نظریه شماره 7/96/2263 مورخ 1396/09/22 اداره کل حقوقی قوه قضاییه
چکیده این نظریه توسط هوش مصنوعی تولید شده است و هنوز توسط پژوهشگران ویکی حقوق بررسی نشده است. |
| شماره نظریه | ۷/۹۶/۲۲۶۳ |
|---|---|
| شماره پرونده | ۱۶۸۲-۹۳-۹۶ |
| تاریخ نظریه | ۱۳۹۶/۰۹/۲۲ |
| موضوع نظریه | آیین دادرسی مدنی |
| محور نظریه | دعوی اعسار و سوگند |
نظریه شماره ۷/۹۶/۲۲۶۳ مورخ ۱۳۹۶/۰۹/۲۲ اداره کل حقوقی قوه قضاییه درباره بررسی نقش سوگند در دعوی اعسار از تادیه محکوم به مهریه در دادگاه تجدیدنظر: دعوی اعسار از تادیه مهریه در دادگاه بدوی مطرح شده و بدون سوگند مدیون، حکم بر اعسار و تقسیط صادر گردیده است. در صورت تجدیدنظرخواهی، اثبات ملائت برعهده داین است و دادگاه نمیتواند بدون درخواست داین، مدیون را سوگند دهد. در صورت ارائه دلایل جدید مثل سوگند در تجدیدنظر، دادگاه میتواند به آن استناد کند و پذیرش اعسار ممکن است بدون سوگند نیز صورت گیرد.
استعلام
دعوی اعسار از تادیه محکوم به مهریه مطرح دادگاه بدوی موضوع را مشمول فراز آخر ماده ۷ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی مصوب ۱۳۹۴ دانسته لیکن بدون سوگند محکوم علیه مدیون حکم بر اعسار و تقسیط محکوم به صادر کرده است چون مدیون اتیان سوگند نکرده در صورت تجدید نظر خواهی تکلیف محکمه تجدی نظر چیست؟
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
اولا: برابر ماده 7 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی ۱۳۹۴، در مواردی که مدیون ثابت کند که مال تلف حقیقی یا حکمی شده است و نیز در مواردی که مدیون در عوض دین، مال دریافت نکرده یا تحصیل نکرده باشد، اثبات ملائت مدیون (مدعی اعسار) بر عهده داین است و مطابق قاعده" البینه علی المدعی والیمین علی من انکر" بر دائن احکام مدعی بار می شود، زیرا وی مدعی ملائت مدیون است و بر مدیون احکام منکر بار می شود، زیرا وی منکر ملائت خود می باشد و این انکار در موارد یاد شده موافق اصل است، بنابراین، مدعی ملائت اگر نتواند آن را اثبات کند، وفق مقررات قانون آیین دادرسی در امور مدنی مذکور در مواد ۲۷۰ و بعد این قانون و از جمله ماده ۲۷۵ آن می تواند تقاضای سوگند نماید. بدیهی است در این صورت هرگاه مدیون از اتیان سوگند امتناع کند یا سوگند را به مدعی ملائت رد کند، با سوگند وی حکم به رد اعسار صادر می شود. در صورتی که مدعی ملائت (داین) درخواست سوگند مدیون را نکند، دادگاه با عنایت به ماده ۲۸۳ قانون اخیرالذکر، نمی تواند مدیون را سوگند دهد و اگر سوگند داد اثری بر آن مترتب نیست
ثانیا: برابر مواد ۲۷۵ و ۲۸۳ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی دادگاه نمی تواند بدون درخواست مدعی، مدعی علیه را سوگند دهد. لذا در فرض سؤال چنانچه مدعی ملائت (خوانده دعوای اعسار) تقاضای سوگند مدیون (خواهان اعسار) را ننموده باشد، امکان سوگند مدیون یا تجدید جلسه رسیدگی به این منظور وجود ندارد و با عنایت به اینکه پذیرش اعسار یا تقسیط بر اساس سوگند بستگی به چگونگی ادعای اعسار و ملائت و ادله ابرازی دارد و همواره مستلزم ادای سوگند نیست، لذا دادگاه بر اساس سایر ادله رأی صادر می کند.
ثالثا: گرچه برابر ماده ۳۶۲ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ۱۳۷۹، ادعای جدید در مرحله تجدیدنظر مسموع نیست اما ابراز دلیل جدید، ادعای جدید محسوب نمی شود بنابراین در فرض سؤال، نظر به اینکه سوگند در زمره ادله اثبات دعوی محسوب می گردد، استناد به آن در مرحله تجدیدنظر بلااشکال است.