نظریه شماره 2454/95/7 مورخ 1395/09/30 اداره کل حقوقی قوه قضاییه درباره اجرای قرار تعلیق و تجمیع آراء کیفری
چکیده این نظریه توسط هوش مصنوعی تولید شده است و هنوز توسط پژوهشگران ویکی حقوق بررسی نشده است. |
| شماره نظریه | ۲۴۵۴/۹۵/۷ |
|---|---|
| شماره پرونده | ۹۰۶–۱/۱۸۶–۹۵ |
| تاریخ نظریه | ۱۳۹۵/۰۹/۳۰ |
| موضوع نظریه | آیین دادرسی کیفری |
| محور نظریه | تعلیق اجرای مجازات |
نظریه شماره ۲۴۵۴/۹۵/۷ مورخ ۱۳۹۵/۰۹/۳۰ اداره کل حقوقی قوه قضاییه درباره اجرای قرار تعلیق و تجمیع آراء کیفری: این نظریه به بررسی سوالاتی پیرامون اجرای مجازاتهای مختلف در پروندههای کیفری میپردازد. در مورد اول، چنانچه مجازات اشد به صورت قانونی تقلیل یا تبدیل و یا غیرقابل اجرا شود، مجازات بعدی اجرا میشود، اما در مواقعی که مجازات به حالت تعلیق در میآید، اجرای مجازات بعدی منتفی است. در مورد دوم، اعمال تخفیف مجازات طبق ماده ۴۴۲ آیین دادرسی کیفری در مرحله ادغام آراء با توجه به عدم حق تجدیدنظرخواهی در جرمی که برای آن تخفیف در نظر گرفته شده باید منظور گردد. در مورد سوم، چنانچه تجمیع آراء طبق ماده ۵۱۰ آیین دادرسی کیفری صورت پذیرد، حکم نهایی صادره نه قطعی است و نه قابل تجدیدنظر یا فرجام بوده و بر اساس قواعد عام تجدیدنظر و فرجام در آرای دادگاهها تعیین میگردد.
استعلام
۱–عبارت ذیل ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی به یکی از علل قانونی تقلیل یابد یا تبدیل یا غیر قابل اجرا می شود یا شامل قرار تعلیق اجرای مجازات نیز می گردد به عبارت دیگر فردی به اتهام ورود به عنف به دو سال حبس به اتهام مزاحمت در اماکن عمومی و معابر به چهار ماه حبس و سی ضربه شلاق تعزیری محکوم شده است و مجازات حبس وی به مدت پنج سال تعلیق گردیده آیا نوبت به اجرای مجازات بعدی می رسد و شلاق باید اجرا گردد یا خیر؟
۲–فردی در یک پرونده به اتهام نگهداری مواد مخدر و در پرونده دیگری به اتهام سرقت محکوم شده است با نقض آراء صادره از سوی دیوان عالی کشور جهت تجمیع آراء در راستای اعمال ماده ۵۱۰ قانون آیین دادرسی کیفری به دادگاه انقلاب ارجاع گردیده است با توجه به اینکه سابقا محکوم علیه نسبت به رای دادگاه انقلاب با اسقاط حق تجدیدنظرخواهی ماده ۴۴۲ آیین دادرسی کیفری در مورد وی اعمال شده بود آیا این تخفیف در مرحله ادغام آراء نیز باید لحاظ گردد یا نه؟
۳–رای صادره در مقام تجمیع آراء قطعی است یا قابل تجدیدنظر می باشد.
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
۱– اجرای مجازات اشد بعدی طبق قسمت اخیر فراز اول ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ درصورتی است که مجازات اشد به یکی از علل قانونی "تقلیل" یا "تبدیل" و یا "غیرقابل اجراء" شود و چون در تعلیق اجرای مجازات ،مجازات، تقلیل یا تبدیل نمی شود و از طرفی منظور از عبارت "غیر قابل اجراء"در ماده مذکور این است که مجازات اشد قانونا امکان اجراء را از دست بدهد، مثلا مشمول مرور زمان گردد، درحالی که در تعلیق اجرای مجازات با توجه به مواد ۵۰ و۵۴ قانون موصوف، امکان لغو قرار تعلیق اجرای مجازات وجود دارد که درصورت لغو قرار، مجازات معلق شده اجراء می شود، در نتیجه در تعلیق اجرای مجازات، اجرای مجازات اشد بعدی منتفی است.
۲– در فرض سوال، اعمال مقررات ماده ۴۴۲ قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ با توجه به اسقاط حق تجدیدنظرخواهی محکوم در جرم نگهداری مواد مخدر، در حقیقت امتیاز مکتسبه تلقی می گردد که باید در اجرای مقررات ماده ۵۱۰ قانون مذکور نیز لحاظ گردد؛ یعنی دادگاه ذیصلاح پس از نقض احکام صادره، در خصوص نگهداری مواد مخدر پس از تعیین مجازات این جرم بر اساس مقررات تعدد ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ تا یک چهارم این مجازات را به استناد ماده ۴۴۲ قانون صدرالذکر کسر می نماید.
۳– با توجه به اینکه در ماده ۵۱۰ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲، به قطعیت یا قابلیت تجدیدنظرخواهی و فرجام نسبت به حکم واحد صادره در اجرای ماده مزبور تصریح به عمل نیامده است، بنابراین در خصوص مورد مذکور باید به قواعد عام حاکم بر تجدیدنظرخواهی یا قابلیت فرجام نسبت به آرای دادگاه ها رجوع گردد و لذا با لحاظ مواد ۴۲۷، ۴۲۸ و ۴۴۳ قانون فوق الذکر، آرای دادگاه های کیفری قابل تجدیدنظر و فرجام و آرای صادره از سوی دادگاه تجدیدنظر (در خصوص موضوع ماده ۵۱۰ قانون صدرالذکر)، قطعی است.