نظریه شماره 7/1400/1166 مورخ 1400/12/04 اداره کل حقوقی قوه قضاییه درباره انطباق رأی وحدت رویه 812 دیوان عالی کشور با وضعیت های متفاوت چک ها

از ویکی حقوق
پرش به ناوبری پرش به جستجو



نظریه مشورتی ۷/۱۴۰۰/۱۱۶۶
شماره نظریه۷/۱۴۰۰/۱۱۶۶
شماره پرونده۱۴۰۰–۱۱۵–۱۱۶۶ ح
تاریخ نظریه۱۴۰۰/۱۲/۰۴
موضوع نظریهحقوق تجارت
محور نظریهرای وحدت رویه درباره چک


نظریه شماره ۷/۱۴۰۰/۱۱۶۶ مورخ ۱۴۰۰/۱۲/۰۴ اداره کل حقوقی قوه قضاییه درباره انطباق رای وحدت رویه ۸۱۲ دیوان عالی کشور با وضعیتهای متفاوت چکها: نظریه مشورتی به بررسی اعمال رای وحدت رویه شماره ۸۱۲ مورخ ۱۴۰۰/۴/۱ هیات عمومی دیوان عالی کشور بر چکها در شرایط مختلف پرداخته است. طبق این نظریه، در صورتی که نسبت به چکهای صادره قبل از تاریخ رای وحدت رویه هنوز رایی صادر نشده باشد، محاسبه خسارت تاخیر تادیه آنها مشمول این رای میشود. همچنین به استناد قوانین و آراء مختلف، نکات مختلفی از جمله تاثیر عدم اخذ گواهی عدم پرداخت در زمان مقرر و نتایج واگذاری چک بعد از اخذ گواهی بررسی شده است. حقوق و تعهدات دارنده و نحوه محاسبه خسارت تاخیر تادیه در شرایط مختلف از جمله مواردی است که در این نظریه مورد توجه قرار گرفته است.

استعلام

۱– با توجه به این که طبق ماده ۴ قانون مدنی اثر قانون نسبت به آن که می باشد و قانون عطف به ماسبق نمی شود مگر در موارد تصریح شده ، آیا رای وحدت رویه شماره ۸۱۲ مورخ ۱۴۰۰/۴/۱ هیات عمومی دیوان عالی کشور در مورد چک هایی که تاریخ سررسید آن ها پیش از تاریخ صدور رای وحدت رویه است نیز اعمال می شود یا فقط در مورد چک هایی اعمال می شود که تاریخ سررسید آن ها بعد از تاریخ صدور رای وحدت رویه است؟


۲– با توجه به این که طبق مواد ۲۸۰ و ۳۱۴ قانون تجارت مصوب ۱۳۱۱ و رای وحدت رویه شماره ۵۳۶ مورخ ۱۳۶۹/۷/۱۰ هیات عموی دیوان عالی کشور اگر در مورد چک، ظرف پانزده روز از تاریخ سررسید چک گواهی عدم پرداخت اخذ نگردد، آن چک از مزایای اسناد تجاری برخوردار نخواهد بود و یک سند عادی به حساب خواهد آمد آیا رای وحدت رویه شماره ۸۱۲ مورخ ۱۴۰۰/۴/۱ هیات عمومی دیوان عالی کشور در مورد اینگونه چک ها که ظرف پانزده روز از تاریخ سررسید، در مورد آن ها گواهی عدم پرداخت اخذ ننشده است اعمال می شود؟


۳– با توجه به این که طبق قاعده اقدام و ماده ۳۱۸ قانون تجارت مرور زمان طرح دعوی در مورد چک ۵ سال از تاریخ صدور گواهی نامه عدم پرداخت می باشد ، آیا رای وحدت رویه شماره ۸۱۲ مورخ ۱۴۰۰/۴/۱ هیات عمومی دیوان عالی کشور در مورد این گونه چک ها که پس از پنج سال از تاریخ صدور گواهی نامه عدم پرداخت در مورد آن ها طرح دعوی نشده است، نیز اعمال می گردد؟


۴– با توجه به این که طبق قاعاده لاضرر و اصل ۴۰ قانون اساسی هیچ کس نمی تواند اعمال حق خویش را وسیله اضرار به غی قرار دهد ، آیا رای وحدت رویه شماره ۸۱۲ مورخ ۱۴۰۰/۴/۱ هیات عمومی دیوان عالی کشور در مورد دارندگان بدون حسن نیت (شرخرها) هم اعمال می شود یا خیر؟


۵– با توجه به اینکه بعضی از چک ها، بعد از صدور گواهی عدم پرداخت با سند عادی از فردی که چک را برگشت زده است به شخص ثالث منتقل می گردد و شخص ثالث به عنوان دارنده جدید چک در مورد آن طرح دعوی می نماید و معمولا هم در این مورد شخص ثالث (دارنده جدید چک) دارنده با حسن نیت نمی باشد، آیا رای وحدت رویه شماره ۸۱۲ مورخ ۱/۴/۱۴۰۰ در این موارد هم اعمال می گردد یا خیر؟


۶– اگر دارنده چک به تکالیف قانونی خود عمل نکند، در این صورت آیا رای وحدت رویه شماره ۸۱۲ مورخ ۱/۴/۱۴۰۰ در مورد آن اعمال می گردد یا خیر؟


نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه

۱– برابر قسمت اخیر ماده ۴۷۱ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲، رای وحدت رویه نسبت به رای قطعی شده بی اثر است؛ بنابراین در فرض سوال، چنانچه نسبت به چک صادره پیش از تاریخ صدور رای وحدت رویه شماره ۸۱۲ مورخ ۱/۴/۱۴۰۰ هیات عمومی دیوان عالی کشور، رایی صادر نشده باشد، محاسبه خسارت تاخیر تادیه آن مشمول رای وحدت رویه مزبور است.


۲– اولا، با توجه به تبصره ذیل ماده ۲ قانون اصلاح قانون صدور چک (اصلاحی ۱۳۷۶) و صراحت قانون استفساریه تبصره مذکور مصوب ۱۳۷۷ مجمع تشخیص مصلحت نظام و رای وحدت رویه شماره ۸۱۲ مورخ ۱/۴/۱۴۰۰ هیات عمومی دیوان عالی کشور، خسارت تاخیر تادیه بر مبنای نرخ تورم از تاریخ صدور چک تا وصول آن محاسبه می شود و این استثنایی بر اصل تعلق خسارت تاخیر تادیه از تاریخ مطالبه دین است؛ بنابراین، چنانچه چک بلامحل باشد، خسارت تاخیر تادیه از تاریخ سررسید چک تعلق می گیرد.


ثانیا، اخذ گواهی عدم پرداخت خارج از مهلت پانزده روزه (و یا چهل و پنج روزه) مذکور در ماده ۳۱۵ قانون تجارت مصوب ۱۳۱۱ نافی حق طرح دعوا علیه صادرکننده و ضامن وی و مطالبه خسارت تاخیر تادیه از تاریخ سررسید نیست؛ اما چنانچه چک در خارج از مواعد مذکور در ماده ۳۱۵ قانون اخیرالذکر واخواست و دعوا علیه ظهرنویس مطرح و تقاضای خسارت تاخیر تادیه شود، رسیدگی به دعوای خواهان برابر مقررات عمومی و از جمله ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹ به عمل می آید.


۳– در غیر مورد ماده ۳۱۵ قانون تجارت مصوب ۱۳۱۱ به شرح فوق الذکر، چنانچه مقصود عدم رعایت مواعد مذکور در مواد ۳۱۸ و ۳۱۹ این قانون است، با توجه به این که در فرض سوال دارنده چک پس از انقضاء مهلت های مقرر در مواد ۳۱۸ و ۳۱۹ قانون تجارت مصوب ۱۳۱۱ اقدام به طرح دعوا کرده است، دعوای مذکور از شمول قانون تجارت خارج بوده و دارنده صرفا می تواند به طرفیت شخصی که رابطه حقوقی با وی داشته است، بر اساس مقررات قانون مدنی اقدام کند؛ بنابراین از شمول رای وحدت رویه شماره ۸۱۲ مورخ ۱/۴/۱۴۰۰ هیات عمومی دیوان عالی کشور خارج و خسارت تاخیر تادیه برابر مقررات عمومی، از جمله ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹ محاسبه می شود.


۴– تعهد نسبت به پرداخت خسارت تاخیر تادیه دایر مدار تعهد به پرداخت اصل وجه چک است؛ بنابراین در فرض سوال، چنانچه دارنده مشمول قانون چک باشد، همچنان که می بایست اصل مبلغ را مسترد کند، نسبت به پرداخت خسارت تاخیر تادیه نیز ملزم است و در غیر این صورت، بحث پرداخت خسارت تاخیر تادیه و شمول یا عدم شمول رای وحدت رویه فرض سوال نیز منتفی است و تشخیص مصداق بر عهده مرجع رسیدگی کننده است.


۵– در فرض سوال که دارنده پس از اخذ گواهی نامه عدم پرداخت، چک را از طریق ظهرنویسی یا در برگ جداگانه به دیگری انتقال داده است، این انتقال از شمول مقررات قانون تجارت خارج است و این دارنده، دارنده موضوع قانون چک محسوب نمی شود؛ لذا خسارت تاخیر تادیه وفق ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹ محاسبه می شود.


۶– از آن جا که مرجع محترم استعلام کننده دقیقا مشخص نکرده اند دارنده چک به کدام تکلیف قانونی خود عمل نکرده است و با توجه به این که برخی ضمانت اجراهای قانونی عدم انجام تکالیف خاص از سوی دارنده در بندهای پیشین پاسخ داده شده است، پرسش به کیفیت مطرح شده قابلیت پاسخ گویی ندارد