رای شعبه کیفری دیوان عالی کشور درباره شرط اعتبار اقرار در دادسرا و مرجع انتظامی

از ویکی حقوق
پرش به ناوبری پرش به جستجو
رای شعبه کیفری دیوان عالی کشور شماره ۹۴۰۹۹۷۰۹۰۷۵۰۰۲۶۴
شماره دادنامه۹۴۰۹۹۷۰۹۰۷۵۰۰۲۶۴
تاریخ دادنامه۱۳۹۴/۰۸/۱۱
نوع رأیرأی شعبه
نوع مرجعشعبه دیوان عالی کشور
شعبهشعبه ۱۵ دیوانعالی کشور
گروه رأیرای کیفری
موضوعشرط اعتبار اقرار در دادسرا و مرجع انتظامی
قاضیجعفر قدیانی
حمیدمهدوی
سید محمود تولیت
مرتضی شریفی

رای شعبه کیفری دیوان عالی کشور درباره شرط اعتبار اقرار در دادسرا و مرجع انتظامی: چنانچه متهم در مرحله رسیدگی دادگاه،بدون اقرار صریح،اقاریر صورت گرفته خود در دادسرا یا مرجع انتظامی را تایید نمایید،این امر به منزله اقرار عندالحاکم است.

رأی خلاصه جریان پرونده

در این پرونده مطابق صورت جلسه تنظیمی مورخه ۱۳۹۳/۹/۱۱ افسر نگهبان وقت کلانتری ... شهرستان م. آقای م. ح. حاضر و ضمن اعلام شکایت بیان نموده مقارن ساعت ۲۱:۵۰مورخ ۱۳۹۳/۹/۱۱ در کلانتری حاضر شده بنده با خودرو پیکان شخصی مسافرکشی می کنم که فردی به نام س. را در خیابان ب.که مسافران می ایستند ایستاده بود به خیال اینکه مسافر می باشد نگه داشته و سوار کردم. که وی به محض سوار شدن چاقو را از جیب خود درآورد و به گلوی بنده گذاشت و اظهار داشت به هر کجا که می گویم برو و ضمنا نوک چاقو را به گردنم فشار می داد که بنده با ایشان به سمت جاده ب. و راه روستای الف. رفتیم و ایشان بنده را به سمت راه چای کشانده و از خودرو پیاده کرده و ۲۰۰ متر پیاده روی به سمت باغ ت. برده که اول به بنده تجاوز کرده و کل وجه نقد به مبلغ یک میلیون و دویست هزار ریال و بیمه نامه خودرو و کارت سوخت موتور سیکلت و کارت سوخت خودرو را از بنده گرفت و می خواست با چاقو یک خطی به باسن بنده بیندازد که با التماس ایشان را از کار خود منصرف کردم و ایشان اظهار می داشت که بنده با هر کسی که این کار را می کنم یک خطی در باسن وی ایجاد می کنم که پس از انصراف ایشان خواست با گوشی خود از نیم تنه لخت بنده فیلم تهیه کند که نمی دانم چرا گوشی خود را به داخل جیب خود گذاشت و گوشی بنده را گرفت و با گوشی بنده اقدام به فیلم برداری از سر و صورت و نیم تنه لخت پائین بنده کرد و پس از فیلم برداری تهدید کرد اگر از بنده شکایت کنی و در جایی حرفی بزنی این فیلم را در تمام گوشی ها بلوتوث خواهم کرد و اظهار داشت فردا صبح ساعت ۹ به همراه مبلغ پانصد هزار تومان در همین مکان حاضر شو و در این رابطه با کسی صحبت نکن و فردا که به محل قرار آمدی گوشی تو را تحویلت خواهم داد و با یکدیگر دوست خواهیم شد ضمنا کارت عابر بانک ... به همراه رمز اول عابر بانک را از بنده اخذ نمود. ضمنا آقای ح. مطالب ذکر شده را در صفحه ۳ پرونده تحت عنوان شکایت کتبا درج نموده است. با دستور دادستان مأمورین به همراه شاکی به محل وقوع جرم رفته که طبق گزارش مورخه ۱۳۹۳/۹/۱۲ (ص ۶ پرونده) مبلغ شش هزار تومان وجه نقد شامل یک اسکناس پنج هزار تومانی و یک عدد هزار تومانی و رسید خرید از فروشگاه پاسارگاد در محل یافت شده است. ضمنا شاکی اظهار داشته که گوشی وی دارای دو سیم کارت فعال بوده که در اختیار متهم است و ادعا نموده شبانه با گوشی خودم با