خیار تدلیس در حقوق ایران: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی حقوق
پرش به ناوبری پرش به جستجو
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: برگردانده‌شده
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(یک نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط یک کاربر دیگر نشان داده نشد)
خط ۲: خط ۲:
'''خیار تدلیس در حقوق ایران''' عنوان پایان نامه ای است که توسط [[عباسعلی کدخدایی]]، با راهنمایی [[مهدی شهیدی]]  در سال ۱۳۶۹ و در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی دفاع گردید.
'''خیار تدلیس در حقوق ایران''' عنوان پایان نامه ای است که توسط [[عباسعلی کدخدایی]]، با راهنمایی [[مهدی شهیدی]]  در سال ۱۳۶۹ و در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی دفاع گردید.
==چکیده==
==چکیده==
درشرح و تفسیر قانون مدنی ایران مطالب و کتب نسبتا" فراوانی به رشته تحری درآمده و دانشمندان علم حقوق هرکدام به نوعی مجموعه قانون مزبور را مورد شرح قرار داده اند;گاهی این تفاسیر برحسب مواد قانون مدنی تنظیم و نگاشته شده و گاه براساس روش موضوعی بوده که هربخش ، موضوع خاصی را مورد تعمق و تامل قرا داده است .البته نباید این نکته را نیز از اذهان دور پنداشت که عامل یا عوامل دیگری هم در تنظیم این شروح و تدوین تفاسیر مربوطه دخالت داشته و آن، همانا کاربرد اجتماعی موضوع مورد بحث است .یعنی بسیاری از حقوقدانان و عالمان این رشته از علوم، براین نظریه پافشاری می کنند که اگر موضوعی در مجموعه قانون مدنی ایران ذکر شده، لیکن دراجتماع کاربرد چندانی ندارد،نباید وقت را مصروف آن کرد و به عبارتی هدرداد،در عوض باید به بحث و بررسی و کنکاش بیشتر در موضوعاتی پرداخت که مبتلا به جامعه بوده و بتواند از آلام بسیار اجتماع انسانی بکاهد.این نظریه درجای خود بسیار دقیق و قابل احترام است ، لیکن چنانچه بخواهیم با ذکر آن چنین نتیجه گیری کنیم که پس تدلیس نیز از جمله موارد متروک بوده و نباید مورد بررسی قرار گیرد،بایدگفت که بی انصافی به خرج داده ایم.درهر صورت با تمسک به این قضیه، بسیاری از شارحین و مفسرین قانون مدنی ایران متاسفانه از پرداختن به شرح و تفسیر آن و موضوعات مشابه خودداری نموده و یا به طور بسیار مختصر و گذرا آن را توضیح داده اند.همان گونه که قبلا" بیان شد، قسم اول این قضیه صحیح به نظر میرسد و این جانب نیز ضمن اذعان و اعتراف به آن، خوانندگان عزیز را به این نکته توجه می دهم که تدلیس نه تنها درجامعه متروک نشده، بلکه چنانچه توجه و دقت کافی به آن مبذول گردد،می تواند راهگشای معضلات و مشکلات بسیار مبتلا به اجتماع امروزی انسانها باشد.قانون مدنی ایران در مبحث پنجم از کتاب سوم خود، ضمن برشمردن اقسام خیارات که می توانند در معاملات جا گردند، به ذکر تعاریف اکثر آنها پرداخته، لیکن برخی دیگر را کاملا" تشریح ننموده و تنها به بیان احکام آن اکتفا کرده است .تدلیس و خیار مربوط به آن از جمله موضوعاتی است که قانونگذار ابتدا آن را دربند ۸ از [[ماده ۳۹۶ قانون مدنی]] متذکر گردیده و سپس در مواد ۴۳۸ به بعد (در خلال تنها سه ماده) به تعریف و ذکر احکام آن پرداخته است .حقوقدانان و شارحین این قانون نیز شاید به تبع همین اختصار، در تفاسیر و شروح خود برقانون مدنی، به ذکر حداقل توضیح اکتفا کرده و بررسی همه جانبه ای از آن به عمل نیاورده اند واین در حالی است که در حقوق اروپایی و بخصوص حقوق فرانسه مورد دقت و امعان نظر بسیار واقع شده که دراین باره می توان اذعان نمود حقوق برخی از کشورهای عرب و مسلمان نیز از آن متاثر گردیده است .البته در فقه و کتب مربوطه نیز بحث خاص و مستقلی درباره تدلیس کمتر انجام پذیرفته، لیکن در خلال مباحث خیار عیب و یا نکاح، بررسی های نسبتا" مفصلی صورت گرفته و از این لحاظ می توان گفت که جامعتر از قانون مدنی ایران و تفاسیر مربوط به آن است .ما نیز انشاءالله در مباحث آتی این رساله به شرح آن خواهیم پرداخت .ذکر این نکته نیز ضروری به نظر میرسد که یکی از علل عدم بررسی همه جانبه تدلیس از سوی حقوقدانان ایرانی و عدم توجه کافی به آن، شاید وجود مقررات مربوط به کلاهبرداری باشد، چرا که افراد متضرر معمولا" به علت وجود ضمانت اجرای قوی تر در کلاهبرداری ترجیح می دهند اختلافات ناشی از تدلیس را از طریق اثبات کلاهبرداری حل و فصل نمایند.درجامعه حقوقی ایران، چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی، کمتر کتاب یا رساله مستقلی دراین مورد به رشته تحریر درآمده است .تنها تفسیر و بررسی همه جانبه موجود، ازآن دکتر پرویز اوصیا می باشد که درسال ۱۳۴۹ در "مجموعه تحولات حقوق خصوصی ایران" توسط دانشگاه تهران چاپ گردیده و انصافا" می توان گفت تلاش قابل تقدیری است .البته این امر مانع ا آن نخواهد بود که نظریات ارایه شده در آن مورد جرح و تعدیل قرار نگیرد.و ما نیز در ضمن رساله به آن اشاراتی خواهیم کرد .
