رای شعبه کیفری دیوان عالی کشور درباره ارائه استشهادیه محلی به عنوان مستند تقاضای اعاده دادرسی (دادنامه شماره ۹۳۰۹۹۷۰۹۲۵۰۰۱۳۲۱)

از ویکی حقوق
پرش به ناوبری پرش به جستجو
رای شعبه کیفری دیوان عالی کشور شماره ۹۳۰۹۹۷۰۹۲۵۰۰۱۳۲۱
شماره دادنامه۹۳۰۹۹۷۰۹۲۵۰۰۱۳۲۱
تاریخ دادنامه۱۳۹۳/۰۸/۰۵
نوع رأیرأی شعبه
نوع مرجعشعبه دیوان عالی کشور
شعبهشعبه ۳۵ دیوانعالی کشور
گروه رأیرای کیفری
موضوعارائه استشهادیه محلی به عنوان مستند تقاضای اعاده دادرسی
قاضیسیدرضا سیدکریمی
عنایت حیاتی

رای شعبه کیفری دیوان عالی کشور درباره ارائه استشهادیه محلی به عنوان مستند تقاضای اعاده دادرسی: با توجه با این که استناد به شهادت شهود در تمام مراحل دادرسی مقدور می باشد، ارائه استشهادیه محلی نمی تواند از جهات پذیرش اعاده دادرسی باشد.

رأی خلاصه جریان پرونده

به موجب دادنامه شماره ۷۸۱-۲۳/۰۸/۹۰ (بخشی از آن) صادره از شعبه ۱۰۵ دادگاه عمومی جزایی شهرستان اسلام شهر، اتهام محکوم علیه حسب کیفرخواست دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان مذکور معاونت در کلاهبرداری تشخیص و بر این اساس برای نامبرده تقاضای کیفر می شود. دادگاه پس از رسیدگی و احراز بزهکاری نامبرده به شرح استدلال مندرج در رأی، بزه انتسابی را مطابق با ماده ۵۵۰ قانون وکالت سال ۱۳۳۵ تشخیص و با رعایت ماده ۲ از قانون نحوه وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین ۱۳۷۶ (مصوب سال ۱۳۷۳ صحیح است عضو ممیز) نامبرده را به تحمل ۹۱ روز حبس تعزیری محکوم می نماید. با اعتراض تجدیدنظرخواهی محکوم علیه شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران طی دادنامه شماره ۱۲۶۴-۳۰/۱۰/۹۱ رأی صادره از دادگاه نخستین را مستند به بند الف ماده ۲۵۷ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری عینا تأیید می نماید. پس از آن محکوم علیه از طریق دیوان عالی کشور درخواست تجویز اعاده دادرسی می نماید. شعبه بیستم دیوان عالی کشور به موجب دادنامه شماره ۰۰۹۱-۰۳/۰۲/۹۲ با توجه به این که اتهام متهم معاونت در ارتکاب بزه بوده است و مجازت معاون حداقل مجازات مباشر است، با تطبیق تقاضا با بند ۶ ماده ۲۷۲ قانون مذکور در فوق و تجویز اعاده دادرسی رسیدگی مجدد را در شعبه هم عرض مقرر می دارد. این بار پرونده در شعبه ۲۳ تجدیدنظر تهران مورد رسیدگی واقع با پذیرش اعاده دادرسی به شرح مذکور طی دادنامه شماره ۱۳۰۲-۰۳/۱۰/۹۲ حبس نامبرده را به پرداخت مبلغ هشت میلیون ریال جزای نقدی در حق دولت محکوم می نماید. محکوم علیه مجددا با تقدیم لایحه ای که هنگام شور قرائت می گردد و با استناد به اظهارات مجدد احد از شکات و دو نفر گواه تعرفه شده از محضر ریاست محترم دیوان عالی کشور استدعای اعاده محاکمه می نماید. پس از ثبت در دبیرخانه دیوان عالی جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع شده است.

رأی شعبه دیوان عالی کشور

استدعای تجدید محاکمه محکوم علیه آقای الف. نسبت به دادنامه قطعی شماره ۱۳۰۳-۰۳/۱۰/۹۲ صادره از شعبه ۲۳ تجدیدنظر تهران وارد نیست، زیرا مستندات نامبرده عبارت از سند اقرارنامه شماره ۹۲۳۷-۱۸/۰۲/۹۳ منتسب به دو نفر گواه به نام های آقایان ص. و س. می باشد که بر اساس آن شهادت داده اند شاکی در نزد اینجانبان اظهار داشته: شکایت علیه متهم و محکوم علیه کذب بوده است و نیز سند اقرار شماره ۹۱۹۹-۱۱/۰۲/۹۳ همان دفترخانه منتسب به احد شکات به نام خانم ف. می باشد که اظهار داشته شکایت بنده علیه متهم نبوده و دیگر شاکی نیز در نزد وی اذعان نموده به منظور دستیابی به وجه خود از دیگر متهم و به قصد پرونده سازی و خدشه به او علیه متهم شکایت مطرح کرده است. مستندات مرقوم نمی تواند دلیل جدید تلقی گردد زیرا استناد به شهادت شهود در تمام مراحل دادرسی مقدور است، دلیل جدید بر آن صدق نمی کند. ثانیا با توجه به این که پرونده با شکایت منجز شکات تشکیل گردیده است، اظهارات بعدی احد آنان به شرح اقرارنامه رسمی مذکور در فوق که معلوم نیست تحت چه شرایطی تحصیل گردیده است اثری در بی گناهی متهم ندارد تا دادرسی مجدد را ایجاب نماید، لذا به استناد مفهوم مخالف ماده ۲۷۴ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری و عدم احراز تقاضا با جهات مندرج در ماده ۲۷۲ قانون مرقوم مردود اعلام می گردد.

رئیس شعبه سی وپنجم دیوان عالی کشور عضو معاون

سیدکریمی حیاتی