رای شعبه کیفری دیوان عالی کشور درباره عدم امکان فرار در دفاع مشروع
| شماره دادنامه | ۹۳۰۹۹۷۰۹۰۸۴۰۰۰۵۳ |
|---|---|
| تاریخ دادنامه | ۱۳۹۳/۰۲/۱۴ |
| نوع رأی | رأی شعبه |
| نوع مرجع | شعبه دیوان عالی کشور |
| شعبه | شعبه ۲۴ دیوانعالی کشور |
| گروه رأی | رای کیفری |
| موضوع | عدم امکان فرار در دفاع مشروع |
| قاضی | ابراهیم لشکری علی شوشتری |
رای شعبه کیفری دیوان عالی کشور درباره عدم امکان فرار در دفاع مشروع: در صورتیکه متهم راه فرار داشته و می توانسته به وسایل الاسهل فالاسهل تمسک نماید تا از دست مقتول رهایی یابد، اقدام او دفاع مشروع نمی باشد .
رأی خلاصه جریان پرونده
در خصوص اتهام آقای م.ج. دایر بر قتل عمدی م.ب. با چاقو و داشتن رابطه نامشروع با خانم ها الف.ش. و ن.ک. به این شرح که در تاریخ ۱۹/۹/۹۰ وفق گزارش مرجع انتظامی یک مورد چاقو خوردگی برای درگیری واقع شده که عوامل ناجا اعزام که مشاهده می کنند عوامل اورژانس حاضر و در حال مداوا می باشند مصدوم به وسیله شئی برنده و تیز از ناحیه گردن زخمی شده است بر اثر شدت جراحات وارده فوت می کند. هویت متوفی م.ب. اعلام می شود وفق اظهارات راننده اورژانس مبنی بر این که به اورژانس زنگ زدند یک مورد چاقوخوردگی هست من اعزام شدم دیدم دو نفر مرد کنار مجروح هستند مجروح درون ماشین انداختند گفتند ببر گفتم شما هم بیایید گفتند ما نمی آییم فرار کردند رفتند. دو خانم به اسامی ن.ک. و الف.ش. در تحقیقات اظهار داشته اند که: حوالی ساعت ۹ به منزل الف. رفتم در منزل الف.م. دراز کشیده بود پس از نیم ساعت م.ج. به منزل الف. آمد کس دیگری نبود در منزل تعدادی انگشتر م.ج. به م. نشان داد. م.ج. می گفت تعداد انگشترها شش عدد بود. م. می گفت پنج عدد بود که بین آن ها جر و بحث شد که م. گفت برویم بیرون به اتفاق رفتند بیرون متوجه سر و صدا شدیم م.ج. داد می زد م. خودش را زد بیرون رفتیم دیدیم که م.ج. با یک نفر دیگر م. را به سمت بلوار می بردند که نفر دوم را شناختم ولی من ندیدم آیا خودش را زده بود یا کسی دیگر او را زده بود فقط دیدم روی زمین افتاده خانم ش. نیز همین مطالب را بیان کرده است. بنا به گزارش پزشکی قانونی در ناحیه قدام و چپ گردن جراحتی دوکی شکل به طول ۵/۷ سانتی متر که منجر به پارگی عناصر حیاتی گردن شده مشهود است و علت مرگ نیز همان بریدگی عناصر حیاتی و عوارض ناشی از آن اصابت جسم برنده و نوک تیز و پارگی عروق کاردینه مشترک و اعصاب ناحیه اعلام می شود (صفحه ۳۹ و ۴۸). از زمان وقوع قتل م.ج. متواری می شود پس از دو سال تلاش برای دستگیری وی ایشان را در ملایر شناسایی به مجرد دیدن مأمورین از پشت بام ها فرار که مأمورین مجبور به تیراندازی هوایی می شوند و وی را دستگیر می کنند. تاریخ ۳۰/۵/۹۲ آقای ش.ب. پدر مقتول از آقای م.ج. شاکی درخواست رسیدگی دارد مدعی است پسرم مجرد دید متهم م.ج. پس از دستگیری اظهار داشته: حدود دو سال پیش با م.ب. به خاطر یک انگشتر نقره درگیر شدیم و ابتداء م. با چاقو به انتهای بازوی سمت راستم و دست چپم و زانوی چپم چاقو زد به خاطر دفاع از خود بنده به ناچار یک بار با چاقو انداختم که او را بترسانم که مرا نزد نمی دانم چاقو به کجایش خورد قبول دارم که به م. چاقو زدم ولی نمی دانم به کجایش خورد چون با چاقو می زد من هم دفاع کردم خانم ع.ب. مادر مقتول از متهم م.ج. شاکیه و درخواست رسیدگی می نماید به وی اتهام قتل عمدی م.