رای شعبه کیفری دیوان عالی کشور درباره نحوه تعیین مجازات در فرض قابل شناسایی بودن قاتل
رای شعبه کیفری دیوان عالی کشور درباره نحوه تعیین مجازات در فرض قابل شناسایی بودن قاتل: در بزه قتل عمدی، چنانچه دلایل کافی در توجه اتهام به افراد معین وجود داشته و قاتل قابل شناسایی باشد، حکم به پرداخت دیه از بیت المال، فاقد وجاهت قانونی است.
رأی خلاصه جریان پرونده
حسب محتویات پرونده اولیای دم مرحوم ع.ر. شکایتی مطرح نموده اند و درخواست پرداخت دیه مقتول را از بیت المال داشته اند که شعبه اول دادگاه کیفری یک شهرستان الف. در تاریخ ۹۴/۱۲/۱۲ مبادرت به رسیدگی طی دادنامه شماره ۹۴۰۹۹۷۰۸۴۲۵۰۰۱۳۴ نموده که خلاصه ای از جریان پرونده باین شرح که در تاریخ ۸۴/۸/۲۳ از طریق پاسگاه انتظامی ش. واقع در شهرستان چ. گزارش به دادستان عمومی شهرستان، اعلام شده و حسب گزارش جسد مجهول الهویه ای کشف گردیده که از قسمتهای مختلف بدن، مورد ضرب و جرح قرار گرفته است از جسد و هویت آن تحقیق و بررسی بعمل آمده که معلوم گردید هویت جسد بنام ع.ر. می باشد از اولیای دم بازجویی و تحقیقات بعمل می آید که خانم م.س. همسر مقتول اعلام داشته که همسرم ساعت ۱۲ ظهر مورخه ۹۴/۸/۲۲ از منزل خارج شده و هدف وی از خروج منزل رفتن به تفریح با چهار نفر از دوستانش بوده که اسامی دوستانش اعلام نشده است و همینطور مشارالیها بیان داشته که دو ماه قبل، فردی بنام م.ی. خودکشی کرده و برادر ایشان به نام ع.ر. تهدید نموده که به جای برادرش باید یکی از افراد خانواده ر. را به قتل برسانم فرد دیگری به نام غ.الف. نیز با همسرم اختلاف حساب داشته و علت خودکشی م.ی. را اینطور بیان داشته که ایشان خواستگار برادرزاده شوهرم به نام خانم ص.ر. بوده لیکن با این وصلت، موافقت صورت و وی در نتیجه، اقدام به خودکشی کرده است. از ع. تحقیقات بعمل آمده، وی بیان داشته من قاتل نیستم ولی افرادی به اسامی ۱- ی.ی. ۲- خ.خ. حدود یازده روز پیش که من در منطقه ش. بودم با فرد دیگری که یک چشم وی ناقص بود، در حال تهدید کردن و نقشه کشیدن برای قتل ع.ر. بودند و دنبال تهیه اسلحه می گشتند حاضر هستم با آنها مواجهه حضوری شوم. نامبرده در اظهاراتش در مورخه ۸۴/۸/۲۶ جزئیات تمیزی از موضوع را اعلام نموده و اظهار داشته وقتی که م.ی. به قتل رسید همه اقوام و فامیل ناراحت بودند یک روز که من در منزل پدرم زنم بودم آقای الف.ر. گفت من حاضرم ۵۰ گلوله به منزل خانواده ر. که قاتل برادرم بودند شلیک کنند و اگر ی.ی. بیاید من حاضرم انتقام م. را بگیرم تا اینکه در تاریخ ۸۴/۸/۲۲ من با ی.ی. تماس گرفتم و ی. به من گفت غروب بیا سر پل به طرف پارک جنگلی قرار است ایمان ریزه وندی ، علی رضایی را فریب دهد تا به آن محل بیاید تا اور [او را، صحیح است] بکشیم و انتقام م. را از او بگیرم. من هم غروب به وسیله یک دستگاه پیکان کرایه ای به آن محل رفتم هوا تاریک شده بود و گویا من درست دیر به سر قرار رسیده بودم پس از یک ساعت ی. نزد من آمد و گفت ع.ر. را کشتیم. ی. خودش تنها بود ولی گفت به همراه الف.ر. و خ.الف.، ع.ر. را به قتل رسانده ایم در آن موقع ی. اضطراب داشت. از ی. درمورخه ۸۴/۸/۲۶ تحقیق بعمل آمده گر چه اتهام قتل را منکر شده است ولیکن اظهار داشته که سابقا که م.ی. کشته شد الف.ر. در مورد فوت وی از من سئوال پرسید که من گفتم خودکشی کرده است. در صفحه ۱۴۰ پرونده آقای ع.ی. به صراحت بیان داشته که وقتی به محل قرار رفتم ی.ی. را دیدم و یک چاقو در دست داشت و گفت به همراه خ.الف. و الف.ر. و احتمالا یک نفر دیگر به نام ع.، مقتول را کشته اند. از آقای ع.