ماده 42 قانون ثبت اسناد و املاک: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
'''ماده 42 قانون ثبت اسناد و املاک''': هرگاه مورد انتقال، ملکی باشد که نسبت به آن [[اعتراض به ثبت|عرضحال اعتراضی]] داده شده است، انتقالدهنده مکلف است در حین انتقال، انتقالگیرنده را از وجود معترض و در ظرف ده روز از تاریخ انتقال، معترض را از وقوع انتقال و اسم انتقالگیرنده به وسیله [[اظهارنامه]] رسمی مسبوق نماید و اگر انتقالدهنده در حین انتقال از اعتراضی که شده است رسماً مطلع نبوده و یا عرضحال اعتراض بعد از انتقال داده شود، انتقالدهنده مکلف است در ظرف ده روز از تاریخ اطلاع رسمی، معترض را به وسیله اظهارنامه رسمی از وقوع انتقال و اسم منتقلالیه و انتقالگیرنده را در همان مدت و به همان طریق از وقوع اعتراض مسبوق کند. منتقلالیه به محض [[ابلاغ]] اظهارنامه در مقابل معترض، [[قائم مقام|قائممقام]] انتقال دهنده شده و دعوا بدون تجدید عرض حال به طرفیت او جریان خواهد یافت. انتقالدهندهای که مطابق مقررات فوق عمل ننماید مسئول هر [[ضرر]] و [[خسارت|خسارتی]] خواهد بود که از تخلف او بر انتقالگیرنده و یا معترض وارد گردد و مادام که | '''ماده 42 قانون ثبت اسناد و املاک''': هرگاه مورد انتقال، ملکی باشد که نسبت به آن [[اعتراض به ثبت|عرضحال اعتراضی]] داده شده است، انتقالدهنده مکلف است در حین انتقال، انتقالگیرنده را از وجود معترض و در ظرف ده روز از تاریخ انتقال، معترض را از وقوع انتقال و اسم انتقالگیرنده به وسیله [[اظهارنامه]] رسمی مسبوق نماید و اگر انتقالدهنده در حین انتقال از [[اعتراض|اعتراضی]] که شده است رسماً مطلع نبوده و یا عرضحال اعتراض بعد از انتقال داده شود، انتقالدهنده مکلف است در ظرف ده روز از تاریخ اطلاع رسمی، معترض را به وسیله اظهارنامه رسمی از وقوع انتقال و اسم منتقلالیه و انتقالگیرنده را در همان مدت و به همان طریق از وقوع اعتراض مسبوق کند. منتقلالیه به محض [[ابلاغ]] اظهارنامه در مقابل معترض، [[قائم مقام|قائممقام]] انتقال دهنده شده و [[دعوا]] بدون تجدید عرض حال به طرفیت او جریان خواهد یافت. انتقالدهندهای که مطابق مقررات فوق عمل ننماید مسئول هر [[ضرر]] و [[خسارت|خسارتی]] خواهد بود که از تخلف او بر انتقالگیرنده و یا معترض وارد گردد و مادام که ضرر و خسارت مزبور را جبران نکرده است به تقاضای انتقالگیرنده یا معترض توقیف خواهد شد. | ||
تبصره - هرگاه معترض، حقوق ادعاییه خود را به دیگری انتقال دهد آن شخص بدون تجدید عرضحال | تبصره - هرگاه معترض، [[حقوق]] [[ادعا|ادعاییه]] خود را به دیگری انتقال دهد آن [[شخص]] بدون تجدید عرضحال قائممقام او شده و از [[موعد|مواعدی]] که برای معترض در تاریخ انتقال باقی است استفاده خواهد کرد. | ||
* [[ماده 41 قانون ثبت اسناد و املاک|مشاهده ماده قبلی]] | * [[ماده 41 قانون ثبت اسناد و املاک|مشاهده ماده قبلی]] | ||
* [[ماده 43 قانون ثبت اسناد و املاک|مشاهده ماده بعدی]] | * [[ماده 43 قانون ثبت اسناد و املاک|مشاهده ماده بعدی]] | ||
| خط ۸: | خط ۸: | ||
* [[ماده 43 قانون ثبت اسناد و املاک]] | * [[ماده 43 قانون ثبت اسناد و املاک]] | ||
* [[ماده ۱۹۸ قانون آیین دادرسی مدنی|ماده 198 قانون آیین دادرسی مدنی]] | * [[ماده ۱۹۸ قانون آیین دادرسی مدنی|ماده 198 قانون آیین دادرسی مدنی]] | ||
* [[ماده 102 آیین نامه قانون ثبت املاک]] | |||
