رای شعبه حقوقی دیوان عالی کشور درباره شهادت سردفتر برخلاف سند رسمی صادر شده توسط وی

از ویکی حقوق
پرش به ناوبری پرش به جستجو
رای شعبه حقوقی دیوان عالی کشور شماره ۹۴۰۹۹۷۰۹۰۹۹۰۰۰۲۱
شماره دادنامه۹۴۰۹۹۷۰۹۰۹۹۰۰۰۲۱
تاریخ دادنامه۱۳۹۴/۰۱/۲۹
نوع رأیرأی شعبه
نوع مرجعشعبه دیوان عالی کشور
شعبهشعبه ۲۶ دیوانعالی کشور
گروه رأیرای حقوقی
موضوعشهادت سردفتر برخلاف سند رسمی صادر شده توسط وی
قاضیمحمد ربانی نژاد
جعفرالهی

رای شعبه حقوقی دیوان عالی کشور درباره شهادت سردفتر برخلاف سند رسمی صادر شده توسط وی: سردفتر نمی تواند بر خلاف سند رسمی صادر شده در دفتر خود شهادت بدهد و شهادت وی در این خصوص مسموع نیست.

رأی خلاصه جریان پرونده

در تاریخ ۱۳۸۴/۱۱/۲۵ خانم ه. الف. دادخواستی به طرفیت آقای ا.ا مبنی بر تقاضای طلاق از باب عسروحرج تسلیم دادگستری میاندرود(سورک) نموده که به شعبه اول دادگاه عمومی آن شهر ارجاع شده است. خواهان توضیح داده است طبق سند رسمی نکاحیه به شماره.... ازدواج نمودیم و فرزند دار نشدیم خوانده از نظر روانی بیمار و دارای مشکل خاص می باشد و زندگی کردن با وی برای من غیرقابل تحمل و طاقت فرسا می باشد ده سال این زندگی دشوار را تحمل کردم عاجزانه تقاضای طلاق دارم قابل یادآوری است طبق سند رسمی که کپی آن پیوست می باشد تاریخ ازدواج ۱۳۷۶/۴/۱۶ می باشد دادگاه طرفین را دعوت نموده است. جلسه دادگاه در تاریخ۱۳۸۵/۱/۱۵ با حضور طرفین تشکیل شد و زوجین گفته اند ما تقاضای طلاق توافقی داریم و با یکدیگر سازش و تفاهم نداریم و نمی توانیم با یکدیگر زندگی کنیم و هر دوی آن ها در همان جلسه داوران خود را آوردند و معرفی کردند و دادگاه با صدور قرار ارجاع امر به داوری وظایف داوری را به آنها تذکر داده است که تکلیف مهریه و نفقه اعم ازحال و گذشته و ایام عده و مهریه را مشخص نمایند و ظرف ۲۰ روز به دادگاه اعلام دارند . داوران برابر ورقه ثبت شده به شماره ۱۷-۱۳۸۵/۱/۱۵ تقاضای طلاق توافقی زوجین را اعلام نموده و درباره مهریه بیان داشته که طرفین توافق کردند خانم ه. ا. ماهانه سی هزار تومان معادل سیصدهزار ریال از مهریه را تا استهلاک تمام مهریه که طریقه پرداخت را بعدا مشخص خواهند نمود ماهانه به خانم ه. ا. پرداخت نماید و کالاهای خریداری شده توسط زوج به وی مسترد شود و زوجه نفقه را گذشت نموده است موارد توافق به عنوان نظریه داور مورد قبول زوجین و به امضاء آنها رسیده است.( ص۱۸)در ظهر ورقه داوری آمده است: طرفین و داوران در دفتر دادگاه توافقا قیمت سکه بهار آزادی را مبنی بر یکصدوسی هزار تومان تعیین نمودند که کل مهریه سی و نه میلیون تومان برآورد شده است و مراتب به امضاء طرفین و داوران و مدیر دفتر دادگاه رسیده است.(ص۱۸) دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره۳۷-۱۳۸۵/۱/۱۵ با بیان شرح توافق طبق نظر داوران و زوجین در خصوص استرداد کالاهای خریداری شده توسط زوج کل مهریه را که سیصد عدد سکه بهار آزادی بوده توافقا به سی ونه میلیون تومان برآورد شده که تا استهلاک کل مهریه ماهانه سیصد هزار ریال ( سی هزار توان ) توسط زوج به زوجه پرداخت شود. ولی در نسخه تایپی به جای کلمه سی ونه میلیون تومان سی ونه میلیون ریال عددی تایپ شده است.