ی. درمورخه ۸۴/۹/۳ بشرح صفحه ۱۵۰ تحقیقات بعمل آمده وی بیان داشته من چیزی به یاد ندارم برادرم به قتل رسیده و توسط خانواده ر. کشته شده است. اگر بیش از این از من تحقیق شود خودم را می کشم از کلیه متهمین تحقیقات و بازجوئی بعمل می آید و در تاریخ ۹۲/۱۲/۱۹ با این بیان که اقرار آقای ع.ی. موضوعیت نداشته و با سایر قراین و امارات موجود در پرونده مغایرت دارد و به لحاظ انکار دیگر متهمین و عدم امکان شناسایی مرتکبین قتل، مبادرت به صدور قرار منع تمامی متهمین به اسامی ۱- ع.ی. ۲- الف.ر. ۳- خ.الف. ۴- ی.ی. ۵- غ.الف. و بلحاظ عدم اعتراض اولیای دم به قرار صادره قطعی اعلام میشود و اولیای دم تقاضای پرداخت دیه از بیت المال را می نمایند. دادگاه با استناد به ماده ۴۸۷ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۹۲ چنانچه شخصی به قتل برسد و قاتل شناخته نشود، دیه از بیت المال پرداخت می شود. حال آنکه از نظر این دادگاه دلائل کافی در توجه اتهام به افراد معین وجود دارد و قاتل قابل شناسایی می باشد. چونکه قبل از قتل مرحوم ع.ر. فردی بنام م.ی. خواستگار یکی از بستگان وی بوده و چون نامبرده معتاد بوده دختر ب.ر. با وی ازدواج نکرده در نهایت وی خودکشی می کند و پس از آن آقای ع.ی. که برادر م. بوده به صراحت تهدید و انتقام گیری می نماید که این موضوع می تواند از موارد لوث تشخیص داده شود در نهایت دادگاه با توجه به مراتب فوق موجبات پرداخت دیه از بیت المال را صحیح ندانسته و با استناد به مفهوم مخالف ماده ۴۸۷ قانون مجازات اسلامی و ماده ۱۹۷ قانون آئین دادرسی در امور مدنی، حکم بر بی حقی اولیای دم صادر می نمایند. دادگاه این رأی را قابل فرجام در ظرف بیست دانسته که خانم شیرین م.ح.الف. مادر ع.ر. به همراه سایر اولیای دم در تاریخ ۹۵/۲/۸ برأی صادره شماره ۱۳۴ اعتراض می نماید. و پرونده به دیوانعالی کشور ارسال که جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع می شود. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای رضا حاتمی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی جناب آقای کامران محمد حسینی دادیار محترم دیوانعالی کشور (با توجه به گزارش عضو محترم ممیز اولا با عنایت به اینکه موضوع قرارهای منع تعقیب قطعی شده است لذا رسیدگی مجدد در این مورد قابل خدشه و فاقد توجیه قانونی است و اما در مورد تصمیم دادگاه با عنایت به اینکه موضوع از موارد مندرج در ماده ۴۲۸ قانون آئین دادرسی کیفری نمی باشد لذا قابل طرح در دیوانعالی کشور نمی باشد) مشاوره نموده چنین رأی می دهد:
رأی شعبه دیوان عالی کشور
تجدیدنظرخواهی خانم ش.الف. اولیاءدم مرحوم ع.ر. همراه با سایر وراث به اسامی م.س. همسر مرحوم ک.ر. قیم ص.ر. نسبت به دادنامه شماره ۹۴۰۹۹۷۰۸۴۲۵۰۰۱۳۴ مورخه ۹۴/۱۲/۱۲ صادره از شعبه اول دادگاه کیفری یک استان ایلام، وارد بنظر نمی رسد. زیرا از ناحیه تجدیدنظرخواهانها اولیای دم اعتراض موجود و مدللی که موجبات نقض دادنامه معترض عنه را ایجاب نماید ابراز و اقامه نشده است و دادگاه نیز حسب ماده ۴۸۷ قانون مجازات اسلامی که بیان داشته چنانچه شخصی به قتل برسد و قاتل شناخته نشود دیه از بیت المال پرداخت می شود، حال آنکه بنظر دادگاه صادرکننده رأی، دلائل کافی در توجه اتهام به افراد متهم در پرونده وجود داشته و قاتل قابل شناسایی بوده است. بنابراین رأی اصداری از حیث مبانی استدلال و رعایت اصول دادرسی و موازین قانونی صحیح اصدار یافته و ایراد و اشکالی بر آن وارد نیست. مستندا به بند الف ماده ۴۶۹ قانون آئین دادرسی در امور کیفری ضمن رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را عینا تأیید و ابرام می نماید.
شعبه بیست و نهم دیوان عالی کشور - رئیس و مستشار
نبی ا... راجی - رضا حاتمی