منزل ما تماس گرفته و با مادرم به عنوان دوست من صحبت کرده است. با معرفی شاکی م. ح. به پزشکی قانونی و معاینه ایشان چنین اظهار نظر شده است. در ساعت ۱۱:۴۵ مورخه ۱۳۹۳/۹/۱۲ در پزشکی قانونی م. از مشارالیه معاینه به عمل آمد در معاینه ناحیه مقعد کبودی در ساعت ۱۲ مقعد همراه با خراشیدگی مختصر طولی مشهود می باشد که این مورد می تواند در اثر دخول یا فشار جسم سخت مثل آلت تناسلی در حال نعوذ طی ۲۴ ساعت گذشته حادث شده باشد. شاکی در صفحه ۸ پرونده مورخه ۱۳۹۳/۹/۱۳ ضمن بیان مطالب گذشته اضافه نموده بعد از تجاوز مجبور شده متهم را به محل قبلی برگرداند و در مسیر جایی را نشان داده که گفته خانه آن ها اینجاست و با افرادی حال و احوال کرده که حکایت از این دارد که بچه الف. است و اعلام کرده مشخصات را که به برادرم گفتم، گفت این فرد س. پ. می باشد که دو روزی است به کافه م. نمی آید. متعاقبا فرد مذکور س. ع. شناسائی و با اخذ عکس وی از مادرش و ملاحظه شاکی فورا اعلام نموده متهم می باشد. تحقیقات محلی نیز حکایت از این دارد که فردی خلافکار است. در مورخه ۱۳۹۴/۹/۱۶ توسط دادیار شعبه ۴ دادسرای م. مجددا از شاکی تحقیق گردیده است(ص ۱۳ الی ۲۱) پزشکی قانونی م. به شرح صفحه ۳۷ پرونده اعلام نموده از نمونه ارسالی ( زیر پوش ) منتسب به آقای م. ح. آزمایش تجسس مایع منی به روش اسید فسفا تاز به عمل آمد و نتیجه مثبت می باشد در مورخه ۱۳۹۳/۱۰/۱۴ دادیار قرار عدم صلاحیت از جهت رسیدگی صادر و پرونده به دادگاه کیفری استان ارسال گردیده است.( ص ۴۶ ) متهم با ردیابی تلفن در شهرستان ب. شناسائی و دستگیر شده است. در مورخه ۱۳۹۳/۱۱/۲۴ از وی تحقیق به عمل آمده است. به متهم شکایت شاکی دائر بر آدم ربایی – سرقت به عنف با استفاده از چاقو در شب، تجاوز به عنف، تهیه فیلم غیرمجاز از شاکی تفهیم گردیده است. وی پاسخ داده شکایت شاکی را قبول دارم در اول شب که هوا تاریک نشده بود بنده در سه راهی ج. بودم شاکی با پیکان خود آمد پرسید کجا می روید سوار ماشین شدم چون شراب خورده بودم بوی مشروب از دهانم متصاعد می شد گفت مشروب دارید و به شراب فروش ها فحش داد و بنده به اراضی روستای الف. بردم و در کنار طبق های زردآلو باغی کنار راه الف. رفتیم ماشین را کنار راه پارک کردیم با وی درگیر شدم و چاقو درآوردم و مبلغ یکصد و ده یا دوازده هزار تومان وجه نقد و یک دستگاه گوشی موبایل و مدارک خودرو وی را گرفتم و یک مرتبه به وی تجاوز کردم. فیلمبرداری نکرده ام از شاکی اخاذی نکرده ام. مدارک و گوشی را به شهر ب. بردم بعد از آن متواری شده و در ب. مشغول کارگری بودم. گوشی های موبایل مال خودم است. که از بنده کشف شده است. برگ انگشت نگاری حکایت از یک فقره سابقه ضرب و جرح عمدی توسط متهم دارد. در مورخه ۱۳۹۳/۱۱/۲۵دادیار شعبه ۴ دادسرای م. نیز شکایت شاکی را تفهیم نموده (ص ۵۷). متهم پاسخ داده من که سوار ماشین شاکی شدم او از من مشروب خواست حتی پنجاه هزار تومان به من داد که مشروب بدهم ولی مشروب نداشتم که به او بدهم چون مشروب خورده بودم حواسم سر جایش نبود و بعد رفتیم باغ با هم رفتیم و دو تا پنجاه هزار تومانی و پنج عدد دو هزار تومانی در جیب او بود و بعد به او تجاوز کردم ولی چاقو در میان نبود و