نظریه شماره 1704/95/7 مورخ 1395/07/24 اداره کل حقوقی قوه قضاییه درباره بررسی حقوقی بازداشت موقت بر اساس ماده 242 قانون آیین دادرسی کیفری

از ویکی حقوق
پرش به ناوبری پرش به جستجو



نظریه مشورتی ۱۷۰۴/۹۵/۷
شماره نظریه۱۷۰۴/۹۵/۷
شماره پرونده۱۰۳۶–۱/۱۶۸–۹۵
تاریخ نظریه۱۳۹۵/۰۷/۲۴
موضوع نظریهآیین دادرسی کیفری
محور نظریهمدت بازداشت موقت


نظریه شماره ۱۷۰۴/۹۵/۷ مورخ ۱۳۹۵/۰۷/۲۴ اداره کل حقوقی قوه قضاییه درباره بررسی حقوقی بازداشت موقت بر اساس ماده ۲۴۲ قانون آیین دادرسی کیفری: نظریه مشورتی بیان میدارد که تکلیف قانونی مقرر در قسمت اخیر ماده ۲۴۲ آیین دادرسی کیفری تا زمانی که حکم صادره قطعی نشده باشد، به قوت خود باقی میماند و مقام قضایی که پرونده نزد وی مطرح است مسیول اجرای این تکلیف است. این نظریه توضیح میدهد که در جرایم موجب مجازات سلب حیات، پس از انقضای مهلت بازداشت، امکان ادامه بازداشت با قرار کفالت و وثیقه وجود دارد. همچنین، تاکید میکند که در مواردی که مجازات قانونی فاقد حداقل است، تصمیمگیری درباره نوع قرار تامین به عهده قاضی است. در نهایت، مشخص شده که مقصود از ماده ۲۴۲، کاهش قرار تامین برای فراهم کردن آزادی متهم است و نقض این ماده فرصتی برای بازداشت غیر قانونی نیست.

استعلام

در پرونده کیفری شخصی متهم به کلاهبرداری به میزان قابل توجهی فرضا سه میلیارد تومان می باشد که در مرحله تحقیقات و دادسرا طی قرار بازداشت موقت روانه زندان گردیده و پس از ارسال پرونده به دادگاه کیفری جهت ادامه رسیدگی و پس از تعیین وقت دادرسی و قبل از صدور حکم در این فاصله مدت تحت بازداشت بودن متهم بیش از یک سال گردیده با توجه به ماده ۲۴۲ قانون آیین دادرسی کیفری:


آیا اولا رعایت این مدت جهت تبدیل قرار و آزادی متهم مختص به دادسرا است یا شامل دادگاه نیز می شود؟ در صورت شمول بر دادگاه آیا مدت مورد نظر برای دادگاه از روزی که پرونده به دادگاه واصل و ثبت گردیده آغاز می شود یا از همان ابتدای صدور قرار در دادسرا؟


ثانیا پس از انقضاء مهلت قانونی و تبدیل قرار بازداشت موقت متهم به قرار وثیقه حداقل معادل مال مورد کلاهبرداری (با فرض عدم توجه به جنبه حبس یا مجازات جزای نقدی احتمالی متهم) و در صورت عدم تودیع وثیقه حتی در این فرض آیا امکان ادامه بازداشت متهم به لحاظ عدم تودیع وثیقه وجود دارد؟


و ثالثا در صورت تبدیل قرار وثیقه به قرار کفالت تخفیفا و باز عدم معرفی کفیل در این فرض یا عدم احراز ملایت وی توسط دادگاه آیا ادامه بازداشت وی در این فرض چگونه است؟


رابعا در صورتی که قصد قانونگذار به هر حال آزادی متهم پس از انقضاء حداقل مجازات قانونی باشد آیا می توان متهم را که عاجز از معرفی کفیل بوده با قرار التزام آزاد نمود؟ در آن صورت حقوق شکات و نیز حقوق دولتی مربوط به جزای نقدی تضییع نخواهد شد.


نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه

۱–اولا: تکلیف قانونی مقرر در قسمت اخیر ماده ۲۴۲ آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ تا زمانی که حکم صادره، قطعی و لازم الاجرا نشده باشد، به قوت خود باقی است.


ثانیا: تکلیف مقرر در قسمت اخیر ماده ۲۴۲ قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ با توجه به اطلاق موجود و مفاد تبصره یک ماده فوق الذکر، متوجه مقام قضایی است که پرونده امر نزد وی مطرح می باشد؛ ولو آنکه منتهی به صدور حکم (غیرقطعی) شده باشد و صرف صدور حکم از سوی دادگاه یا صدور قرار نهایی از سوی دادسرا، مادام که پرونده نزد آن ها مطرح باشد، موجب اسقاط تکلیف مقرر قانونی نسبت به متهمی که حکم قطعی و لازم الاجرا در خصوص وی وجود ندارد، نمی گردد.