در شرح و تفسیر [[قانون مدنی ایران]] مطالب و کتب نسبتا فراوانی به رشته تحریر درآمده و دانشمندان علم حقوق هرکدام به نوعی مجموعه قانون مزبور را مورد شرح قرار داده اند; گاهی این تفاسیر برحسب مواد قانون مدنی تنظیم و نگاشته شده و گاه براساس روش موضوعی بوده که هربخش ، موضوع خاصی را مورد تعمق و تامل قرا داده است .البته نباید این نکته را نیز از اذهان دور پنداشت که عامل یا عوامل دیگری هم در تنظیم این شروح و تدوین تفاسیر مربوطه دخالت داشته و آن، همانا کاربرد اجتماعی موضوع مورد بحث است .یعنی بسیاری از حقوقدانان و عالمان این رشته از علوم، براین نظریه پافشاری می کنند که اگر موضوعی در مجموعه قانون مدنی ایران ذکر شده، لیکن در اجتماع کاربرد چندانی ندارد، نباید وقت را مصروف آن کرد و به عبارتی هدر داد، در عوض باید به بحث و بررسی و کنکاش بیشتر در موضوعاتی پرداخت که مبتلا به جامعه بوده و بتواند از آلام بسیار اجتماع انسانی بکاهد. این نظریه در جای خود بسیار دقیق و قابل احترام است ، لیکن چنانچه بخواهیم با ذکر آن چنین نتیجه گیری کنیم که پس [[تدلیس]] نیز از جمله موارد متروک بوده و نباید مورد بررسی قرار گیرد،باید گفت که بی انصافی به خرج داده ایم. در هر صورت با تمسک به این قضیه، بسیاری از شارحین و مفسرین قانون مدنی ایران متاسفانه از پرداختن به شرح و تفسیر آن و موضوعات مشابه خودداری نموده و یا به طور بسیار مختصر و گذرا آن را توضیح داده اند. همان گونه که قبلا" بیان شد، قسم اول این قضیه صحیح به نظر میرسد و این جانب نیز ضمن اذعان و اعتراف به آن، خوانندگان عزیز را به این نکته توجه می دهم که تدلیس نه تنها در جامعه متروک نشده، بلکه چنانچه توجه و دقت کافی به آن مبذول گردد، می تواند راهگشای معضلات و مشکلات بسیار مبتلا به اجتماع امروزی انسانها باشد.قانون مدنی ایران در مبحث پنجم از کتاب سوم خود، ضمن برشمردن اقسام [[خیار|خیارات]] که می توانند در معاملات جا گردند، به ذکر تعاریف اکثر آنها پرداخته، لیکن برخی دیگر را کاملا تشریح ننموده و تنها به بیان احکام آن اکتفا کرده است .تدلیس و خیار مربوط به آن از جمله موضوعاتی است که قانونگذار ابتدا آن را در [[ماده ۳۹۶ قانون مدنی|بند ۸ از ماده ۳۹۶ قانون مدنی]] متذکر گردیده و سپس در مواد [[ماده ۴۳۸ قانون مدنی|۴۳۸]] به بعد (در خلال تنها سه ماده) به تعریف و ذکر احکام آن پرداخته است .حقوقدانان و شارحین این قانون نیز شاید به تبع همین اختصار، در تفاسیر و شروح خود بر قانون مدنی، به ذکر حداقل توضیح اکتفا کرده و بررسی همه جانبه ای از آن به عمل نیاورده اند واین در حالی است که در حقوق اروپایی و بخصوص [[نظام حقوقی فرانسه|حقوق فرانسه]] مورد دقت و امعان نظر بسیار واقع شده که در این باره می توان اذعان نمود حقوق برخی از کشورهای عرب و مسلمان نیز از آن متاثر گردیده است. البته در [[فقه]] و کتب مربوطه نیز بحث خاص و مستقلی درباره تدلیس کمتر انجام پذیرفته، لیکن در خلال مباحث [[خیار عیب]] و یا [[نکاح]]، بررسی های نسبتا مفصلی صورت گرفته و از این لحاظ می توان گفت که جامع تر از قانون مدنی ایران و تفاسیر مربوط به آن است .ما نیز انشاءالله در مباحث آتی این رساله به شرح آن خواهیم پرداخت .ذکر این نکته نیز ضروری به نظر میرسد که یکی از علل عدم بررسی همه جانبه تدلیس از سوی حقوقدانان ایرانی و عدم توجه کافی به آن، شاید وجود مقررات مربوط به [[کلاهبرداری]] باشد، چرا که افراد متضرر معمولا" به علت وجود [[ضمانت اجرا|ضمانت اجرای]] قوی تر در کلاهبرداری ترجیح می دهند اختلافات ناشی از تدلیس را از طریق اثبات کلاهبرداری حل و فصل نمایند. در جامعه حقوقی ایران، چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی، کمتر کتاب یا رساله مستقلی دراین مورد به رشته تحریر درآمده است .تنها تفسیر و بررسی همه جانبه موجود، ازآن دکتر [[پرویز اوصیا]] می باشد که درسال ۱۳۴۹ در "مجموعه تحولات حقوق خصوصی ایران" توسط دانشگاه تهران چاپ گردیده و انصافا می توان گفت تلاش قابل تقدیری است .البته این امر مانع از آن نخواهد بود که نظریات ارایه شده در آن مورد جرح و تعدیل قرار نگیرد.و ما نیز در ضمن رساله به آن اشاراتی خواهیم کرد .
==کلیدواژه ها==
==کلیدواژه ها==
* ۱۳۵۸
* ۱۳۵۸


