نشست قضایی درباره تقاضای تنفیذ وصیت نامه عادی از سوی شخص ثالث
| موضوع | تقاضای تنفیذ وصیت نامه عادی از سوی شخص ثالث |
|---|---|
| تاریخ برگزاری | ۱۳۸۲/۰۳/۲۵ |
| برگزار شده توسط | شهر مینودشت |
صورتجلسه نشست قضایی با موضوع تقاضای تنفیذ وصیت نامه عادی از سوی شخص ثالث مورخ ۱۳۸۲/۰۳/۲۵ که در شهر مینودشت برگزار شد.
پرسش
شخصی که بلاوارث است در زمان حیاتش به نفع شخص ثالثی وصیت می کند و شخص اخیر نیز پس از فوت موصی، به استناد همین وصیت نامه عادی دعوای حقوقی به خواسته تنفیذ وصیت نامه اشاره شده تقدیم دادگاه می کند.
۱. دادخواست حقوقی باید به طرفیت چه کسی مطرح شود؟
۲. آیا لازم است بدوا موصی له درخواست تعیین مدیر ترکه نماید و پس از آن درخواست حقوقی به طرفیت وی اقامه کند؟
۳. چنان چه وصیت به بیش از ثلث اموال موصی صورت گیرد آیا چنین وصیت نامه ای نافذ است یا خیر و یا این که برای مازاد بر ثلث نیاز به اجازه حاکم یا مدیر ترکه می باشد؟
نظر هیئت عالی
مطابق ماده ۳۲۷ قانون امور حسبی در صورتی که وارث متوفی معلوم نباشد به درخواست دادستان یا اشخاص ذی نفع برای اداره ترکه مدیر معین می شود. طبق ماده ۳۲۹ همان قانون پس از وصول درخواست، دادگاه باید حداکثر تا یک هفته مدیر ترکه را معین نماید و برابر ماده ۳۳۰ قانون یاد شده در صورتی که متوفی برای اجرای وصیت خود، وصی معین کرده باشد اداره ترکه به وصی واگذار می شود. بنابراین، اولا: باید به طرفیت مدیر ترکه اقامه شود ثانیا: چنان چه قبلا برای اداره ترکه مدیر ترکه تعیین نشده باشد به شرح فوق باید اقدام گردد. ثالثا: حسب ماده ۸۴۳ قانون مدنی به نظر می رسد وصیت بر زیاده بر ثلث نافذ نباشد و با توجه به اطلاق ماده و این که طبق ماده ۸۶۶ قانون مدنی در صورت نبودن وارث، امر ترکه راجع به حاکم است و اصل ۴۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ارث بدون وارث را از جمله اموال و ثروت های عمومی در اختیار حکومت اسلامی قرار داده تا بر طبق مصالح عامه نسبت به آن عمل کند. لذا اشخاص بلاوارث نمی توانند تمامی یا بیش از حد ثلث اموال خود را وصیت نمایند. با این ترتیب وجود ورثه شرط تحقق ثلث نیست. با توجه به مقررات ماده ۳۵۲ قانون امور حسبی اشخاص که مدعی حقی بر ترکه بوده و دعوای آنان از طرف مدیر ترکه و دادستان یا مدیر تصفیه تصدیق نشده باشد می توانند دعوای خود را در دادگاه صلاحیتدار اقامه کنند.
نظر اتفاقی
نظر اول: دادخواست را باید به طرفیت مدیر ترکه بدهد چرا که تکلیف دارد. چون مشخص نیست ورثه یی دارد یا خیر و هر ذی نفع مکلف است که از دادستان تقاضای مدیر ترکه بنماید. وقتی دادستان می تواند رأسا مدیر ترکه تعیین نماید. این تقاضا به طرفیت مدیر ترکه زمانی امکان پذیر است که بلا وارث بودن مشخص شود. پس دادخواست تنفیذ وصیت نامه قبل از تعیین مدیر ترکه قابل استماع نیست و بیش از ثلث را نمی تواند وصیت کند و تفاوتی بین بلاوارث و وارث نیست چرا که در آن جا که ورثه نیست مازاد بر ثلث و ترکه به بیت المال تعلق می گیرد.
نظر دوم: تکلیف را فصل هشتم قانون امور حسبی از موارد ۳۲۷ لغایت ۳۳۶ مشخص کرده است. چنان چه از طرف دادستان (رئیس حوزه قضایی) مدیر ترکه تعیین و مراحل قانونی آن طی شده باشد، باید به مدیر ترکه مراجعه شود و وصیت به وی تسلیم و مطابق مقررات، وصیت توسط مدیر ترکه عمل شود و مشکل معنونه برطرف گردد. حال اگر هنوز مدیر ترکه مشخص نشده باشد، آن شخص باید راهنمایی شود تا به تقاضایش وفق مقررات دادستان (رئیس حوزه قضایی ) تعیین مدیر ترکه نماید و بر اساس آن اقدامات قانونی معمول گردد و چنان چه تمام این موارد طی شده و ترکه نزد مدیر ترکه و یا دادستان باشد و شخص ثالث ادعای حقی نماید، در این حالت است که باید دعوا به طرفیت هر یک از آنان مطرح شود و مازاد بر ثلث نیز به بیت المال تعلق می گیرد.