* [[ماده 102 آیین نامه قانون ثبت | |||
== توضیح واژگان == | == توضیح واژگان == | ||
قائم مقام: قائم مقام در لغت به مفهوم جانشین و نائب می باشد.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=حقوق مدنی (جلد سوم) (قواعد عمومی قراردادها، آثار قرارداد در رابطه دو طرف و نسبت به اشخاص ثالث))|ترجمه=|جلد=|سال=1380|ناشر=شرکت سهامی انتشار|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=6651044|صفحه=|نام۱=ناصر|نام خانوادگی۱=کاتوزیان|چاپ=3}}</ref> قائم مقام نه طرفین عقد است و نه نماینده آن ها، بلکه شخص ثالثی است که به سبب انتقال حقی از جانب یکی از طرفین به وی، جانشین طرف اصلی می گردد و اجرای مفاد قرارداد به عهده ی وی خواهد بود.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=حقوق مدنی (جلد سوم) (قواعد عمومی قراردادها، آثار قرارداد در رابطه دو طرف و نسبت به اشخاص ثالث))|ترجمه=|جلد=|سال=1380|ناشر=شرکت سهامی انتشار|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=6651048|صفحه=|نام۱=ناصر|نام خانوادگی۱=کاتوزیان|چاپ=3}}</ref> به عبارت دیگر قائم مقام کسی است که [[حق]] یا تکلیف و [[تعهد]] به سبب [[عقد]] یا [[ایقاع]] یا [[واقعه حقوقی|واقعۀ حقوقی]] مانند [[ارث]] به او منتقل میشود.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=اجرای احکام مدنی در نظم حقوقی کنونی|ترجمه=|جلد=|سال=1390|ناشر=میزان|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=1234788|صفحه=|نام۱=علی عباس|نام خانوادگی۱=حیاتی|چاپ=2}}</ref> | * [[اعتراض به ثبت|عرض حال اعتراضی]]: نمونه ای از مفهوم دعوی می باشد، چرا که دعوی عبارت است از [[اخبار|اخباری]] به [[حق|حقی]] به سود خود و به [[زیان]] دیگری به رسم [[منازعه]]. لذا اعتراض به ثبت نیز نوعی از دعوی بوده چرا که کسی خود را نسبت به مورد درخواست ثبت دیگری کلاً یا بعضاً از جهت [[حق ارتفاق|حقوق ارتفاقی]] [[ذیحق]] می داند و به ترتیب تعیین شده در [[قانون]] نسبت به درخواست ثبت تقاضاکننده اعتراض می نماید.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=حقوق ثبت، ثبت املاک|ترجمه=|جلد=|سال=1390|ناشر=گنج دانش|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=2826252|صفحه=|نام۱=محمدجعفر|نام خانوادگی۱=جعفری لنگرودی|چاپ=6}}</ref> | ||
* [[اظهارنامه]]: اظهارنامه از دو لغت [[اظهار]] و نامه تشکیل شدهاست. اظهار به معنی بروز دادن و آشکار کردن میباشد.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=دانشنامه حقوق خصوصی (جلد اول)|ترجمه=|جلد=|سال=1386|ناشر=محراب فکر|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=4056064|صفحه=|نام۱=مسعود|نام خانوادگی۱=انصاری|نام۲=محمدعلی|نام خانوادگی۲=طاهری|چاپ=2}}</ref> در حقوق برگ اظهارنامه فرم چاپی مخصوصی است نظیر برگه [[دادخواست]] که از قدیم تاکنون توسط [[دادگستری]] چاپ و به فروش میرسد و از آن به عنوان وسیلهٔ ابراز رسمی به طرف مقابل استفاده میشود.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=بایستههای آیین دادرسی مدنی (بر اساس قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379)|ترجمه=|جلد=|سال=1379|ناشر=میزان|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=1867284|صفحه=|نام۱=قدرت اله|نام خانوادگی۱=واحدی|چاپ=1}}</ref> | |||