بقیه همان است که در آگاهی نوشتم. شعبه دوم دادگاه کیفری استان آ. در مورخه ۱۳۹۳/۱۱/۲۶ موضوع شکایت م. ح. و اقاریر قبلی متهم را تفهیم نموده است. س. ع. در دفاع اعلام نموده اینجانب اتهام انتسابی را قبول ندارم در آگاهی مرا مورد ضرب و جرح قرار دادند به همین جهت اتهام را گردن من گذاشتند و الا قبول ندارم. با شاکی هم روستایی هستیم حوالی ساعت ۱۶/۳۰ یا ۱۷ عصر بود در سه راهی ج. با پیکان نگهداشت من سوار شدم. با همدیگر در داخل شهر م. گردش کردیم پس از یک دور مرا در همان جاده پیاده کرد و رفت دادگاه اقاریر وی در حضور دادیار را تفهیم نموده است؟ جواب داده : قبول دارم که اقرار کردم حال نیز اقرار می کنم مرتکب این عمل شده ام چون مشروب خورده بودم حواسم سرجایش نبود شرح ما وقع از این قرار است پس از سوار شدن به خودروی شاکی چون بوی عرق به مشام می رسید شاکی مبلغ پانصد هزار ریال از جیب خود بیرون کشید به من گفت برای من یک بطری مشروب تهیه کن پاسخ دادم که چون خودم هر از گاهی مشروب درست می کردم حالا تمام کرده ام در این فاصله به طرف باغ مرحوم ت. رفتیم در کنار باغ ایستادیم و قدم زنان به طرف داخل باغ رفتیم خودش به من گفت که با من عمل لواط انجام بده خودش این کاره است در حال ایستاده با وی مرتکب لواط شدم سؤال آیا دخول به صورت کامل صورت گرفت یا خیر ؟ جواب – خیر صورت نگرفت بلکه بصورت لاپایی انجام دادم. س – شاکی مدعی است شما علاوه بر لواط مرتکب آدم ربایی و سرقت شدید ؟ جواب : ادعای شاکی کذب محض است. خود شاکی مدارک و موبایل خود را روی درختان گذاشته بود پس از برگشتن و پیاده کردن اینجانب در سه راهی ج. در همان جا گفت که وسایل و موبایلش در باغ جا گذاشته است به وی گفتم من آن ها را برداشته به شما فردا تحویل می دهم پس وسایل وی در باغ مانده بود تا اینکه همان شب با خودروی آژانس که مشخصاتش را نمی دانم به همان باغ رفته وسایل وی را برداشته فردایش خواستم وسایلش را مسترد کنم ایشان شکایت کرده بود و با مأمور سراغ من آمده بود بنده نیز از روستا خارج شده به شهرستان ب. رفتم حدود ۲۰ روز آنجا کار کردم. س : اگر شاکی خودش مرتکب لواط شده چرا شکایت کرده ؟ جواب : علت آن را نمی دانم. س : از سه راهی ج. تا باغ ت. چند کیلومتر است ؟ جواب : ۷ الی ۸ کیلومتر راه بود و حدود یک ربع ساعت راه می باشد. س : آیا از شما مایع منی خارج شده یا خیر ؟ جواب : بله خارج شده البته بیرون ریختم س – نام مستعار دارید ؟ جواب – ندارم بلکه مرا س. صدا می کنند . س – از چه تاریخی شاکی را می شناسید ؟ جواب : هم روستایی هستیم ۱۵ سال است می شناسم. از شاکی فیلم تهیه نکردم. از شاکی پول نگرفتم بلکه مدارک جا مانده در درختان و دو عدد پانصد هزار ریالی و ۵ یا ۶ اسکناس بیست هزار ریالی بود. کارت عابر بانک شاکی را نگرفتم بلکه همراه مدارک وی جا مانده بود. سؤال مجدد : مشروب مصرف کردید ؟ بله مشروب مصرف کرده بودم. در پایان قرار بازداشت متهم صادر گردیده است. در جلسه مورخه ۱۳۹۳/۱۱/۲۸ دادگاه کیفری استان از شاکی م. ح. تحقیق گردیده که مشارالیه ابتدا موضوع شکایت خود را مطابق موارد قبلی ذکر نموده است. مطابق صورت جلسه مورخه ۱۳۹۳/۱۱/۲۶ اداره آگاهی آقای ب. ع. پدر متهم س. ع.