ص۱۵. زوجین با همین نسخه تایپ شده به دفترخانه شماره۲۰ نکا مراجعه نموده و صیغه طلاق جاری نموده و طبق صفحه۴ طلاق نامه همانند آنچه که در دادنامه تایپی آمده است مبلغ مهریه سی و نه میلیون ریال قید گردیده که توافقا ماهانه سی هزار تومان زوج به حساب شماره.... .... متعلق به زوجه واریز نماید.(ص۵۱) خانم ه. ا. در تاریخ۱۳۸۸/۳/۲ طی نامه ای به دادگاه میاندرود بیان داشت که مبلغ مورد توافق جهت قیمت گذاری سیصدسکه بهار آزادی سی و نه میلیون تومان بوده مبلغ سی و نه میلیون ریال ثبت شده( تایپ شده) مبنی بر اشتباه بوده تقاضای اصلاح دادنامه شماره۳۷-۱۳۸۵/۱/۱۵ را دارم. دادگاه میاندورد (سورک) در تاریخ۱۳۸۸/۲/۴ در وقت فوق العاده پرونده کلاسه ۸۸۰۱۲۳-۸۸ را تحت نظر قرار داد و طی دادنامه شماره۱۳۵-۱۳۸۸/۳/۵ با این بیان که در دادنامه شماره۳۷۰-۱۳۸۵/۱/۱۵( ظاهرا صفر اضافی است شماره دادنامه۳۷ است) در برگ تایپی سهوالقلم رخ داده است به جای سی و نه میلیون تومان ( قیمت سیصدسکه مهریه) سی و نه میلیون ریال درج گردیده به استناد ماده ۳۰۹ ق.آ. د.م مبلغ توافقی مهریه را به سی و نه میلیون تومان اصلاح و اعلام کرده است وسردفتر هم در صفحه ۵ طلاق نامه مبلغ مهریه قابل پرداخت را به سی و نه میلیون تومان اصلاح نموده است این دادنامه در تاریخ۱۳۸۸/۳/۱۲ در آدرس تعیین شده به خانم ف.ح زن برادر آقای الف. ب. تسلیم تابه نامبرده تحویل دهد. آقای الف. ب. در تاریخ ۱۳۹۲/۷/۲ از این رأی تجدیدنظرخواهی نموده است که به شماره۷۱-۱۳۹۲/۷/۲ ثبت دفتر دادگاه بدوی گردیده که پس از تبادل لوایح پرونده به دادگاه تجدیدنظر استان ارسال و به شعبه۱۳ دادگاه تجدیدنظر استان مازندران ارجاع شده شده است.ص ۴۰ آن دادگاه طرفین را دعوت کرده است. خلاصه ایراد تجدیدنظرخواه بر دادنامه تصحیحی این بود: دادنامه شماره ۱۳۵-۱۳۸۸/۳/۵ در تاریخ۱۳۹۲/۷/۲ به من ابلاغ حضوری و واقعی گردیده است و در فرجه به آن اعتراض دارم و اعتراض این است که در سند ازدواج( ظاهرا سند طلاق می باشد) شماره۹۷۱-۱۳۸۵/۱/۱۱ طلاق خلع نوبت اول انجام شد و به صورت توافقی بود که مبلغ۳۹/۰۰۰/۰۰۰ ریال من مهریه مازاد بدهم به همسرم خانه مرا با امتیاز آب و برق و متعلقات را دادم ولی دادگاه محترم مبلغ سی و نه میلیون ریال را به سی و نه میلیون تومان تبدیل کرده است ولی در طلاق خلع نادیده گرفته شده است. تقاضای نقض دادنامه اصلاحی را دارم و نیز آقای ا.ب.طی لایحه ای خطاب به دادگاه تجدیدنظر بیان داشت در حضور شهود به اسامی ش.ع. ب. ا. و . م. ر. و ا. ب. و م. ح. توافق شد که سی و نه میلیون ریال به تجدیدنظرخوانده بپردازم استناد وی به ظهر مرقومه استنادی کذب محض است و آقای م.م هم حاضر است در محضر دادگاه شهادت بدهد.