نظریه شماره 3239/7/95 مورخ 1395/12/14 اداره کل حقوقی قوه قضاییه درباره تجدیدنظر در قرارهای منع و موقوفی تعقیب در قانون آیین دادرسی کیفری 1392

از ویکی حقوق
پرش به ناوبری پرش به جستجو



نظریه مشورتی ۳۲۳۹/۷/۹۵
شماره نظریه۳۲۳۹/۷/۹۵
شماره پرونده۵۹–۸۶۱/۱–۴۸۵
تاریخ نظریه۱۳۹۵/۱۲/۱۴
موضوع نظریهآیین دادرسی کیفری
محور نظریهتجدیدنظر در قرارهای منع و موقوفی تعقیب


نظریه شماره ۳۲۳۹/۷/۹۵ مورخ ۱۳۹۵/۱۲/۱۴ اداره کل حقوقی قوه قضاییه درباره تجدیدنظر در قرارهای منع و موقوفی تعقیب در قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲: این نظریه به تبیین مقررات مربوط به تجدیدنظر در قرارهای منع و موقوفی تعقیب بر اساس قواعد آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ میپردازد. دادگاه صالح برای تجدیدنظر در این قرارها مشخص شده و نحوه بررسی و تصمیمگیری در صورت ناقص دانستن تحقیقات توسط دادگاه بیان میشود. همچنین، در موارد اختلاف بین دادستان و بازپرس، نحوه حل اختلاف و عدم نیاز به صدور قرار جدید توسط بازپرس پس از نظر دادگاه توضیح داده شده است. در نهایت، دلیل ابلاغ قرارهای منع و موقوفی تعقیب به متهم علیرغم غیرقابل اعتراض بودن از سوی او، بیان شده است.

استعلام

۱–با توجه به قسمت اخیر ماده۲۷۳ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۹۲ که مقرر داشته ... این قرارها مطابق مقررات قابل تجدیدنظر است این قرارها در کدام مرجع تجدیدنظر یا دیوان عالی کشور قابل تجدیدنظر است چنانچه به نظر آن اداره مرجع مورد نظر در قسمت اخیر ماده۲۷۳ق.آ.د.ک مصوب ۹۲ دادگاه تجدیدنظر استان است دادگاه تجدیدنظر در مواجهه با این پرونده ها در صورتی که اعتقادی به تایید قرار نهایی که در دادگاه کیفری یک تایید شده است نداشته باشد آیا باید صرفا در حدود مواد ۲۷۴و ۲۷۵ قانون یاد شده یعنی نقض و صدور قرار جلب به دادرسی یا قرار نقص تحقیقات تصمیم بگیرد یا اینکه می تواند قرار منع تعقیب دادسرا را به طور کلی نقض و دادسرا را به استناد بند ب ماده ۴۵۰ق.آ.د.ک مصوب ۹۲ مکلف به رسیدگی و اتخاذ تصمیم مجدد نماید؟


۲–چنانچه شاکی نسبت به قرارموقوفی تعقیب دادسرا اعتراض نمود دادگاه درچه حالتی می تواند طبق ماده ۲۷۴ ق.آ.د.ک مصوب ۹۲ قرار موقوفی تعقیب را نقض و قرار جلب به دادرسی صادر کند و در چه حالتی می تواند طبق ماده ۲۷۷ ق.آ.د.ک مصوب ۹۲ صرفا قرار موقوفی تعقیب را نقض و وفق قانون دادسرا را مکلف به رسیدگی و اتخاذ تصمیم نماید ؟ به عبارت دیگر آیا بین این ماده تعارض وجود دارد یا مقنن دو حالت جداگانه را در نظر داشته؟ در صورت اخیر ملاک و ضابطه برای اینکه تشخیص داده شود نقض قرار موقوفی تعقیب مشمول ماده ۲۷۴ یا ماده ۲۷۷ ق.آ.د.ک مصوب ۹۲ می شود چیست؟


۳–اگر بازپرس عقیده بر منع تعقیب و دادستان عقیده بر جلب به دادرسی داشته باشد یا بالعکس بازپرس عقیده بر جلب به دادرسی و دادستان عقیده بر منع تعقیب داشته باشد و دادگاه صالح در مقام حل اختلاف نظر دادستان را در فرض مذکور تایید کند آیا بازپرس مکلف است مجددا حسب نظر دادستان و دادگاه قرار مورد نظر دادستان را صادر کند یا اینکه نظر دادستان که در دادگاه تایید شده است به منزله قرار نهایی پرونده است و نیاز به صدور قرار مجدد از سوی بازپرس نمی–باشد؟ چنانچه در دو فرض مطروحه نظر بازپرس از سوی دادگاه تایید شود آیا دادستان باید حسب نظر دادگاه موافقت خود را در پرونده اعلام نماید؟


