نظریه شماره 7/98/441 مورخ 1398/07/30 اداره کل حقوقی قوه قضاییه درباره شرایط پذیرش وصیت و حقوق وارث در قبال موصی لهٔ متوفی
چکیده این نظریه توسط هوش مصنوعی تولید شده است و هنوز توسط پژوهشگران ویکی حقوق بررسی نشده است. |
| شماره نظریه | ۷/۹۸/۴۴۱ |
|---|---|
| شماره پرونده | ۹۸–۷۶–۴۴۱ ح |
| تاریخ نظریه | ۱۳۹۸/۰۷/۳۰ |
| موضوع نظریه | حقوق مدنی |
| محور نظریه | قبول و قبض وصیت |
نظریه شماره ۷/۹۸/۴۴۱ مورخ ۱۳۹۸/۰۷/۳۰ اداره کل حقوقی قوه قضاییه درباره شرایط پذیرش وصیت و حقوق وارث در قبال موصیلهٔ متوفی: بر اساس نظریه مشورتی ارایه شده، در صورتی که موصی وصیتی تملیکی را در زمان حیات خودش انشاء کرده باشد و موصیله وصیت را قبول کرده باشد، فوت موصیله تاثیری بر انتقال وصیت به وارثان موصیله ندارد و آنان میتوانند نسبت به قبض مورد وصیت اقدام نمایند، مگر این که موصی از وصیت فوق رجوع کرده باشد. در حالتی که موصیله قبل از قبول وصیت فوت کند، با توجه به سکوت قانون مدنی، باید به منابع معتبر فقهی مراجعه شود. بر اساس فتاوای فقهی معتبر، وراث موصیله حق رد یا قبول وصیت را دارند و با قبول آن، میتوانند مالک و قابض موصیبه شوند، مشروط به این که موصی از وصیت خود رجوع نکرده باشد.
استعلام
در صورتی که موصی وصیت تملیکی در زمان حیات خود انشاء نموده باشد و موصی لهم همگی در آن زمان حیات داشته اند و وصیت را قبول کرده باشند ولیکن یکی از موصی لهم زودتر از موصی وفات می یابد با فرض اینکه موصی هنوز بر وصیت خود باقی بوده ایا وارث موصی له متوفی می توانند به عنوان قایم مقام موصی له نسبت به قبض مورد وصیت اقدام نمایند یا خیر؟
با فرض سوال فوق در صورتی که قبول وصیت توسط موصی له در زمان حیات صورت نگرفته باشد وراث موصی له می توانند به عنوان قایم مقام نسبت به قبول و قبض موصی به اقدام نمایند یا خیر ؟
قابل ذکر است مطابق با نظر جمیع فقها اصل موضوع مورد پذیرش ایشان واقع گشته و اکثریت قریب به اتفاق فقها قایل به قبض موصی له هستند ولیکن در خصوص قبول موصی به توسط توسط وراث اختلاف نظر وجود دارد همانطور که در کتاب منهاج الصالحین نوشته مرحوم آیت اتله خویی و آیت اله وحید خراسانی در جلد سوم مساله ۹۸۹ و ۹۹۰ کاملا به این موضوع اشاره نموده اند همچنین مطابق با استفتاء شماره ۱۲۲۳۷۲ مورخ ۱۳۹۷/۱۰/۲۰ آیت اله مکارم شیرازی نیز صراحتا وراث را قایم مقام موصی له می دانند.
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
۱– قبول وصیت از سوی موصی له در زمان حیات موصی و منوط به عدم رجوع موصی از وصیت، از اسباب انتقال موصی به پس از فوت موصی است و فوت موصی له ولو در زمان حیات موصی تاثیری در موضوع ندارد و وراث موصی له می توانند نسبت به تملک و قبض موصی به اقدام نمایند؛ مگر آن که موصی از وصیت خود رجوع کرده باشد (مواد ۸۲۹ و ۸۳۰ قانون مدنی).
۲– در فرض فوت موصی له پیش از قبول و در زمان حیات موصی، با توجه به سکوت قانون مدنی نسبت به موضوع، مستند به اصل یکصد و شصت و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ماده ۳ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹، باید به منابع معتبر اسلامی یا فتاوای معتبر مراجعه نمود. مطابق منابع و فتاوای معتبر فقهی از جمله نظر امام (ره) در جلد سوم تحریرالوسیله، علامه حلی در جلد دوم تذکره الفقها، شهید ثانی در جلد نخست مسالک الافهام، محقق کرکی در جلد نخست جامع المقاصد، صاحب جواهر در جلد بیست و هشتم جواهر الکلام، سید طباطبایی در جلد دوم ریاض المسایل و شیخ بحرانی در جلد بیست و دوم حدایق الناضره، وراث موصی له در رد یا قبول، جانشین وی می باشند و با قبول، مالک موصی به می باشند و می توانند آن را قبض کنند؛ منوط به آن که موصی از وصیت خود رجوع نکرده باشد.