م. حاضر و یک عدد کارت عابر بانک کشاورزی به نام م. ح. – کارت سوخت خودروی پیکان ... به نام الف. ب. – کارت سوخت موتور سیکلت – یک دستگاه گوشی موبایل بدون سیم کارت را تحویل پلیس آگاهی نموده و اظهار داشته پسرم س. اموال و مدارک فوق دو بیمه نامه پاسارگاد را در ب. جا گذاشته بود که تحویل دادم. مدارک ذکر شده مطابق صورت جلسه ص ۷۶ تحویل شاکی م. ح. گردیده است پزشکی قانونی استان مطابق صفحه ۸۵ پرونده اعلام نموده پروفایل ژنتیکی مربوط به لکه روی لباس آقای م. ح. بررسی شده که یکی از آن ها با پروفایل ژنتیکی س. ع. مطابقت دارد. جلسه مورخه ۱۳۹۴/۳/۳۱ دادگاه کیفری استان با حضور شاکی م. ح. و متهم س. ع. ز. و وکیل متهم تشکیل گردیده. نماینده دادستان نیز حضور داشته اند شاکی ابتدا موضوع شکایت خود را مطابق جلسات قبل بیان نموده است. لیکن متهم در دفاع اظهار داشته : اتهام را قبول ندارم اقاریر قبلی را قبول ندارم. چون مرا مورد ضرب و جرح قرار دادند. فکرم کار نمی کرد مفاد گواهی پزشکی قانونی را در خصوص مایع منی قبول ندارم. وی را به باغی نبرده ام. و تهدید هم نکرده ام و مرتکب لواط نشدم. شاکی هم روستایی می باشد از انگیزه شاکی اطلاع ندارم و خصومتی نداشتیم. آنالیز مایع منی را قبول ندارم. سپس وکیل متهم دفاعیات خود را به شرح لایحه تقدیم نموده است. شعبه یک دادگاه کیفری یک ت. به موجب دادنامه شماره ۲۰۰۱۰۰ – مورخه ۱۳۹۴/۴/۷ چنین رأی داده است با نگرش به جامع اوراق پرونده نظر به اینکه از حدوث شبهه در امر ما نحن فیه با تمسک به قاعده فقهی درء مستندا به بند الف ماده ۱۷۷ قانون آئین دادرسی کیفری حکم بر برائت متهم از بزه لواط به عنف صادر لیکن با عنایت بر شکایت مقرون به واقع شاکی خصوصی – اقاریر اولیه متهم که با مندرجات گواهی پزشکی قانونی و آنالیز ژنتیک صورت گرفته و انطباق مایع منی با پروفایل ژنتیکی متهم، تحقیقات مأمورین انتظامی از وضعیت اخلاقی و رفتاری متهم و صورت جلسه مأمورین از محل وقوع جملگی دلالت بر بزهکاری متهم داشته. بنابراین با رد دفاعیات متهم با حصول علم متعارف از مجموع مطالب اشعاری با احراز مجرمیت متهم تحت عنوان جزائی تفخیذ مستندا به مواد ۱۶۰ ، ۲۱۱ – ۲۳۵ – ۲۳۶ قانون مجازات اسلامی نامبرده را به یکصد ضربه شلاق از نوع حد و با اختیار حاصله از ماده ۲۳ قانون مجازات اسلامی در راستای حفظ نظم جامعه و جلوگیری از تجری متهم از ارتکاب مجدد به دو سال اقامت اجباری در م. ملزم می نماید . دادنامه به طرفین ابلاغ و آقای ن. ز. به وکالت از متهم س. ع. نسبت به محکومیت وی و آقای م. ح. نسبت به برائت از اتهام تجاوز به عنف همراه با آزار و اذیت فرجام خواهی نموده اند ضمن اینکه آقای ح. (شاکی) به تهدید به مرگ با چاقو، شرب خمر متهم که مورد اقرار وی در دادگاه بوده و مورد توجه قرار نگرفته نیز اشاره کرده است که متن لوایح در هنگام شور قرائت می گردد. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای سید م. تولیت عضو ممیز و اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای حمید مهدوی دادیار دیوان عالی کشور اجمالا مبنی بر اتخاذ تصمیم شایسته قضائی دادنامه شماره ۲۰۰۱۰۰ – ۱۳۹۴/۴/۷ تجدیدنظرخواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد.