۴–با توجه به اینکه قرارهای منع تعقیب از ناحیه متهم قابل اعتراض نمی باشد و از طرفی طبق قسمت اخیر ماده ۲۶۷ ق.آ.د.ک مصوب ۹۲ مقام قضایی اعم از اینکه متهم تقاضا کند یا تقاضا ننمایدمکلف است از تامین رفع اثر نماید علت اینکه طبق این ماده باید قرار منع و موقوفی تعقیب به متهم ابلاغ شود چیست.


نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه

۱–اولا) مستنبط از ماده ۲۷۱ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲، مرجع رسیدگی به اعتراض قرارهای قابل اعتراض، دادگاهی است که صلاحیت رسیدگی به آن اتهام را دارد، با این وصف، مرجع اعتراض به قرار منع تعقیب با موضوع اتهام قتل عمد، دادگاه کیفری یک است. با عنایت به قسمت اخیر ماده ۲۷۳ ناظر به ماده ۴۲۸ همان قانون، رای دادگاه کیفری یک در این مورد قابل فرجام–خواهی در دیوان عالی کشور است.


ثانیا) با توجه به مواد ۲۷۱، ۲۷۳ و ۴۲۸ قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ و اصلاحات و الحاقات بعدی، رای دادگاه کیفری دو که به قایم مقامی دادگاه کیفری یک یا دادگاه انقلاب در موارد بندهای الف، ب، پ و ت ماده ۳۰۲ قانون صادر می گردد و طی آن قرارهای منع یا موقوفی تعقیب معترض عنه تایید می شود، قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور می باشد.


۲– باتوجه به مواد ۲۷۴ و۲۷۵ قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲، درخصوص موارد صدور قرار موقوفی تعقیب، چنانچه دادگاه تحقیقات انجام شده در پرونده را از هرحیث کامل بداند و پرونده معد صدور قرار جلب به دادرسی باشد، با نقض قرار موقوفی تعقیب، مبادرت به صدور قرار جلب به دادرسی می نماید؛ اما چنانچه دادگاه تحقیقات دادسرا را کامل نداند و بدون رفع نواقص امکان اظهارنظر نداشته باشد، بدون نقض قرار، تکمیل تحقیقات را مطابق قسمت دوم ماده ۲۷۴ قانون فوق الذکر از دادسرا خواسته و یا راسا اقدام به تکمیل تحقیقات می نماید و درصورت ارجاع به دادسرا، دادسرا مطابق ماده ۲۷۵ قانون یادشده اقدام می نماید؛ همچنین درصورتی که قرار موقوفی تعقیب صادره را منطبق با قانون ندانست (مانند این که موضوع اتهام را مشمول مرور زمان نداند) دراین صورت به استناد ماده ۲۷۷ قانون مارالذکر نسبت به


نقض قرار مزبور اقدام و پرونده را جهت انجام تحقیقات لازم و اتخاذ تصمیم مقتضی به دادسرا اعاده می نماید .


۳– درصورت اختلاف دادستان و بازپرس در مورد جلب به دادرسی و منع یا موقوفی تعقیب و حل اختلاف از طرف دادگاه، نیازی به صدور قرار جدید منطبق با نظر دادگاه از طرف بازپرس و اظهارنظر جدید دادستان نیست.


۴–صرف نظر از آنکه اظهارنظر در خصوص فلسفه وضع قوانین جزو وظایف این اداره کل نیست، بدیهی است ابلاغ قرارهای منع و موقوفی تعقیب فواید دیگری برای متهم دارد که مهم ترین آن اطلاع وی از این قرار و تقاضای رفع اثر از قرار تامین صادره در فرض عدم توجه مقام قضایی به تکلیف مقرر در ذیل ماده ۲۶۷ قانون آیین دادرسی کیفری ۱۳۹۲ است. بنابراین، غیرقابل اعتراض بودن قرارهای یاد شده از سوی متهم،نافی فقدان منافع دیگری در ابلاغ این قرارها به وی نمی باشد.