== مواد مرتبط ==
== مواد مرتبط ==
* [[ماده ۳۹۶ قانون مدنی]]
 
* [[ماده ۴۳۸ قانون مدنی|ماده 438 قانون مدنی]]
* [[ماده ۴۳۹ قانون مدنی|ماده 439 قانون مدنی]]
* [[ماده ۴۴۰ قانون مدنی|ماده 440 قانون مدنی]]
* [[ماده ۷۶۴ قانون مدنی|ماده 764 قانون مدنی]]
* [[ماده ۱۱۲۲ قانون مدنی|ماده 1122 قانون مدنی]]
* [[ماده ۱۱۲۸ قانون مدنی|ماده 1128 قانون مدنی]]
* [[ماده ۳۳۷ قانون تجارت|ماده 337 قانون تجارت]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۱ فوریهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۳:۳۴

خیار تدلیس در حقوق ایران
عنوانخیار تدلیس در حقوق ایران
رشتهحقوق
دانشجوعباسعلی کدخدایی
استاد راهنمامهدی شهیدی
مقطعکارشناسی ارشد
سال دفاع۱۳۶۹
دانشگاهدانشگاه شهید بهشتی



خیار تدلیس در حقوق ایران عنوان پایان نامه ای است که توسط عباسعلی کدخدایی، با راهنمایی مهدی شهیدی در سال ۱۳۶۹ و در مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی دفاع گردید.

