ماده 18 قانون اجرای احکام مدنی

ماده ۱۸ قانون اجرای احکام مدنی: مدیران و دادورزها (مأمورین اجرا) در موارد زیر نمی‌توانند قبول مأموریت نمایند:

  1. امر اجرا راجع به همسر آن‌ها باشد.
  2. امر اجرا راجع به اشخاصی باشد که مدیر یا دادورز (مأمور اجرا) با آنان قرابت نسبی یا سببی تا درجه سوم دارد.
  3. مدیر یا دادورز (مأمور اجرا) قیم یا وصی یکی از طرفین یا کفیل امور او باشد.
  4. وقتی‌که امر اجرا راجع به کسانی باشد که بین آنان و مدیر یا دادورز (مأمور اجرا) یا همسر آنان دعوی مدنی یا کیفری مطرح است. در هر یک از موارد مذکور در این ماده اجرای حکم از طرف رئیس دادگاه به مدیر یا دادورز (مأمور اجرا) دیگری محول می‌شود و اگر در آن حوزه مدیر یا مأمور دیگری نباشد اجرای حکم به وسیله مدیر دفتر یا کارمند دیگر دادگاه یا حسب مورد مأموران شهربانی و ژاندارمری به عمل خواهد آمد.

مواد مرتبط

توضیح واژگان

  • قیم: به کسی که به سفارش دادستان، برای حمایت از محجور و نگهداری از او و اداره اموال وی تعیین می گردد؛ قیم گویند.[۱۱] قیم، کسی است که از سوی دادگاه تعیین می‌شود و مدرک مثبت سمت او، قیم نامه او است.[۱۲]
  • وصی: وصی شخصی است که در ولایت بر مورد وصیت، نایب موصی می‌گردد.[۱۳] وصی، کسی است که توسط پدر یا جد پدری، برای دوران پس از مرگ آنان، جهت تصدی امور مالی طفل، انتخاب می‌شود.[۱۴] به عبارت دیگر، وصی نماینده ولی در اداره امور مولی‌علیه است، اما این نمایندگی، متفاوت از وکالت است.[۱۵]
  • کفیل: کفیل کسی است که در عقد کفالت تعهد به احضار مکفول می‌کند، اگرچه تعهد اصلی کفیل در عقد کفالت، یک تعهد غیرمالی است، اما چون تعهدات فرعی نیز در این عقد برای کفیل ایجاد می‌گردد که جنبه مالی دارد، از این رو باید کفیل کسی باشد که اهلیت لازم برای انعقاد قرارداد را داشته باشد.[۱۶]
  • دعوای مدنی: در قوانین موضوعه کنونی، دعوای مدنی در معانی مختلفی استعمال شده است و علت این امر آن است که معنای کلمه دعوا (Action) در ازمنه و قرون مختلف معانی جدیدی پیدا کرده است که در سابق وجود نداشته است، بنابراین با توجه به پویایی مبانی حقوق، طبیعی است که معانی برخی از الفاظ در پدیده‌های مدنی با معانی سابق خود که غالبا ریشه در کلام فقها و یا حقوق غرب داشته است در تعارض باشد.[۱۷] دعوای مدنی، دعوای ناشی از روابط حقوقی مربوط به حقوق مدنی افراد جامعه است که در معنای عام شامل دعاوی تجاری نیز می‌باشد. منظور از دعوای مدنی در معنای خاص نیز، آن دسته از دعاوی است که ناشی از روابط حقوقی اشخاص به غیر از روابط تجاری آن‌ها باشد.[۱۸]
  • دعوای کیفری: هر دعوایی که موضوع آن رسیدگی به یکی از جرائم باشد دعوای کیفری است.[۱۹]
  • حکم: حکم در لغت به معنای امر کردن، حکومت و فرمان دادن می‌باشد و در حقوق، رأی و تصمیمی است که قاضی (دادگاه) دربارهٔ دعوایی که به او برده‌اند، برای فیصله دادن اختلاف صادر می‌کند.[۲۰] در تعریفی دیگر، چنین آمده است که چنانچه رأی دادگاه راجع به ماهیت دعوا بوده و قاطع باشد حکم نامیده می‌شود.[۲۱]