رأی شعبه دیوان عالی کشور

فرجام خواهی آقای م. ح. نسبت به دادنامه شماره ۲۰۰۱۰۰ مورخه ۱۳۹۴/۴/۷ صادره از شعبه یک دادگاه کیفری یک ت. که به موجب آن آقای س. ع.م. به اتهام تفخیذ محکوم و از اتهام لواط تبرئه گردیده است صرف نظر از اینکه آقای ن. ز. نیز به وکالت از س. ع. نسبت به محکومیت موکل فرجام خواهی نموده وارد و موجه می باشد. زیرا اولا نسبت به اتهام تجاوز به عنف با توجه به ۱ – ادعای شاکی که توسط متهم با تهدید به وسیله چاقو ( تهدید به مرگ ) شاکی را از شهر خارج نموده و در شب در مکانی خلوت اقدام به لواط صورت گرفته ۲ – اینکه نظریه پزشکی قانونی از جهت معاینه شاکی حکایت از نوعی تجاوز و اقدام به عنف نسبت به وی دارد تحقیق کافی صورت نگرفته و ضرورت داشت با توجه به اینکه دادگاه حداقل تجاوز در حد تفخیذ را پذیرفته و قبول نموده، از این جهت که اقدام متهم منجر به دخول قطعی شده با توجه به نظریه پزشکی مجددا استعلام می نمود و درخواست می شد که با لحاظ معاینات انجام شده آیا دخول کامل انجام شده یا خیر و سپس اعلام شبهه می نمود. ثانیا اینکه شاکی مدعی است با تهدید به مرگ توسط متهم از شهر خارج شده (ربوده شده) و متعاقبا اموال وی توسط متهم به سرقت رفته است که این ادعای شاکی با توجه به کشف بخشی از اموال بعد از دستگیری متهم و همچنین به نوعی اقرار وی در بردن مال شاکی مقرون به واقع می باشد و در پرونده مشخص نیست نسبت به سایر اتهامات چه اقدام یا تصمیمی صورت گرفته است. در حالیکه حداقل در قرار عدم صلاحیت صادره توسط دادیار محترم دادسرای م. که به صلاحیت دادگاه کیفری استان اعلام نظر نموده نسبت به اتهامات ۱ - آدم ربائی ۲ – تجاوز به عنف ۳ – سرقت قرار صادر نموده و دادگاه کیفری می بایست نسبت به این اتهامات و قرار صادره مجموعا اتخاذ تصمیم می نمود و یا در صورت ضرورت و نیاز به کیفرخواست دادسرا را مکلف به رسیدگی و اظهار نظر نموده و پس از تکمیل پرونده مجموعا اقدام به صدور حکم می نمود چرا که موارد اعلامی اتهام همه در یک زمان در صورت احراز اتفاق افتاده است و ماجرا غیر قابل تفکیک می باشد. ثالثا اینکه متهم خود شخصا اقرار به شرب خمر نموده و این اقرار بارها در دادگاه کیفری نیز تکرار شده است و نسبت به این موضوع نیز رسیدگی انجام نشده است مضافا به اینکه اتهام تهیه فیلم غیرمجاز از جسم لخت شاکی نیز توسط وی مطرح که در مرحله تحقیق تفهیم اتهام نیز شده که ضرورت اظهارنظر نسبت به آن نیز وجود دارد. علی ایحال با توجه به نقائص موجود و ضرورت رسیدگی نسبت به همه موارد اتهامی و اینکه دلایل علم آور نسبت به اتهام تفخیذ که دادگاه مورد اشاره قرار داده همگی نسبت به اتهام لواط ( تجاوز به عنف ) نیز به طور یکسان قابل درک می باشد. مضافا به اینکه متهم در شعبه ۲ دادگاه کیفری استان جلسه مورخه ۱۳۹۳/۱۱/۲۶ پرونده اقرار نموده مطالبی را که نزد دادیار گفتم قبول دارم و لذا بردن شاکی به باغ، لواط با شاکی و بردن اموال وی را نیز به نوعی تأئید نموده که باید مورد توجه قرار گیرد. و موارد ذکر شده ضرورت رسیدگی بیشتر را ایجاب می نماید. لذا مستندا به بند ۲ قسمت ب ماده ۴۶۹ قانون آئین دادرسی کیفری دادنامه فرجام خواسته را نقض و جهت رسیدگی به دادگاه صادرکننده رأی منقوض ارجاع می گردد.

رئیس و عضو معاون و عضو معاون شعبه ۱۵ دیوان عالی کشور

جعفر قدیانی - مرتضی شریفی - سید محمود تولیت

مواد مرتبط