چکیده

در شرح و تفسیر قانون مدنی ایران مطالب و کتب نسبتا فراوانی به رشته تحریر درآمده و دانشمندان علم حقوق هرکدام به نوعی مجموعه قانون مزبور را مورد شرح قرار داده اند; گاهی این تفاسیر برحسب مواد قانون مدنی تنظیم و نگاشته شده و گاه براساس روش موضوعی بوده که هربخش ، موضوع خاصی را مورد تعمق و تامل قرا داده است .البته نباید این نکته را نیز از اذهان دور پنداشت که عامل یا عوامل دیگری هم در تنظیم این شروح و تدوین تفاسیر مربوطه دخالت داشته و آن، همانا کاربرد اجتماعی موضوع مورد بحث است .یعنی بسیاری از حقوقدانان و عالمان این رشته از علوم، براین نظریه پافشاری می کنند که اگر موضوعی در مجموعه قانون مدنی ایران ذکر شده، لیکن در اجتماع کاربرد چندانی ندارد، نباید وقت را مصروف آن کرد و به عبارتی هدر داد، در عوض باید به بحث و بررسی و کنکاش بیشتر در موضوعاتی پرداخت که مبتلا به جامعه بوده و بتواند از آلام بسیار اجتماع انسانی بکاهد. این نظریه در جای خود بسیار دقیق و قابل احترام است ، لیکن چنانچه بخواهیم با ذکر آن چنین نتیجه گیری کنیم که پس تدلیس نیز از جمله موارد متروک بوده و نباید مورد بررسی قرار گیرد،باید گفت که بی انصافی به خرج داده ایم. در هر صورت با تمسک به این قضیه، بسیاری از شارحین و مفسرین قانون مدنی ایران متاسفانه از پرداختن به شرح و تفسیر آن و موضوعات مشابه خودداری نموده و یا به طور بسیار مختصر و گذرا آن را توضیح داده اند. همان گونه که قبلا" بیان شد، قسم اول این قضیه صحیح به نظر میرسد و این جانب نیز ضمن اذعان و اعتراف به آن، خوانندگان عزیز را به این نکته توجه می دهم که تدلیس نه تنها در جامعه متروک نشده، بلکه چنانچه توجه و دقت کافی به آن مبذول گردد، می تواند راهگشای معضلات و مشکلات بسیار مبتلا به اجتماع امروزی انسانها باشد.قانون مدنی ایران در مبحث پنجم از کتاب سوم خود، ضمن برشمردن اقسام خیارات که می توانند در معاملات جا گردند، به ذکر تعاریف اکثر آنها پرداخته، لیکن برخی دیگر را کاملا تشریح ننموده و تنها به بیان احکام آن اکتفا کرده است .تدلیس و خیار مربوط به آن از جمله موضوعاتی است که قانونگذار ابتدا آن را در بند ۸ از ماده ۳۹۶ قانون مدنی متذکر گردیده و سپس در مواد ۴۳۸ به بعد (در خلال تنها سه ماده) به تعریف و ذکر احکام آن پرداخته است .حقوقدانان و شارحین این قانون نیز شاید به تبع همین اختصار، در تفاسیر و شروح خود بر قانون مدنی، به ذکر حداقل توضیح اکتفا کرده و بررسی همه جانبه ای از آن به عمل نیاورده اند واین در حالی است که در حقوق اروپایی و بخصوص حقوق فرانسه مورد دقت و امعان نظر بسیار واقع شده که در این باره می توان اذعان نمود حقوق برخی از کشورهای عرب و مسلمان نیز از آن متاثر گردیده است. البته در فقه و کتب مربوطه نیز بحث خاص و مستقلی درباره تدلیس کمتر انجام پذیرفته، لیکن در خلال مباحث خیار عیب و یا نکاح، بررسی های نسبتا مفصلی صورت گرفته و از این لحاظ می توان گفت که جامع تر از قانون مدنی ایران و تفاسیر مربوط به آن است .ما نیز انشاءالله در مباحث آتی این رساله به شرح آن خواهیم پرداخت .ذکر این نکته نیز ضروری به نظر میرسد که یکی از علل عدم بررسی همه جانبه تدلیس از سوی حقوقدانان ایرانی و عدم توجه کافی به آن، شاید وجود مقررات مربوط به کلاهبرداری باشد، چرا که افراد متضرر معمولا" به علت وجود ضمانت اجرای قوی تر در کلاهبرداری ترجیح می دهند اختلافات ناشی از تدلیس را از طریق اثبات کلاهبرداری حل و فصل نمایند. در جامعه حقوقی ایران، چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی، کمتر کتاب یا رساله مستقلی دراین مورد به رشته تحریر درآمده است .تنها تفسیر و بررسی همه جانبه موجود، ازآن دکتر پرویز اوصیا می باشد که درسال ۱۳۴۹ در "مجموعه تحولات حقوق خصوصی ایران" توسط دانشگاه تهران چاپ گردیده و انصافا می توان گفت تلاش قابل تقدیری است .البته این امر مانع از آن نخواهد بود که نظریات ارایه شده در آن مورد جرح و تعدیل قرار نگیرد.و ما نیز در ضمن رساله به آن اشاراتی خواهیم کرد .

کلیدواژه ها

  • ۱۳۵۸

مواد مرتبط