نکات تفسیری دکترین ماده 18 قانون اجرای احکام مدنی

ماده ۱۸ قانون اجرای احکام مدنی جهات رد مدیر اجرا و دادورز را بیان نموده‌است. همانگونه که قاضی در هنگام دادرسی و قضاوت باید از شبهه و شائبه دور باشد. عملیات اجرائی نیز باید بدون هرگونه شبهه و تردید و موضع تهمت ادامه یابد.[۲۵] لذا همان‌طور که قاضی دادگاه برای کمال بی‌طرفی از رسیدگی به پرونده‌هایی که به نوعی به او بستگی پیدا می‌کند، ممنوع است؛ مدیران و مأمورین اجرا هم در بعضی از موارد به دلیل احتمال نفع و زیانی که دارند نمی‌توانند قبول مأموریت اجراء نمایند. در چنین مواردی خود مدیر یا مأمور باید از مأموریت خودداری و علت آن را اعلام نماید و اگر دادگاه یا طرفین هم متوجه شدند می‌توانند رد او را اعلام دارند.[۲۶] همچنین، اینطور بیان شده است که اصولاً هر یک از مباشران امر اجرا چنانچه از وجود جهت رد در خود اطلاعی حاصل کرد، می‌بایست از اقدام امتناع نماید و به مسئول مافوق طی مرقومه‌ای مراتب وجود جهت رد را اطلاع دهد.[۲۷]

نکات توصیفی هوش مصنوعی ماده 18 قانون اجرای احکام مدنی

  1. منع قبول مأموریت در موارد خاص: این ماده به مواردی اشاره دارد که مدیران و دادورزها (مأمورین اجرا) از قبول مأموریت برای اجرای حکم قضائی منع می‌شوند. این موارد شامل:
    • ارتباط خانوادگی با طرفین: اگر امر اجرا مربوط به همسر یا افراد نزدیک خانوادگی (تا درجه سوم) باشد، دادورز یا مدیر نمی‌تواند آن را انجام دهد.
    • وجود رابطه قیمومیت یا وصایت: اگر مدیر یا دادورز قیم یا وصی یکی از طرفین دعوی باشد، از انجام مأموریت منع می‌شود.
    • وجود دعوی بین طرفین: در صورتی که بین مدیر یا دادورز (مأمور اجرا) یا همسر او و یکی از طرفین دعوی دعوی مدنی یا کیفری در جریان باشد، مأمور نمی‌تواند حکم را اجرا کند.
  2. جایگزینی مأمور اجرا: در صورتی که موارد مذکور در این ماده به وجود آید، رئیس دادگاه موظف است اجرای حکم را به یک مدیر یا دادورز (مأمور اجرا) دیگری محول کند. اگر در حوزه مربوطه مدیر یا مأمور دیگری وجود نداشته باشد، اجرای حکم به مدیر دفتر یا کارمند دیگر دادگاه یا مأموران شهربانی یا ژاندارمری محول می‌شود.
  3. هدف از این محدودیت‌ها: هدف اصلی این ماده جلوگیری از هرگونه تعارض منافع یا بی‌طرفی در فرآیند اجرائی است. در مواردی که مدیر یا دادورز ارتباط شخصی یا قانونی با طرفین دعوی دارند، ممکن است این ارتباط بر بی‌طرفی و صحت اجرای حکم تأثیر بگذارد.

این ماده از بروز هرگونه تداخل یا تعارض منافع در اجرای احکام جلوگیری می‌کند و تضمین می‌کند که فرآیند اجرا با بی‌طرفی کامل انجام شود.

انتقادات

شایسته بود در صورت وجود جهات رد دادورز، امر ارجاع به دادورز دیگر از اختیارات مدیر اجرا باشد، زیرا مطابق ماده ۱۲ همین قانون دادورز زیر نظر مدیر اجراء انجام وظیفه می‌نماید.[۲۸]