و در لایحه دیگری گفت: برای تجدیدنظرخوانده در بیمارستان بابل خرج کردم که با میزان هزینه آن زمان سه هکتار زمین می شد که تا این روز نمی خواستم بگیرم می خواستم گذشت بدهم ولی با این حرکت وی دیگر گذشت نمی دهم. جلسه شعبه۱۳ دادگاه تجدیدنظر استان مازندران در تاریخ۱۳۹۲/۱۱/۱۶ تشکیل شد. طرفین حاضر شدند. تجدیدنظرخواه خلاصته بیان داشت به رأی اصلاحی اعتراض دارم مهریه قابل پرداخت به سه میلیون و نهصدهزار تومان توافق شدکه ماهانه سی هزار تومان به پردازم و رأی طلاق بر همین مبنا صادر و اجراء شده است و حتی بیشتر از مبلغ توافق شده پرداخت کرده ام تقاضای نقض دادنامه را دارم. تجدیدنظرخوانده گفت: توافق بر مبنای سی و نه میلیون تومان شده است و من هم بر همین مبنا قبول کردم و امضاء کردم و الا امضاء نمی کردم. دادگاه دستور داده است از سردفتر طلاق استعلام شود که طلاق توافقی بر اساس چه مبلغی انجام شده است؟ و از نسخه طلاق نامه که در دفترخانه موجود است مراجعه شود و پاسخ داده شود. پاسخ سردفتر این است: ثبت طلاق بر اساس دادنامه شماره ۳۷-۱۳۸۵/۱/۱۵ صادرشده از شعبه اول دادگاه میاندورد که اجازه طلاق طرفین با پرداخت مبلغ سی و نه میلیون ریال ماهانه سی هزار تومان داده انجام شده است و سپس با صدور دادنامه اصلاحی شماره۱۳۵-۱۳۸۸/۳/۵ صادر شده از آن دادگاه طلاقنامه اصلاح شد و سی و نه میلیون ریال مهریه با سی و نه میلیون تومان به علت سهوالقلم تصحیح شده است. دادگاه سردفتر را جهت اداء توضیح دعوت کرده است و طرفین را نیز دعوت نموده است. دوباره جلسه دادگاه به علت حضور طرفین و عدم حضور سردفتر تجدید شد. در جلسه مورخ ۱۳۹۳/۳/۳۱ طرفین و سردفتر حاضر شدند. طرفین مطالب گذشته را مفادا تکرار کردند از سردفتر به عنوان شاهد کسب اطلاع شد وی گفت بر اساس دادنامه قطعی ارائه شده در تاریخ ۱۳۸۵/۱/۱۵ طرفین به سی و نه میلیون ریال توافق کردند نه سیصدونه میلیون ریال تجدیدنظرخواه گفت اظهارات سردفتر را قبول دارم و تجدیدنظرخوانده گفت قبول ندارم. دادگاه با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه شماره۶۰۰۳۷۷-۱۳۹۳/۴/۳ با این استدلال که سردفتر طلاق بیان نموده که طرفین به مبلغ سه میلیون و نهصدهزار تومان بابت مهریه ماهانه مبلغ سی هزار تومان تحویل زوجه نماید توافق کردند و صیغه طلاق بر همین اساس جاری شده است. دادنامه اصلاحی شماره ۱۳۵-۱۳۸۸/۳/۵ را نقض و رأی اصلی شماره۳۷-۱۳۸۵/۱/۱۵ را صحیح اعلام نموده است. این دادنامه در تاریخ۱۳۹۳/۵/۱ حسب گزارش مأمور ابلاغ با الصاق به درب قرمز رنگ در نشانی خانه ه. ا. به وی ابلاغ قانونی طبق ماده۷۰ق.آ.د.م گردیده است ظهر ص۹۶ است( مأمور ابلاغ قید نکرده است الصاق دادنامه به علت استنکاف محکوم الیها از اخذ دادنامه بوده یا نبودن در محل؟) خانم ه. ا. در تاریخ ۱۳۹۳/۸/۷ نسبت به دادنامه شماره۳۷۷-۱۳۹۳/۴/۳ فرجام خواهی نموده است. خلاصه ایراد فرجام خواه این است که این رأی بر خلاف موازین شرعی و قانونی صادر شده است. دادنامه اصلاحی شماره ۱۳۵-۱۳۸۸/۳/۵ صحیح اصدار یافته و در تاریخ۱۳۸۸/۳/۱۲ رأی به الف. ب.ا ابلاغ شده و وی ۵ سال بعد یعنی در سال ۱۳۹۲تجدیدنظرخواهی نمود و در خارج از فرجه تجدیدنظرخواهی وی پذیرفته شده بدون این که طبق ماده۳۰۶ ق مذکور تجدیدنظر خوانده عذر داشته باشد. از حیث ماهیت رأی اصلاحی صحیح بوده و توافق به پرداخت مبلغ سی و نه میلیون تومان به ماهانه ۳۰ هزار تومان انجام شده است. تقاضای نقص رأی فرجام خواسته را دارم. با تبادل لایحه و ابلاغ به برادر الف. ب. در تاریخ ۱۳۹۳/۱۰/۳ پرونده با صورت جلسه مورخ۱۳۸۳/۸/۲۵ که به امضاء رئیس و مستشار