توهین

از ویکی حقوق


اگرچه توهین و اهانت در قوانین ما تعریف نشده اند،[۱] اما لفظ «توهین» را باید اظهارات تحقیر آمیز یا ناسزا به اشخاص تعریف کرد.[۲]در فقه چنین واژه ای استفاده نشده است و گروهی آن را مقتبس از حقوق فرانسه می دانند. توهین از ریشه «وهن» و به معنای « تضعیف، سست نمودن و خفیف کردن» است.[۳] عناصر توهین را باید در درجه نخست الفاظ، عبارات یا افعال، در درجه دوم قصد فاعل، در درجه سوم نقض حرمت فرد معین از طریق همان افعال یا اقوال و در درجه آخر، فقدان عنوان مجرمانه خاص برای آن فعل یا قول دانست.[۴]همچنین گروهی معتقدند چنانچه ارتکاب فعلی نظیر سیلی زدن به فردی با توجه به شخصیت و موقعیت او در یک جمع، مصداق رفتار موهن باشد، باید بر او مجازات توهین را اعمال کرد.[۵]

در قانون

ماده 608 قانون مجازات اسلامی (تعزیرات)، عنصر قانونی این جرم را تشکیل می دهد. ملاک تحقق توهین را باید قضاوت عرف دانست.[۶] البته هر نوع توهین عرفی را نمی توان لزوماً یک جرم تلقی کرد.[۷] در این جرم، صرف وقوع عنصر مادی برای تحقق جرم کافی است و سوء نیت خاصی مورد نیاز نیست، چرا که قصد مجرمانه و سوء در این جرم، مفروض و بی نیاز از اثبات است، در واقع ماهیت رفتار توهین آمیز به خودی خود کاشف از قصد مرتکب است، [۸] لذا فردی که مدعی فقدان سوء نیت و ارتکاب رفتار از روی شوخی بوده است، مکلف به اثبات ادعای خود است.[۹]

از دیگر ویژگی های جرم توهین، لزوم مشخص بودن طرف آن است، چرا که توهین از جمله جرایم عمدی است که باید عمد مرتکب نسبت به طرف خودش محرز باشد.[۱۰]ظاهرا طرف این جرم با توجه به واژه «افراد» در ماده مذکور، اشخاص حقیقی است و لذا در بردارنده توهین به اشخاص حقوقی نمی باشد،[۱۱] البته گروهی با استناد به ماده 588 قانون تجارت معتقدند با وجود عدم تصریح قانون به اشخاص حقوقی، باید قائل به امکان وقوع توهین نسبت به آن ها بود.[۱۲]

همچنین امکان ارتکاب اقدامات توهین آمیز از طریق دستگاه های مخابراتی نیز وجود دارد.[۱۳]

در فقه

پیامبر اکرم(ص) در خطبه ای پس از ستایش خداوند، از دشنام دادن به مؤمن به عنوان فسق و از جنگ با او به عنوان کفر یاد کردند.[۱۴]

منابع

  1. حسین آقایی نیا. حقوق کیفری اختصاصی (جرایم علیه اشخاص- شخصیت معنوی). چاپ 4. میزان، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 533276
  2. محمدجعفر جعفری لنگرودی. مبسوط در ترمینولوژی حقوق (جلد دوم). چاپ 4. گنج دانش، 1388.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 117352
  3. حسین میرمحمدصادقی. حقوق کیفری اختصاصی (جرایم علیه اشخاص). چاپ 7. میزان، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 357132
  4. محمدجعفر جعفری لنگرودی. فرهنگ عناصر شناسی (حقوق مدنی، حقوق جزا). چاپ 1. گنج دانش، 1382.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 1759048
  5. محمدرضا الهی منش و محسن مرادی اوجقاز. حقوق کیفری اختصاصی (جلد اول) (جرایم علیه اشخاص). چاپ 1. مجمع علمی و فرهنگی مجد، 1392.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 4464384
  6. حسین آقایی نیا. حقوق کیفری اختصاصی (جرایم علیه اشخاص- شخصیت معنوی). چاپ 4. میزان، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 533292
  7. حسین آقایی نیا. حقوق کیفری اختصاصی (جرایم علیه اشخاص- شخصیت معنوی). چاپ 4. میزان، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 533332
  8. محمدعلی اردبیلی. حقوق جزای عمومی (جلد اول). چاپ 23. میزان، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 505072
  9. عبدالرسول دیانی. ادله اثبات دعوا در امور مدنی و کیفری. چاپ 1. تدریس، 1385.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 1641932
  10. حسین آقایی نیا. حقوق کیفری اختصاصی (جرایم علیه اشخاص- شخصیت معنوی). چاپ 4. میزان، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 533392
  11. عباس زراعت. شرح قانون مجازات اسلامی (جلد دوم) (بخش تعزیرات). چاپ 2. ققنوس، 1388.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 376772
  12. حسین آقایی نیا. حقوق کیفری اختصاصی (جرایم علیه اشخاص- شخصیت معنوی). چاپ 4. میزان، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 533412
  13. مجله حقوقی دادگستری شماره 69 بهار 1389. قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 765244
  14. احمد اسماعیل تبار، سیداحمدرضا حسینی و مهدی حسینیان قمی. منابع فقه شیعه ترجمه جامع احادیث الشیعه آیةاله سیدحسین بروجردی (جلد سی و یکم) (قصاص و دیات). چاپ 1. فرهنگ سبز، 1387.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2357196