ماده 30 قانون اجرای احکام مدنی

از ویکی حقوق
پرش به ناوبری پرش به جستجو

ماده ۳۰ قانون اجرای احکام مدنی: درخواست رفع اختلاف موجب تأخیر اجرای حکم نخواهد شد مگر اینکه دادگاه قرار تأخیر اجرای حکم را صادر نماید.

مواد مرتبط

توضیح واژگان

  • درخواست: درخواست مصدر مرخم درخواستن است که خود از جمله به معنی استدعا کردن و خواهش کردن آمده‌است.[۱] در مفهوم اعم به معنای تقاضا بوده و در هر مورد که طرفین یا کارشناسان و … امری را از دادگاه طلب می‌کنند مصداق دارد.[۲] در اصطلاح حقوقی نیز، نوشته‌ای است که در آن چیزی از مرجع قضایی خواسته می‌شود. مانند درخواست‌ها در امور حسبی.[۳]
  • تأخیر: در لغت به معنی «قرار دادن چیزی بعد از جای آن و عقب انداختن» آمده‌است.[۴]
  • اجرای حکم: اجرای حکم در معنای اعم، شامل ابلاغ اجرائیه‌ی دادگاه تا مرحله‌ی تحویل مال به محکوم‌له می‌شود و در معنای اخص، به معنای تحقق بخشیدن مدلول حکم است.[۵] حکم در لغت به معنای امر کردن، حکومت و فرمان دادن می‌باشد و در حقوق، رأی و تصمیمی است که قاضی (دادگاه) دربارهٔ دعوایی که به او برده‌اند، برای فیصله دادن اختلاف صادر می‌کند.[۶] در تعریفی دیگر، چنین آمده است که چنانچه رأی دادگاه راجع به ماهیت دعوا بوده و قاطع باشد حکم نامیده می‌شود.[۷]
  • دادگاه: دادگاه، مرجعی است که به تجویز قانون برای رسیدگی به شکایات، دعاوی و امور حسبی تشکیل می‌شود.[۸] همچنین اینطور بیان شده است که دادگاه مکانی است که قاضی به امور ترافعی و حسبی رسیدگی و حکم صادر می‌نماید.[۹] به بیان دیگر، عناصر دادگاه شامل: ۱) محل مخصوص دادرسی، ۲) قاضی رسیدگی کننده، ۳) امر ترافعی یا غیرترافعی (= حسبی) است.[۱۰][۱۱][۱۲]
  • قرار تأخیر اجرای حکم: قرار تأخیر اجرای حکم، مربوط به مرحله‌ی اجرا یعنی پس از رسیدگی و صدور رأی و قطعیت آن است. صدور چنین قراری خلاف اصل می‌باشد. چراکه اصل بر لازم‌الاجرا بودن آرای قطعی و اجتناب از تأخیر اجرای آن‌ها است. لیکن در مواردی به جهت رعایت حقوق افراد ثالث، قانونگذار به طور استثنایی اجازه داده تا اجرای حکم به تأخیر افتد.[۱۳]

نکات تفسیری دکترین ماده 30 قانون اجرای احکام مدنی

اولاً، لازم به ذکر است که به محض این‌که طرفین یا یکی از آن‌ها مخصوصاً محکوم‌علیه که علاقمند به عدم اجرا است، درخواست وجود اختلاف با عنوان ابهام و اجمال تقدیم نمود، دایره‌ی اجرا و مأمورین اجرا عملیات اجرائی را متوقف نمی‌سازند و آن را تعطیل نمی‌نمایند؛ این دادگاه است که اگر واقعاً اختلاف حادث را درست تشخیص داد و نیاز به اقداماتی از جمله اخذ توضیح داشت و ضرورت تأخیر عملیات اجرا را تشخیص داد، قرار تأخیر صادر می‌نماید.[۱۴] ثانیاً، در مورد این‌که عملیات اجرایی چه زمانی مجدداً ادامه خواهد یافت به نظر می‌رسد پس از رفع اختلاف خود به خود این کار صورت خواهد گرفت اما شایسته‌است دادگاه در این خصوص دستور لازم را صادر نماید.[۱۵]

از جمله موارد دیگری که می‌تواند موجب تأخیر اجرای حکم شود، ماده ۴۲۴ قانون آیین دادرسی مدنی است. اما تفاوتی که ماده ۳۰ قانون اجرای احکام مدنی با ماده ۴۲۴ قانون آیین دادرسی مدنی دارد آن است که اولاً، قرار تأخیر اجرای حکم در قالب ماده ۴۲۴ باید مسبوق به اخذ تأمین از ذینفع باشد درحالی که در ماده ۳۰ چنین نیست. ثانیاً قرار تأخیر موضوع ماده ۴۲۴ برای مدت معین صادر می‌شود در حالی که در ماده ۳۰ مدت تعیین نشده‌است. هرچند معمولاً چنین قراری در عمل دارای مدت معین است زیرا وقتی رفع اختلاف شد دوباره عملیات اجرایی شروع می‌شود.[۱۶]

نکات توضیحی ماده 30 قانون اجرای احکام مدنی

زمانی که حکمی به تأخیر می‌افتد، قاعدتاً معنای آن این است که حکم مذکور قطعاً اجرا می‌شود ولی دیرتر از زمانی که قرار بود اجرا شود.[۱۷]

