرتبط