نظریه شماره 7/1400/589 مورخ 1400/06/08 اداره کل حقوقی قوه قضاییه درباره رسیدگی توأمان به جرایم درجه پنج هفت و هشت در دادسرا و صدور قرار تأمین کیفری واحد

از ویکی حقوق
پرش به ناوبری پرش به جستجو



نظریه مشورتی ۷/۱۴۰۰/۵۸۹
شماره نظریه۷/۱۴۰۰/۵۸۹
شماره پرونده۱۴۰۰–۱۶۸–۵۸۹ ک
تاریخ نظریه۱۴۰۰/۰۶/۰۸
موضوع نظریهآیین دادرسی کیفری
محور نظریهرسیدگی به جرایم چندگانه


نظریه شماره ۷/۱۴۰۰/۵۸۹ مورخ ۱۴۰۰/۰۶/۰۸ اداره کل حقوقی قوه قضاییه درباره رسیدگی توامان به جرایم درجه پنج، هفت و هشت در دادسرا و صدور قرار تامین کیفری واحد: این نظریه به بررسی مواردی پرداخته است که جرایم با درجات مختلف از جمله جرایم درجه پنج، هفت و هشت در دادسرا مطرح میشوند و به لزوم رسیدگی توامان به اتهامات متهم و صدور قرار تامین کیفری واحد بر اساس مواد مختلف قانون آیین دادرسی کیفری تاکید میکند. نظریه بر این مبنا است که عدم تفکیک پروندهها و رسیدگی مستقیم به جرایم درجه هفت و هشت در دادگاه مجاز نیست و تحقیقات مقدماتی باید در دادسرا بهصورت یکجا انجام شود. همچنین، تشخیص تخلفات انتظامی به عهده دادگاه عالی انتظامی قضات بوده و اختلافات مربوط به مالکیت ملک مورد وثیقه در صلاحیت دادگاههای حقوقی است.

استعلام

۱–در صورتی که جرایم درجه هفت و هشت و به همراه به جرم درجه پبج در دادسرا مطرح بوده و پس از انجام تحقیقات مقدماتی در مورد جرم درجه پنج قرار منع تعقیب صادر شود


۱–با توجه به رسیدگی توامان جرایم و تفهیم اتهام و اخذ تامین در مورد جرایم درجه هفت و هشت دادسرا نسبت به این جرایم چه تکلیفی دارد؟ آیا تفهیم اتهام اخذ تامین و عدم تفهیم اتهام و در تصمیم گیری موثر است؟


۲– در صورتی که جرم درجه پنج با درجه هفت و هشت همراه باشد پس از انجام تحقیقات مقدماتی درخصوص جرم درجه پنج کیفر خواست صادر شود با توجه به عدم رعایت مواد ۳۱۳ و ۳۱۴ قانون آیین دادرسی کیفری، آیا صدور قرار عدم صلاحیت برای جرایم برای درجه هفت و هشت تخلف انتظامی است یا خیر؟


۳– رسیدگی به اعتراض شخص ثالث به دستور دادستان مبنی بر ضبط وثیقه به لحاظ ادعای مالکیت در صلاحیت است محاکم حقوقی است یا محاکم کیفری دو؟


نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه

۱– در صورتی که عناوین کیفری متعدد (اعم از تعدد مادی یا معنوی) در پرونده مطرح باشد و برخی از جرایم درجه هفت و هشت باشد که مطابق ماده ۳۴۰ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ باید به طور مستقیم در دادگاه مطرح شود و برخی دیگر جرم تعزیری درجه شش و بالاتر باشد که انجام تحقیقات مقدماتی آن به عهده دادسرا است، با توجه به لزوم رسیدگی توامان به اتهامات متهم و ضرورت صدور قرار تامین کیفری واحد نسبت به متهم مطابق مواد ۲۱۸ و ۳۱۳ همین قانون و با عنایت به این که مطابق مواد ۲۲ و ۶۴ و ۹۲ قانون یادشده، اصولا انجام تحقیقات مقدماتی کلیه جرایم از وظایف دادسرا است و انجام این تحقیقات از سوی دادگاه تنها در موارد مصرح نظیر مواد ۳۰۶، ۳۴۰ و تبصره یک ماده ۲۸۵ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ و به طور استثنایی از سوی دادگاه صورت می پذیرد، بنا به مراتب فوق و با عنایت به صدر تبصره یک ماده ۸۱ قانون اخیرالذکر، رسیدگی به جرایم مذکور در مرحله تحقیقات مقدماتی باید به صورت توامان در دادسرا انجام شود و موجب قانونی جهت تفکیک پرونده و اظهار نظر نهایی نسبت به اتهامات درجه شش به بالا و ارسال بخشی از آن که جرم تعزیری درجه هفت یا هشت محسوب می شود به دادگاه برای رسیدگی مستقیم وجود ندارد.


۲– تشخیص تخلفات انتظامی در صلاحیت دادگاه عالی انتظامی قضات است.


۳– با عنایت به ملاک ماده ۱۱۱ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲، در فرض سوال که شخصی به استناد مبایعه نامه عادی مدعی مالکیت ملک مورد وثیقه است، باید به ادعای وی برابر ماده ۱۴۷ قانون اجرای احکام مدنی مصوب ۱۳۵۶ در دادگاه حقوقی رسیدگی شود و در رسیدگی به ادعای مالکیت مورد وثیقه، اصحاب دعوای کیفری و از جمله دادستان طرف دعوا می باشند.