نشست قضایی درباره تععین تکلیف ترکه بلاوارث در ستاد اجرایی فرمان امام خمینی

از ویکی حقوق
پرش به ناوبری پرش به جستجو
نشست قضایی تععین تکلیف ترکه بلاوارث در ستاد اجرایی فرمان امام خمینی
موضوعتععین تکلیف ترکه بلاوارث در ستاد اجرایی فرمان امام خمینی
تاریخ برگزاری۱۳۹۷/۰۵/۰۹
برگزار شده توسطشهر تهران


صورتجلسه نشست قضایی با موضوع تععین تکلیف ترکه بلاوارث در ستاد اجرایی فرمان امام خمینی مورخ ۱۳۹۷/۰۵/۰۹ که در شهر تهران برگزار شد.

پرسش

چنان چه پرونده ای تحت عنوان مجهول الوارث تشکیل ولی در اثنا یا پایان مدت ده سالی که اموال تحت نظارت دادستان است مشخص گردد که در سازمان ثبت احوال نام افرادی به عنوان فرزند، خواهر، برادر و... ثبت شده است، آیا صرف پاسخ ثبت احوال جهت خروج پرونده از عنوان مجهول الوارث و مختومه شدن پرونده کفایت می کند یا این که انتفاء وضعیت مجهول الوارثی منوط به ارایه ی گواهی حصر وراثت می باشد؟

چنان چه نظر به استمرار وضعیت مجهول الوارثی است و موعد ده ساله نیز منقضی شده است آیا قبل از تحویل اموال به ستاد اجرایی فرمان حضرت امام(ره)، نیاز به تحقیق جهت دسترسی به وراث احتمالی وجود دارد یا خیر؟

چنان چه نظر به خروج پرونده از وضعیت مجهول الوارثی است، آیا تا زمان دسترسی به وراث و حضور آن ها و نهایتا تحویل گرفتن اموال، دادستان جهت اداره ی اموال تکلیفی دارد یا خیر؟

نظر هیئت عالی

مطابق ماده ۳۳۵ قانون امور حبسی و بخشنامه شماره ۱۰۰/ ۱۵۶۵۸/ ۱۰۰۰ مورخ ۲۷/ ۳/ ۹۲ رئیس قوه قضائیه چنانچه ظرف ده سال از تاریخ تحریر ترکه وراث متوفی معلوم نگردد، بعد از انقضای ده سال باقی مانده ترکه در اختیار ستاد اجرائی فرمان حضرت امام (ره) قرار می گیرد؛ بدیهی است در مدت ده سال مذکور اگر اشخاصی به عنوان ورثه مراجعه کنند و هویت آنان مشخص شود، نسبت به ترکه ذی حق هستند و با ارائه گواهی حصر وراثت اموال به آنان تحویل می شود.

نظر اکثریت

اگر پرونده ای تحت عنوان مجهول الوارث ارجاع شد، اولین تکلیف ما این است که در خصوص صحت ادعای غیبت تحقیق نماییم؛ همان طور که اگر پرونده ای به عنوان غایب یا محجور به ما ارجاع شد ما در خصوص صحت این ادعا تحقیق خواهیم کرد.

امکان دارد در پرونده های قدیمی اصلا تحقیقی انجام نشده باشد و به صرف این ادعا که متوفی، مجهول الوارث است، مدیر ترکه تعیین شده باشد. اگر ما در اثنای مدت ده سال یا در پایان مدت ده سال متوجه شدیم که متوفی دارای وارث است، مثلا ثبت احوال به ما می گوید این فرد همسر، فرزند، خواهر و برادر و.. دارد، این فرد از وضعیت مجهول الوارثی خارج می شود. جهت تحویل اموال باید به وراث شناسایی شده اخطار نماییم که با ارایه ی گواهی حصر وراثت می توانند اموال را تحویل بگیرند.

اگر به هیچ نحوی به وراث دسترسی پیدا نشد، باید پرونده به عنوان غایب استمرار یابد و امین منصوب نسبت به اخذ گواهی حصر وراثت متوفی اقدام نماید. اگر علی رغم احراز حضور، ورثه جهت تحویل گرفتن اموال مراجعه نکردند، دادستان نیز مواجه با تکلیفی نیست؛ به این دلیل که دادستان فقط در موارد خاصی که قانون مقرر کرده تکلیف دارد و نه غیر آن. با این توضیحات به نظر می رسد با اعلام ثبت احوال مبنی بر این که حداقل یک وارث وجود دارد، امکان تحویل اموال به ستاد اجرایی منتفی می شود.

نظر ابرازی

ما با امور حسبی روبه هستیم و نه امور ترافعی بنابراین باید به صرف اعلام این که فردی مجهول الوارث است پرونده تشکیل دهیم. زمانی می توانیم فردی را به عنوان وارث به رسمیت بشناسیم که گواهی انحصار وراثت ارایه کند یعنی تنها دلیل اثباتی در خصوص وارث بودن یا نبودن، گواهی انحصار وراثت است؛ بنابراین ما نمی توانیم به پاسخ واصله از ثبت احوال اکتفا کنیم؛ مخصوصا این که ادارات مختلف ثبت احوال معمولا به دلیل عدم دقت پاسخ یکسانی در خصوص هویت دقیق و تعداد وراث به ما نمی دهند.

یکی از مهم ترین وظایف قوه ی قضاییه پیشگیری از جرم است. اگر ما به پاسخ ثبت احوال اکتفا کنیم باعث می شود تکلیف ما در خصوص اموال خاتمه یابد؛ بنابراین مال در معرض آسیب و هدف جرم قرار می گیرد و این با تکلیف پیشگیری منافات دارد.

قانون امور حسبی نیز بیان می کند که اگر پرونده ای به عنوان مجهول الوراث تشکیل شد باید دادستان ده سال ترکه را اداره کند و بعد ده سال آن مال به مالکیت دولت در می آید پس رأس ده سال باید اموال تحویل ستاد اجرایی شود. با این توصیف اگر کسی مدعی وراثت است فقط ده سال جهت ارایه ی گواهی حصر وراثت و تحویل گرفتن اموال فرصت دارد.