فضیلت در دسترس بودن قاضی
| عنوان | فضیلت در دسترس بودن قاضی |
|---|---|
| نویسنده | سید حسین صفائی محمد درویش زاده |
| محور موضوعی | حقوق تطبیقی |
| سال نشر | ۱۴۰۲ |
| منتشر شده در | نشریه تحقیق و توسعه در حقوق تطبیقی |
| دوره | ۶ |
| شماره | ۱۸ |
| دانلود مقاله | دانلود از سایت نشریه |
فضیلت در دسترس بودن قاضی عنوان مقالهای از سید حسین صفائی و محمد درویش زاده است که در خرداد 1402 و در شماره 18 فصلنامه تحقیق و توسعه در حقوق تطبیقی منتشر شده است.
چکیده
دسترسی آسان و سریع به قاضی از فلسفه ی «شفافیت» و کارکرد «پاسخگویی» برخوردار است. در دسترس بودن قاضی، تکلیفی است با ریشههای قوی در تاریخ، فقه و فرهنگ سازمانی حقوق و قضای ایرانی و اسلامی، متأسفانه این تکلیف فضیلتمدار، اکنون از یکسو در لایههای عوارض برآمده از محدودیتهای پیشین کرونا و از سوی دیگر با الزامات پر ابهام و برآمده از فضای دیجیتال فراموش میشود و با کمال تعجب رویهها و دستورالعملهای سازمانی میروند تا این فضیلتِ تاریخی، فقهی و فرهنگ سازمانی را به کلی از پای در آورند و عکس آن را که نافضیلتی مسلم است به جای آن بنشانند، در حالی که به لحاظ تاریخی در سیره پیامبر اعظم و امیرالمومنین علیهما السلام نمونههای بسیاری را شاهد هستیم که بر دسترسی آسان، سریع و بدون هرگونه مانع به قضات تاکید دارند و خود آن بزرگواران نیز اینگونه بودند. همچنین در سنت فقهی اصطلاحی با عنوان «حاجب القاضی» داریم. این پدیده که همانند نگهبان و دربانهای امروزه دادگستری است. با سه حکم مشخص در فقه اسلامی مواجه است. که عبارتست از مستحب مکروه و حرام مسلم، با این توضیح که مطابق نصوص مکرر در آثار فقهی نداشتن دربان و نگهبان و حاجب برای قاضی مستحب است. (المبسوط، 8/87) و حضور حاجب و دربان برای قاضی مکروه است (جواهرالکلام، 40/80-79) اما زمانی که حضور حاجب مانع دسترسی مراجعه کنندگان به قاضی شود و بیم تضرر آنها برود قطعاً امری حرام است. (ایضاحالفوائد، ابنالعلامه، 4/310) و سنت فقهی چنین امری را تجویز نمیکند اما در فرهنگ سازمانی نیز همواره درهای گشودهی دادگاه و دسترسی آزاد، آسان، سریع و ساده به قاضی، فضیلت و ستودنی بوده و داستانها و نمونههای فراوان داریم از قضات رادمردی که اسطوره شدند و در ذهن و ذکر فرهنگ سازمانی به جای مانده اند. اما اکنون این فرهنگ سازمانی به کجا میرود؟ و چه نمونههایی از آن میشنویم؟ عدم دسترسی به قاضی و ایجاد حاجب و نگهبان در مقاطعی با حجت بیماری فراگیر کرونا توجیه میشد اکنون این عدم دسترسی به بهانه الکترونیکی شدن تبادل اطلاعات شتاب گرفته است به گونهای که عدم دسترسی آزاد به قاضی امری مسلم انگاشته میشود. در گزارش روزمره دوستان و همکاران گزارههایی باور نکردنی شنیده میشود که برای عبرت تاریخ به ذکر آنها میپردازیم.
تا نشان دهیم که چگونه در گذر تاریخ، فضیلتی مسلم به عکس خود تبدیل میشود.
برخی از این گزارشها چنین است: ۱- برخی از شعب تجدید نظر و دیوان عالی کشور در بیشتر ساعات اداری درب اتاق را قفل میکنند بدون اینکه ساعتی را برای پاسخگویی مستقیم به مراجعان مشخص کرده باشند ۲- مدیران و کارکنان دفاتر به ارباب رجوع اجازه ورود به دادگاه را نمیدهند و در صورت کوتاهی در انجام این وظیفه از سوی سرپرستان مستقیمشان توبیخ میشوند ۳- اخیراً گزارش شده که مراجع بدوی حتی با وجود حضور طرفین در وقت مقرر به آنها اجازه حضور در اتاق دادگاه را نمیدهند! بلکه برگههای صورت جلسه را به دفتر میدهند تا طرفین در محل دفتر، یا در سالن انتظار؛ مطالبشان را بنویسند و امضا کنند و آن را به داخل اتاق بفرستند و خود بدون دیدن مقام قضایی و بدون هرگونه بازخورد کلامی مراجعت کنند، ۴- البته لازم است به ایثار و اخلاق مردم دارانه برخی از قضات هم اشاره کنیم و تلاششان را بزرگ بداریم که با وجود حاکمیت فرهنگ آمار گرای سازمانی به اصالتهای حرفهای خود پایبند هستند و به سختی از آن دفاع میکنند چرا که ایشان مرزداران فضیلتهای حرفهای هستند ما نیز از فراموشی فضیلتی گزارش میدهیم که ریشه در تاریخ، فقه، سنت و سازمان قضایی ایران و اسلام دارد و یاد این فضیلتهای فراموش شده را بزرگ میداریم و با صدای رسا میگوییم که اینجا نافضیلتی به جای فضلیت نشسته است! آیا کسی صدای ما را میشنود؟ و آیا چشم و دلی نگران فراموشی فضیلتهای سازمان قضایی ایران هست؟ ما نگرانی خود را در اینجا ثبت میکنیم باشد که روزی شنیده شود.
بعون الله تعالی