ب. تفهیم می شود می گوید من قصد قتل ایشان را نداشتم از خودم دفاع کردم (صفحه ۸۷). دادسرای ملایر پس از تکمیل تحقیقات مبادرت به صدور قرار مجرمیت و کیفرخواست می نماید پرونده به شعبه اول دادگاه کیفری استان همدان ارجاع می شود. این شعبه در تاریخ ۱۷/۱۰/۹۲ با حضور هیئت حاکمه و اولیای دم والدین مقتول و متهم م.ج. به همراه وکیل تسخیری خود و نماینده دادستان تشکیل می شود ابتداء اولیای دم شکایت خود را بیان و درخواست قصاص می نمایند سپس نماینده دادستان از کیفرخواست دفاع می کند. سپس دادگاه به متهم اتهام قتل عمدی مرحوم م.ب. و رابطه نامشروع تفهیم می کند می گوید در رابطه با معامله انگشتر بحثمان شد آمدم بیرون پشت سر من م. آمد برای من چاقو انداخت یکی به بازو و یکی دیگر به پایم خورد منم یک چاقو به وی انداختم که وی را بترسانم و نمی دانم به کجایش خورد شب بود من چاقو را انداختم نمی دانم به کجای وی اصابت کرد و من نگفتم م. خودش را زده است (جواب اظهارات خانم ها الف. و ن.). از متهم سئوال می شود شما که مدعی هستید دفاع کرده اید چرا فرار نکردید درحالی که موتور هم داشتید؟ می گوید: من گیج بودم، چرا به گردن وی چاقو زدید می گوید من قصد جای دیگر بدن وی را داشتم که به گردنش خورد سپس وکیل وی در دفاع از متهم لایحه تقدیم می نماید. دادگاه از متهم آخرین دفاع را اخذ می نماید می گوید رابطه نامشروع نداشتم در مورد قتل باید بگویم از خودم دفاع کردم. دادگاه پس از ختم جلسه دادرسی مبادرت به انشاء رأی می نماید دادگاه با استدلالی که می نماید مشابه دفاع مورد ادعای متهم را رد می کند و با حصول علم و اقاریر متهم در مرجع انتظامی و بازپرسی و دادرسی متهم را به قصاص نفس محکوم می نماید که این رأی مورد اعتراض پ.غ. به وکالت از متهم م.ج. واقع جهت رسیدگی به دیوان عالی کشور ارسال که به این شعبه ارجاع می گردد و این شعبه پس از بررسی به شرح آتی رأی صادر می نماید.
رأی شعبه دیوان عالی کشور
نظر به محتویات پرونده و کیفیات منعکس در آن در خصوص تجدیدنظرخواهی پ.غ. وکیل تسخیری م.ج. نسبت به رأی مذکور چون از سوی وی دلیلی که موجب نقض دادنامه باشد ارائه نگردیده و از حیث رعایت تشریفات دادرسی و مبانی استدلال هم ایراد مؤثری ملاحظه نمی شود نظر به فرار متهم به مدت حدود دو سال و آموزش های دفاعی در این مدت و اقرار وی مبنی بر پرت کردن چاقو به سمت مقتول که نوعا کشنده است و گواهی پزشکی که علت قتل را بریدگی رگ حیاتی (عناصر حیاتی) و عوارض ناشی از آن اعلام کرده این که متهم می گوید چاقو را پرت کردم نمی دانم به کجایش خورد دفاع غیرموجه و برای فرار از مجازات است زیرا اولا ایراد ضرب از سوی مقتول به متهم مورد سئوال و تأمل است اگر زخمی شده بود چرا فرار می کند و چرا به پزشکی قانونی مراجعه نمی نماید تا برای خود وسیله دفاعی مشروع قرار دهد زدن شاه رگ گردن یک امر عمدی و هدف گیری است نه پرتاب چاقو پرت چاقو بدون هدف چرا باید به شاه رگ بخورد نه به جای دیگر مقتول علی هذا دفاع مشروع نمی تواند باشد و هم چنین متهم راه فرار داشته می توانسته به وسایل الاسهل فالاسهل تمسک نماید فرار را انتخاب کند و از دست مقتول رهایی یابد. علی هذا ایرادی بر رأی معترض عنه وارد نمی باشد به استناد بند الف ماده ۲۶۵ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری رأی تجدیدنظرخواسته تأیید می گردد.
رئیس شعبه بیست و چهارم دیوان عالی کشور مستشار
لشکری شوشتری