نظریه شماره 7/1400/691 مورخ 1400/10/22 اداره کل حقوقی قوه قضاییه درباره تفسیر دلایل در تجدیدنظرخواهی با استناد به بند 6 ماده 341 قانون آیین دادرسی مدنی

از ویکی حقوق
پرش به ناوبری پرش به جستجو



نظریه مشورتی ۷/۱۴۰۰/۶۹۱
شماره نظریه۷/۱۴۰۰/۶۹۱
شماره پرونده۱۴۰۰–۱۲۷–۶۹۱ ح
تاریخ نظریه۱۴۰۰/۱۰/۲۲
موضوع نظریهآیین دادرسی مدنی
محور نظریهدلایل تجدیدنظرخواهی


نظریه شماره ۷/۱۴۰۰/۶۹۱ مورخ ۱۴۰۰/۱۰/۲۲ اداره کل حقوقی قوه قضاییه درباره تفسیر دلایل در تجدیدنظرخواهی با استناد به بند ۶ ماده ۳۴۱ قانون آیین دادرسی مدنی: در این نظریه، تفسیر واژه "دلایل" در بند ۶ ماده ۳۴۱ قانون آیین دادرسی مدنی مورد بررسی قرار میگیرد. نظریه مشورتی بر این اساس است که دلایل در تجدیدنظر شامل تمامی جهات و عللی است که تجدیدنظرخواهی و نقض رای تجدیدنظر خواسته را توجیه میکند. این بدین معناست که دلایل میتوانند هر دلیلی که به تغییر نظر در مرحله تجدیدنظر کمک کند، باشد؛ بدون اینکه لزوما محدود به ادله جدید یا محدود به ادلهای که در مرحله بدوی مطرح شدهاند، باشند.

استعلام

۱– مقصود از واژه دلایل در بند ۶ ماده ۳۴۱ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹ چیست؟


توضیح آن که، برخی معتقدند که مقصود معنای اعم آن و به معنای انگیزه یا جهات است که در ماده ۳۴۸ این قانون آمده است و صرف این که شخص مدعی عدم توجه به دلایل خود در مرجع بدوی شود، کافی است؛ برخی دیگر بر این عقیده اند که مقصود معنای خاص آن است و باید ازاقسام ادله اثبات دعوا یعنی اقرار، سند و ... باشد؛ هم چنان که در بند ۶ ماده ۵۱ همان قانون به ذکر ادله و وسایلی که خواهان برای اثبات اداعای خود دارد، در دادخواست بدوی تصریح شده است.


۲– چنانچه مقصود معنای خاص ادله است، آیا باید ادله جدید باشد که در مرحله بدوی مطرح شده و یا همان ادله مطروح شده در مرجع بدوی را شامل می شود؟


نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه

۱ و ۲– دلایل تجدید نظرخواهی مذکور در بند ۶ ماده ۳۴۱ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹، تمامی جهات و عللی که تجدید نظرخواهی و نقض رای تجدیدنظر خواسته را توجیه می کند، شامل می شود.