نکته‌ی دیگر آن که هر گاه رفع اختلاف از حکم بدون حضور طرفین و در وقت فوق‌العاده امکان‌پذیر باشد، دادگاه از مفاد حکم رفع اختلاف می‌نماید و پرونده را جهت ادامه‌ی عملیات اجرایی به اجرای احکام ارسال می‌کند. ولی چنانچه رسیدگی نیاز به حضور طرفین داشته باشد یا مستلزم تعیین جلسات متعدد برای رسیدگی باشد؛ در این صورت قرار تأخیر اجرای حکم صادر کرده و طرفین را جهت رسیدگی به اختلاف در وقت فوق‌العاده دعوت و موضوع را رسیدگی می‌کند. عدم حضور طرفین بعد از ابلاغ مانع رسیدگی نخواهد بود.[۱۸]

نکات توصیفی هوش مصنوعی ماده 30 قانون اجرای احکام مدنی

  1. درخواست رفع اختلاف به‌طور پیش‌فرض مانع اجرای حکم نمی‌شود.
  2. اجرای حکم تنها با قرار دادگاه به تأخیر می‌افتد.
  3. دادگاه نقشی کلیدی در تصمیم‌گیری برای تأخیر در اجرای حکم دارد.
  4. وجود درخواست رفع اختلاف به‌تنهایی دلیل کافی برای تأخیر در اجرای حکم نیست.
  5. تصمیم دادگاه در مورد تأخیر اجرای حکم باید به‌صورت "قرار" صادر شود.

رویه‌های قضایی

در پاسخ به این سؤال که: «اگر حکم قطعی قطعیت یافته و لازم‌الاجرا گردد و اجرائیه صادر شود، آیا می‌توان بر اساس مقررات آیین دادرسی مدنی و قانون اصلاح پاره‌ای از قوانین دادگستری قرار توقیف عملیات اجرایی صادر کرد یا خیر؟» نظریه شماره ۷/۱۷۴۳ مورخ ۱۳۷۷/۰۳/۰۴ اداره حقوقی دادگستری، بیان می‌دارد: «اجراییه‌های صادره از محاکم مشمول آن قانون نیست و توقیف اجرای احکام قطعی مجاز نمی‌باشد مگر در موارد تجویز شده در قانون مانند مواد ۵۴۲ و ۶۰۴ قانون آیین دادرسی مدنی (با تغییراتی مواد ۳۸۶ و ۴۳۷ قانون فعلی) و مواد ۲۴، ۳۰ و ۳۱ قانون اجرای احکام مدنی»[۱۹]

مقالات مرتبط

منابع

  1. مهرزاد مسیحی. اعاده دادرسی در امور مدنی. چاپ 2. خرسندی، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2888208
  2. عبدالله شمس. آیین دادرسی مدنی (جلد دوم) (دوره پیشرفته). چاپ 24. دراک، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 1343444
  3. محمدجعفر جعفری لنگرودی. مبسوط در ترمینولوژی حقوق (جلد سوم). چاپ 4. گنج دانش، 1388.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 330408
  4. حسن سلطانی. اثر شکایت از احکام بر اجرای احکام. چاپ 1. جنگل، 1392.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 4427992
  5. محمدجعفر جعفری لنگرودی. مبسوط در ترمینولوژی حقوق (جلد اول). چاپ 1. گنج دانش، 1388.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6755968
  6. مسعود انصاری و محمدعلی طاهری. دانشنامه حقوق خصوصی (جلد دوم). چاپ 2. محراب فکر، 1386.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 419132
  7. علی مهاجری. قانون آیین دادرسی مدنی در نظم حقوقی کنونی. چاپ 1. فکرسازان، 1390.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 573440
  8. یوسف نوبخت. نگاهی به آیین دادرسی مدنی. چاپ 1. رادنواندیش، 1393.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6405480
  9. محمدجعفر جعفری لنگرودی. وسیط در ترمینولوژی حقوق. چاپ 3. گنج دانش، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6755936
  10. محمدجعفر جعفری لنگرودی. مبسوط در ترمینولوژی حقوق (جلد سوم). چاپ 4. گنج دانش، 1388.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6755944
  11. محمدجعفر جعفری لنگرودی. ترمینولوژی حقوق. چاپ 7. گنج دانش، 1374.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6755948
  12. مجید پوراستاد. نقش دادگاه در تحصیل دلیل و کشف حقیقت. دانشگاه تهران، 1384-1385.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6755960
  13. فهیمه ملک زاده. دانشنامه حقوقی (آیین دادرسی کیفری-مدنی). چاپ 1. مجد، 1395.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6755360
  14. سیدجلال الدین مدنی. آیین دادرسی مدنی (جلد سوم) (اجرای احکام مدنی). چاپ 5. پایدار، 1378.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 1220340
  15. علی مهاجری. آیین قضاوت مدنی در محاکم ایران. چاپ 5. فکرسازان، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2289528
  16. علی مهاجری. شرح جامع قانون اجرای احکام مدنی (جلد اول). چاپ 7. فکرسازان، 1392.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 4079244
  17. حسن سلطانی. اثر شکایت از احکام بر اجرای احکام. چاپ 1. جنگل، 1392.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 4428000
  18. منصور اباذری فومشی. قانون اجرای احکام مدنی در نظم حقوقی کنونی. چاپ 3. خرسندی، 1390.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 4521172
  19. سیدمحمدرضا حسینی. قانون اجرای احکام مدنی در رویه قضایی. چاپ 2. نگاه بینه، 1387.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2039336