محترمان شعبه ۱۳ دادگاه تجدیدنظر رسیده. به دفتر دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است. خلاصه صورت جلسه مذکور این است با اعتراض الف. ب. ا. نسبت به دادنامه شماره ۱۳۵-۱۳۸۸/۳/۵ که منجر به نقض رأی بدوی شد، اگر چه رأی این شعبه قابلیت فرجام خواهی را ندارد با توجه به اصرار خانم ه. الف. مقرر شد دفتر طبق مقررات پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال دارد. پاسخ فرجام خوانده در پرونده دیده نشده است. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل و پس از قرائت گزارش آقای جعفر الهی عضو ممیز و اوراق پرونده و دادنامه شماره ۶۰۰۳۳۷-۱۳۹۳/۴/۳ فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی میدهد:

رأی شعبه دیوان عالی کشور

با توجه به محتویات پرونده های بدوی و تجدیدنظر و مستندات ابرازی طرفین و نیز ملاحظه اظهار نظر قضات محترم دادگاه تجدیدنظر درباره قابل فرجام نبودن موضوع ضمن قابل فرجام دانستن مورد را با استدلال آتی دادنامه فرجام خواسته مخدوش است زیرا:۱- برابر رأی وحدت رویه شماره۶۶۶-۸۳/۳/۱۹ کلیه دعاوی درباره طلاق اعم از اصل طلاق یا درخواست طلاق قابلیت فرجام خواهی را دارد که با استنباط بند الف ماده ۳۶۸ قانون آئین دادرسی در امور مدنی اکثریت اعضای هیئت عمومی رأی صادر نموده اند.۲- مفهوم مخالف بند ۵ ماده ۳۶۹ قانون مذکور نیز احکامی که ضمن یا بعد از رسیدگی به دعاوی اصلی راجع به متفرعات آن صادر می شود را در صورتی که حکم راجع به اصل دعوی قابل فرجام باشد قابل فرجام خواهی می داند که مورد فرجام خواهی از آن موارد می باشد.۳- درباره ابلاغ به طرفین در خارج از فرجه تجدیدنظرخواهی و فرجام خواهی نمودن هم به رعایت ماده ۸۳ ق.آ.د.م ایرادی وارد نمی باشد.۴- در ماهیت با ملاحظه اوراق ۱۳و۱۵و۱۸ دیده می شود که طرفین در تاریخ ۱۳۸۵/۱/۱۵ به دادگاه مراجعه نموده و توافق به طلاق را اعلام کرده و در همان روز داور معرفی نموده و داوران اعلام نظر نموده و داوران در متن نظریه هم به عدم سازش اظهار نظر نموده و درباره امور مالی تعیین تکلیف کرده اند که مقرر شد پیرامون پرداخت مهریه خانم ه. ا. ماهانه مبلغ سی هزار تومان معادل سیصد هزار ریال تمام( ۳۰۰/۰۰۰ ریال) تا استهلاک تمام مهریه که طریقه پرداخت را بعدا مشخص خواهند کرد ماهانه به ه. ا. پرداخت نماید این ورقه به امضاء طرفین رسیده است و داورها نیز امضاء نموده و اثر انگشت الصاق کرده اند.۵- در ظهر همین ورقه هم در دفتر دادگاه به این نحو صورت جلسه شده است که طرفین با داوران در دفتر دادگاه توافقا قیمت سکه بهار آزادی را ۱۳۰/۰۰۰ هزار تومان تعیین نموده اند که کل مهریه به ۳۹/۰۰۰/۰۰۰ تومان برآورد شده است مراتب به امضاء حاضرین و داوران آنها رسیده است و مدیر دفتر دادگاه هم امضاء کرده است .۶- شعبه اول دادگاه عمومی میاندورد بر اساس همین توافق طی دادنامه شماره۳۷-۸۵/۱/۱۵ رأی به طلاق صادر کرده و در مورد مهریه در آخر سطر ۷ دادنامه دستنویس آورده است از کل مهریه مبلغ۳۹/۰۰۰/۰۰۰ تومان را توافقا ۳۰۰ عدد سکه بهارآزادی مقوم شده است تا استهلاک کامل این مبلغ زوج ماهانه۳۰۰/۰۰۰ ریال ( سیصدهزار ریال) را در حق زوجه کارسازی نماید. همین دادنامه دستنویس با همه عبارات حروفی و عددی تایپ گردیده اما به جای تومان در سی و نه میلیون تومان سی و نه میلیون ریال تایپ گردیده است که در امضاء دادنامه تایپی مورد غفلت قاضی دادگاه قرار گرفت و دادنامه تایپی را تصحیح ننموده و امضاء کرده است.