عدم انسجام آیین دادرسی کیفریِ ایران (مبانی و جلوه‌ها)

از ویکی حقوق
پرش به ناوبری پرش به جستجو
تحقیقات حقوقی
عنوانعدم انسجام آیین دادرسی کیفریِ ایران (مبانی و جلوه‌ها)
نویسندهرجب گلدوست جویباری
محور موضوعیحقوق جزا و جرمشناسی
سال نشر۱۴۰۴
منتشر شده درنشریه تحقیقات حقوقی
دوره۲۸
شماره۱
دانلود مقالهدانلود از سایت نشریه


عدم انسجام آیین دادرسی کیفریِ ایران (مبانی و جلوه‌ها) عنوان مقاله ای از رجب گلدوست جویباری است که در اردیبهشت سال 1404 و در دوره 28 و شماره 1 فصلنامه تحقیقات حقوقی منتشر شده است.

چکیده

آیین دادرسی کیفری همواره باید از یک انسجام، وحدت کلی و نسبی برخوردار باشد تا از طریقِ آن، کارآمدی و کاراییِ فرایند کیفری توسط ضابطان و مقامات قضایی فایده‌مند واقع شود. پیوند زدن شاخه‌های متراکم و بی‌ثمر بر پیکرۀ عظیم آیین دادرسی کیفری، این برایند را به دنبال خواهد داشت که آیین دادرسی کیفری از هم‌گسسته شده و به‌سوی سقوط رهنمون شده است. تکثّر مراجع قانون‌گذاری، تصویب قوانین متعدد و ایجاد نهادهایِ موازیِ قضایی ـ انتظامی از جمله مصادیقی است که موجب فروپاشیِ این پیکره خواهد شد. سازوکار ایجاد یک دادگستریِ واحد و نظام قضایی منسجم، بسترهایی را ایجاد می‌کند تا از یک‌سو، شهروندان اعتماد بیشتری به نظام قضایی پیدا کنند و بدین‌سان، به آن اعتبار بخشند و از سوی دیگر، کنشگران فرایند عدالت کیفری نیز این احساس را در خود خواهند آفرید که به‌دلیل فقدان موازی‌کاری‌ها، اقدامات آنان ثمربخش بوده و معضلی عظیم به نام «بزهکاری» را مدیریت خواهند کرد. با وجود این، آیین دادرسی کیفری در ایران بر اثر عوامل و پدیده‌هایِ گوناگون همچون شناور بودن مدل سیاست جنایی یا قرائت‌هایِ خودخوان از اوضاع پیرامونیِ نظام اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و... آیین دادرسی کیفری را به آیین‌های دادرسی کیفری بدیل ساخته، وحدت و یکپارچگیِ نظام عدالت کیفری را از هم‌گسسته و اسباب سقوط این پیکرۀ عظیم را که در واقع، بیان‌گر نوعِ مدلِ سیاست جنایی بوده، فراهم کرده است.

کلیدواژه ها

  • فرایند کیفری
  • فروپاشی
  • سیاست جنایی
  • بحران
  • ناکارآمدی

مواد مرتبط