۲ و ۳–اولا: ماده ۲۴۲ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲، احکامی را در خصوص قرار بازداشت موقت و سایر قرارهای منتهی به بازداشت پیش بینی کرده است که این موارد را می توان در فروض زیر بیان کرد:


الف: حداکثر مدت قرار بازداشت موقت در جرایم موجب مجازات سلب حیات، دو سال و در سایر جرایم، یک سال است و در جرایم موجب مجازات سلب حیات، مانند قتل عمدی پس از انقضای مهلت بازداشت موقت، امکان ادامه بازداشت متهم با قرارهای کفالت و وثیقه وجود دارد.


ب: در مواردی که مجازات قانونی جرم، حبس باشد، حبس نیز دارای حداقل وحداکثر باشد، مدت بازداشت متهم چه با قرار بازداشت موقت و چه با سایر قرارها بیش از حداقل مجازات قانونی نخواهد بود که در این موارد، با توجه به بند ۱ فوق، مدت بازداشت موقت بیش از یک سال نیست. بنابراین، اگر مجازات جرمی ۲ تا ۱۰ سال حبس باشد، می توان متهم را یک سال با قرار بازداشت موقت و یک سال دیگر با قرار کفالت یا وثیقه بازداشت نمود.


ج: در مواردی که مجازات قانونی جرم، غیر از حبس باشد یا مجازات حبس، فاقد حداقل باشد، از شمول ماده ۲۴۲ خارج است و اتخاذ تصمیم در مورد نوع قرار تامین با لحاظ اصول کلی مربوط به قرارهای تامین و از جمله اصل تناسب تامین با قاضی خواهد بود. لازم به ذکر است که تبصره ۱ ماده ۲۴۲، صرفا ناظر بر نحوه محاسبه مدت بازداشت متهم در دادسرا و دادگاه و نیز محاسبه مدت بازداشت ناشی از قرار بازداشت موقت و سایر قرارهای منتهی به بازداشت در هریک از فروض فوق است و متضمن حکم جداگانه ای نمی باشد.


ثانیا: مقصود مقنن در وضع مقررات ذیل ماده ۲۴۲ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ و اصلاحات و الحاقات بعدی، مبنی بر عدم بازداشت متهم بیش از حداقل حبس مقرر در قانون، آزادی بلاقید وی نیست، زیرا برابر مواد ۲۱۷ و بعد قانون فوق الذکر، متهم مادام که دلایلی دال بر ارتکاب جرم علیه وی وجود دارد، باید تحت قرار تامین کیفری باشد، اما هرگاه وی درحد نصاب مقرر در ذیل این ماده در بازداشت باشد، بازپرس باید قرار تامینی را که منتهی به بازداشت وی شده است با توجه به وضعیت وی به نحوی تخفیف دهد که زمینه آزادی وی فراهم شود. بدیهی است قرارهای التزام موضوع بندهای الف تا ث ماده ۲۱۷ قانون مارالذکر، به طور طبیعی زمینه آزادی متهم را فرهم می سازد و اگر وی از پذیرش آن امتناع کند، ضمانت اجراهای مقرر در تبصره یک ماده ۲۱۷ قانون یاد شده، اعمال می گردد.


ثالثا: در جرایمی که علاوه بر الزام محکوم علیه به رد مال، مجازات قانونی حبس می باشد، ملاک محاسبه حداکثر مدت بازداشت متهم، حداقل حبس مقرر در قانون برای آن جرم است و بازداشت متهم مازاد بر آن فاقد مجوز قانونی است.


۴–عبارت "به هر حال مدت بازداشت متهم نباید از حداقل مجازات حبس مقرر در قانون برای آن جرم تجاوز کند" مذکور در ماده ۲۴۲ و نیز ذیل ماده یادشده صریح در آن است که بازپرس باید قرار تامین منتهی به بازدشت را به نحوی تخفیف دهد که زمینه آزادی متهم فراهم آید و این که اجرای نص قانون ممکن است برخلاف حقوق سایر اشخاص باشد موجب آن نیست تا در برابر نص اجتهاد کرد.


بدیهی است رفع نواقص قانون بر عهده مقنن است و عقیده بر نقص آن مجوز رفتاری خلاف قانون نخواهد بود و مفروض آن است که قانونگذار با لحاظ مصالحی قانون را وضع کرده است.