۷- همین دادنامه در روز۱۳۸۵/۱/۱۶ به دفترخانه شماره۲۰ نکا با مراجعه طرفین ارائه شد و مراتب طلاق انجام و برابر دادنامه تایپی ثبت گردیده و مقرر شد بین طرفین که زوج مبلغ سی هزار تومان را تا استهلاک کامل مهریه به شماره حساب.... صندوق.... متعلق به زوجه واریز نماید که زوجه مطلقه حسب درخواست صدور رأی تصحیحی بیان داشت که از سی و نه میلیون تومان به سی و نه میلیون ریال در دادنامه تایپی سهوالقلم شده است. دادگاه صادر کننده رأی هم با ملاحظه پرونده اظهارات زوجه مطلقه را صحیح دانسته و دادنامه شماره ۱۳۵-۸۸/۳/۵ را مبنی بر اصلاح دادنامه شماره۳۷-۱۳۸۵/۱/۱۵ صادر نموده دستور ابلاغ داده است و پس از ابلاغ قانونی به دستور دادگاه طلاقنامه هم اصلاح شده است.( قابل یادآوری است که در دادنامه اصلاحی هم یک صفر به عنوان سهوالقلم بر دادنامه اولیه اضافه شده است و به جای ۳۷ سیصدو هفتاد(۳۷۰) آورده است)البته اقدام به صدور رأی تصحیحی وفق مقررات ماده ۳۰۹ ق.آ.د.م بوده است و ایرادی بر آن وارد نمی باشد.۸- در تجدیدنظرخواهی آقای الف. ب. از این رأی به استناد سند طلاق نامه شماره ۹۷۱-۱۳۸۵/۱/۱۶ مبلغ مورد توافق را سه میلیون و نهصدهزار تومان اعلام نموده نه سی و نه میلیون تومان. دادگاه تجدیدنظر طرفین را دعوت نموده و آنها با حضور در دادگاه با استناد به اسناد یاد شده بر سر ادعای خود پافشاری نموده اند و دادگاه تجدیدنظر از سردفتر استعلام نموده و وی هم پاسخ داده است که طلاق بر اساس دادنامه ابرازی توافقی ثبت و جاری شده است. که طبعا دادنامه ابرازی همان دادنامه تایپی دارای سهوالقلم بوده است. ۹- دعوت دادگاه تجدیدنظر از سردفتر و استماع اظهارات وی که صیغه طلاق بر مبنای سه میلیون و نهصدهزار تومان جاری شده و دادگاه تجدیدنظر بر اساس اظهارات سردفتر که همانند پاسخ کتبی قبلی وی بوده و نمی تواند بر خلاف سند رسمی مستند به دادنامه تایپی مغلوط باشد رأی اصلاحی را نقض نموده است که صحیح نمی باشد زیرا اولا سردفتر نمی تواند بر خلاف سند رسمی صادر شده در دفتر خود شهادت بدهد ثانیا به فرض اداء شهادت برابر ماده ۱۳۰۹ق.م قابل استماع نمی باشد. ثالثا سردفتر در این جا به منزله یک شاهد است اگر به نظر فقهای شورای نگهبان در پاورقی ماده مذکور استناد شود که شهادت و بینه شرعیه در مقابل سند رسمی مسموع می باشد با فرض احراز عدالت سردفتر از حیث تعداد ناقص است و بر خلاف بند ب ماده ۲۳۰ ق.آ.د.م است ۱۰- در خاتمه با توجه به توافق اولیه طرفین و نظر داوران و امضاء طرفین و تصدیق آن و صورت جلسه ظهر ورقه داوری که به امضاء طرفین و داوران و مدیر دفتر رسیده و با عنایت به رأی دستنویس دادگاه بدوی بر دادنامه اصلاحی هیچگونه ایرادی وارد نمی باشد با نقص رأی فرجام خواسته رسیدگی به پرونده به شعبه دیگر محول می شود.

شعبه ۲۶ دیوان عالی کشور - مستشار و عضو معاون

رجعفر الهی - محمد ربانی نژاد