قذف از دیدگاه کتاب و سنت: تفاوت میان نسخهها
(صفحهای تازه حاوی «{{نشریه حقوق خصوصی|عنوان=قذف از دیدگاه کتاب و سنت|نویسنده=سید هاشم بطحائى|محور موضوعی=حقوق کیفری|سال نشر=1382|دوره=1|شماره=3|دانلود=https://jolt.ut.ac.ir/article_11374_b1e27354838373287fcb755e5970dd45.pdf}} '''''قذف از دیدگاه کتاب و سنت''''' عنوان مقالهای از سید هاشم بطحائى است که...» ایجاد کرد) |
جزبدون خلاصۀ ویرایش |
||
خط ۱: | خط ۱: | ||
{{نشریه حقوق خصوصی|عنوان=قذف از دیدگاه کتاب و سنت|نویسنده=سید هاشم بطحائى|محور موضوعی=حقوق کیفری|سال نشر=1382|دوره=1|شماره=3|دانلود=https://jolt.ut.ac.ir/article_11374_b1e27354838373287fcb755e5970dd45.pdf}} | {{نشریه حقوق خصوصی|عنوان=قذف از دیدگاه کتاب و سنت|نویسنده=سید هاشم بطحائى|محور موضوعی=حقوق کیفری|سال نشر=1382|دوره=1|شماره=3|دانلود=https://jolt.ut.ac.ir/article_11374_b1e27354838373287fcb755e5970dd45.pdf}} | ||
'''''قذف از دیدگاه کتاب و سنت''''' عنوان مقالهای از [[سید هاشم بطحائى]] است که در سال 1382 و در شمارهی 3 از | '''''قذف از دیدگاه کتاب و سنت''''' عنوان مقالهای از [[سید هاشم بطحائى]] است که در سال 1382 و در شمارهی 3 از [[نشریه حقوق خصوصی]] منتشر شده است. | ||
== چکیده == | == چکیده == |
نسخهٔ کنونی تا ۱۶ فوریهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۲۳:۴۳
![]() | |
عنوان | قذف از دیدگاه کتاب و سنت |
---|---|
نویسنده | سید هاشم بطحائى |
محور موضوعی | حقوق کیفری |
سال نشر | ۱۳۸۲ |
منتشر شده در | نشریه حقوق خصوصی |
دوره | ۱ |
شماره | ۳ |
دانلود مقاله | دانلود از سایت نشریه |
قذف از دیدگاه کتاب و سنت عنوان مقالهای از سید هاشم بطحائى است که در سال 1382 و در شمارهی 3 از نشریه حقوق خصوصی منتشر شده است.
چکیده
قذف از کلماتی است که از بار خطرناکی برخوردار است و اصولا در مقام لکه دار کردن افراد به کار می رود و از این جهت اسلام که حافظ منافع حقوقی و مدافع شخص و شخصیت افراد مظلوم می باشد با شرایطی برای قاذف به عنوان مجرم و بزهکار جریمه تعیین کرده است که همان حد باشد. البته قذف گذشته از حکم حقوقی که ضمن تنبیه بزهکار موقعیت بازدارندگی دارد، دارای حکم تکلیفی و وضعی نیز می باشد که هر کدام در جای خود نقش خود را ایفا می کنند. قدف به دلیل خدشه و لطمه ای که بر مقذوف وارد می کند، برای وی ایجاد حق می نماید و او می تواند با مراجعه به محاکم قضایی تقاضای تنبیه قاذف را نماید و حاکم وظیفه دارد که قاذف را احضار نماید و از او استنطاق کند، اگر وی در قذف صادق بود، مقذوف مدیون می گردد و الا قاذف هشتاد تازیانه حد می خورد و در صورت عدم استیفا حق و مرگ مقذوف ، حد بعنوان یک حق انسانی به،ورثه او منتقل می گردد، منتها ارث بری حد قذف مانند امورمالی نیست که مراتب قرب و بعد ورثه در آن لحاظ گردد، بلکه هر کس از اقربا در هر مرتبه ای از مراتب قرار گرفته باشد می تواند استیفا حد از قاذف بنماید.