اصل ۱۲ قانون اساسی

از ویکی حقوق

اصل ۱۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران: دین رسمی ایران‏، اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است و این اصل الی الابد غیرقابل تغییر است و مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی‏، شافعی‏، مالکی‏، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل می‌باشند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی‏، طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه‏ (ازدواج‏، طلاق‏، ارث و وصیت‏) و دعاوی مربوط به آن در دادگاه‌ها رسمیت دارند و در هر منطقه‌ای که پیروان هر یک از این مذاهب اکثریت داشته باشند، مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها بر طبق آن مذهب خواهد بود، با حفظ حقوق پیروان سایر مذاهب‏.

پیشینه

نوادگان شیخ صفی الدین اردبیلی (متوفای۷۲۵ ه‍.ق) که خود پیرو آیین تشیع بودند سلسله صفویه را تشکیل دادند و در طول دو قرن حکومت خود در سراسر کشور به توسعه این آیین پرداختند. شاه اسماعیل صفوی به این مذهب رسمیت بخشید و جانشینان وی یکی پی از دیگری رسمیت مذهب تشیع را به نحو غیرقابل زوالی تثبیت کردند. در سه قرن اخیر مدهب تشیع در ایران رو به فزونی داشته‌است.[۱]با آغاز دوره قانون نویسی در ایران این مذهب خاستگاه قانون اساسی یافت. اصل اول متمم قانون اساسی مشروطیت مذهب رسمی ایران را اسلام و طریقه حقه جعفریه اثنی عشریه مقرر داشته بود.[۲]

نکات توضیحی تفسیری دکترین

از مفاد اصل ۱۲ چنین برداشت می‌شود که مقصود از «اسلام» در قانون اساسی، اسلام از دیدگاه مذهب جعفری است و دادگاه در فرضی که قانونی وجود ندارد، باید با استناد به منابع معتبر مذهب تشیع حکم دعوا را استنباط کند.[۳]به عبارت دیگر مفاد این اصل به لحاظ سیاسی؛ به معنای انتخاب اکثریت ملت ایران است که مسلمان و شیعه ۱۲ امامی هستند. و به لحاظ حقوقی به معنی آن است که از میان مذاهب مختلف اسلامی معیار، مذهب جعفری اثنی عشری (تشیع) است. بدون ذکر مذهب فقهی معین اجتهاد مستمر مذکور در اصل دوم، موازین اسلامی مذکور در اصل چهارم و ولایت فقیه مذکور در اصل پنجم هیچ‌کدام مفهوم مشخص پیدا نمی‌کنند.[۴]رسمیت دین اسلام و مذهب شیعه بدین معناست که فقه شیعه بر کلیه امور و شئون، مناسبات و روابط و اعمال حقوقی و سیاسی جامعه باید حاکمیت داشته باشد.[۵]با وجود اینکه دین رسمی ایران اسلام و مذهب رسمی تشیع معرفی شده، مذاهب دیگر نیز تا آنجا که پیروانی داشته باشند به رسمیت شناخته شده‌اند. قانون اساسی پیروان چهارگانه اهل سنت را اقلیت نمی‌شمارد و آنها را جزیی از ملت مسلمان و بر خوردار از حقوق اکثریت می‌داند.[۶]

منابع

  1. سیدمحمد هاشمی. حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران (جلد اول) (اصول و مبانی کلی نظام). چاپ 12. میزان، 1392.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 5178024
  2. سیدمحمد هاشمی. حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران (جلد اول) (اصول و مبانی کلی نظام). چاپ 12. میزان، 1392.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 5172052
  3. ناصر کاتوزیان. فلسفه حقوق (جلد دوم) (منابع حقوق). چاپ 4. شرکت سهامی انتشار، 1390.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2845264
  4. آیت اله عباسعلی عمیدزنجانی. کلیات حقوق اساسی. چاپ 3. مجد، 1387.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 3211328
  5. سیدمحمد هاشمی. حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران (جلد اول) (اصول و مبانی کلی نظام). چاپ 12. میزان، 1392.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 5162124
  6. آیت اله عباسعلی عمیدزنجانی. کلیات حقوق اساسی. چاپ 3. مجد، 1387.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 3211332