رویه‌های قضایی

مقالات مرتبط

منابع

  1. نادر مردانی و محمد قهرمان. اجرای احکام مدنی و احکام و اسناد لازم الاجرای خارجی در ایران. چاپ 1. میزان، 1390.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2154420
  2. علی مهاجری. شرح جامع قانون اجرای احکام مدنی (جلد اول). چاپ 7. فکرسازان، 1392.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 3903488
  3. سیدمحسن صدرزاده افشار. آیین دادرسی مدنی و بازرگانی دادگاه‌های عمومی و انقلاب (جلد اول-دوم-سوم). چاپ 11. جهاد دانشگاهی، 1390.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2265740
  4. علی عباس حیاتی. اجرای احکام مدنی در نظم حقوقی کنونی. چاپ 2. میزان، 1390.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 1235608
  5. منصور اباذری فومشی. قانون اجرای احکام مدنی در نظم حقوقی کنونی. چاپ 3. خرسندی، 1390.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 4507460
  6. بهرام بهرامی. اجرای احکام مدنی. چاپ 3. نگاه بینه، 1382.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 1466368
  7. سیدابراهیم حسینی و احسان سامانی. وقف از سوی اشخاص حقوقی. فصلنامه اندیشه های حقوق عمومی (معرفت حقوقی سابق) شماره 3 بهار و تابستان 1391، 1391.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6655624
  8. اکرم پوررنگ نیا. حضانت و نفقه زوجه. چاپ 1. مادر، 1382.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 1350276
  9. سیدجلال الدین مدنی. حقوق مدنی (جلد هشتم) ( ازدواج و مسائل آن، حقوق و تکالیف زوجین). چاپ 1. پایدار، 1385.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6651328
  10. احمدعلی حمیتی واقف. حقوق مدنی (جلد پنجم) - (خانواده). چاپ 1. دانش نگار، 1386.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2244440
  11. محمدحسین ساکت. حقوق مدنی  (جلد اول) (شخصیت و اهلیت در حقوق مدنی). چاپ 1. جنگل، 1386.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 1270836
  12. علی مهاجری. قانون آیین دادرسی مدنی در نظم حقوقی کنونی. چاپ 1. فکرسازان، 1390.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 570000
  13. سیدمهدی میرداداشی، ولی اله علیزاده و مهدی حسن‌زاده. احوال شخصیه اهل سنت (طلاق، وصیت، ارث، حجر) در مذهب شافعی و حنفی. چاپ 1. خرسندی، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 3043892
  14. ناصر رسایی نیا. حقوق خانواده. چاپ 1. بهینه، 1379.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 3351016
  15. سیدمحمود کاشانی. حقوق مدنی قراردادهای ویژه (اشاعه، شرکت مدنی، تقسیم مال مشترک، ودیعه، وکالت، ضمان). چاپ 1. میزان، 1388.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 518688
  16. ظهوری, سمیه; ایزدی فرد, علی اکبر; فرزانگان, محمد (1401). "اثر حجر و ورشکستگی کفیل بر عقد کفالت". مطالعات حقوق خصوصی. 52 (3): 559–577. doi:10.22059/jlq.2022.339454.1007655. ISSN 2588-5618.
  17. کیائی, شهاب (1402). "اختلاف؛ موضوع دادرسی مدنی بررسی و نقد رای وحدت رویه شماره ۷۱۹ دیوان عالی کشور (۱۳۹۰/۰۲/۲۰)". دو فصلنامه نقد و تحلیل آراء قضایی. 2 (4): 541–562. doi:10.22034/analysis.2023.2006586.1024. ISSN 2821-1790.
  18. علی مهاجری. مبسوط در آیین دادرسی مدنی (جلد اول). چاپ 1. فکرسازان، 1386.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 460320
  19. محمدجعفر جعفری لنگرودی. مبسوط در ترمینولوژی حقوق (جلد سوم). چاپ 4. گنج دانش، 1388.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 330612
  20. مسعود انصاری و محمدعلی طاهری. دانشنامه حقوق خصوصی (جلد دوم). چاپ 2. محراب فکر، 1386.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 419132
  21. علی مهاجری. قانون آیین دادرسی مدنی در نظم حقوقی کنونی. چاپ 1. فکرسازان، 1390.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 573440
  22. یوسف نوبخت. نگاهی به آیین دادرسی مدنی. چاپ 1. رادنواندیش، 1393.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6405480
  23. حسین کریمی زنجانی. فرهنگ دادرسی. چاپ 2. نگاه بینه، 1389.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6755308
  24. ماده ۳۰۰ قانون آیین دادرسی مدنی
  25. علی مهاجری. شرح جامع قانون اجرای احکام مدنی (جلد اول). چاپ 7. فکرسازان، 1392.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 3905500
  26. سیدجلال الدین مدنی. آیین دادرسی مدنی (جلد سوم) (اجرای احکام مدنی). چاپ 5. پایدار، 1378.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 1220124
  27. نادر مردانی و محمد قهرمان. اجرای احکام مدنی و احکام و اسناد لازم الاجرای خارجی در ایران. چاپ 1. میزان، 1390.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2154452
  28. علی عباس حیاتی. اجرای احکام مدنی در نظم حقوقی کنونی. چاپ 2. میزان، 1390.  ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 1235748