* [[اعتراض]]:در لغت به مفهوم منع کردن و روبه روی کسی ایستادگی کردن و در اصطلاح حقوق ثبت ملک، به مفهوم [[واخواهی]] و واخواست و اعتراض به اصل ملک مورد درخواست ثبت یا حدود یا [[حق ارتفاق|حقوق ارتفاقی]] می باشد.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=حقوق تحلیلی اراضی و املاک (اثبات، ثبت، تملک اراضی و املاک)|ترجمه=|جلد=|سال=1390|ناشر=جنگل|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=2784936|صفحه=|نام۱=بهرام|نام خانوادگی۱=حسن زاده|چاپ=2}}</ref> | |||
* [[ابلاغ]]:ابلاغ، در لغت یعنی رسانیدن و ایصال،<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=دانشنامه حقوق خصوصی (جلد اول)|ترجمه=|جلد=|سال=1386|ناشر=محراب فکر|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=4054512|صفحه=|نام۱=مسعود|نام خانوادگی۱=انصاری|نام۲=محمدعلی|نام خانوادگی۲=طاهری|چاپ=2}}</ref> در اصطلاح حقوقی نیز ابلاغ، رساندن و تبلیغ آراء قضایی مثل [[اجرائیه]]، [[احضاریه]]، [[دادنامه]]، [[اخطاریه]] و اوراقی است که متضمن تصمیم [[دادگاه]] است، گفتنی است ابلاغ توسط مأمورین ذیصلاحی انجام میگردد که [[مأمور ابلاغ]] نام دارند.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=مبسوط در ترمینولوژی حقوق جزایی (کیفری)|ترجمه=|جلد=|سال=1391|ناشر=شهید نورالهی|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=6405100|صفحه=|نام۱=منصور|نام خانوادگی۱=اباذری فومشی|چاپ=2}}</ref> | |||
* [[قائم مقام]]: قائم مقام در لغت به مفهوم جانشین و نائب می باشد.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=حقوق مدنی (جلد سوم) (قواعد عمومی قراردادها، آثار قرارداد در رابطه دو طرف و نسبت به اشخاص ثالث))|ترجمه=|جلد=|سال=1380|ناشر=شرکت سهامی انتشار|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=6651044|صفحه=|نام۱=ناصر|نام خانوادگی۱=کاتوزیان|چاپ=3}}</ref> قائم مقام نه طرفین عقد است و نه نماینده آن ها، بلکه شخص ثالثی است که به سبب انتقال حقی از جانب یکی از طرفین به وی، جانشین طرف اصلی می گردد و اجرای مفاد قرارداد به عهده ی وی خواهد بود.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=حقوق مدنی (جلد سوم) (قواعد عمومی قراردادها، آثار قرارداد در رابطه دو طرف و نسبت به اشخاص ثالث))|ترجمه=|جلد=|سال=1380|ناشر=شرکت سهامی انتشار|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=6651048|صفحه=|نام۱=ناصر|نام خانوادگی۱=کاتوزیان|چاپ=3}}</ref> به عبارت دیگر قائم مقام کسی است که [[حق]] یا تکلیف و [[تعهد]] به سبب [[عقد]] یا [[ایقاع]] یا [[واقعه حقوقی|واقعۀ حقوقی]] مانند [[ارث]] به او منتقل میشود.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=اجرای احکام مدنی در نظم حقوقی کنونی|ترجمه=|جلد=|سال=1390|ناشر=میزان|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=1234788|صفحه=|نام۱=علی عباس|نام خانوادگی۱=حیاتی|چاپ=2}}</ref> | |||
* [[دعوا]]: دعوی (دعوا)، یعنی [[اخبار]] [[حق]] به سود خود و به [[زیان]] غیر،<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=قواعد عمومی (حقوق تجارت و معاملات بازرگانی)|ترجمه=|جلد=|سال=1391|ناشر=جنگل|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=2832304|صفحه=|نام۱=مهراب|نام خانوادگی۱=داراب پور|چاپ=1}}</ref> و عبارتست از اینکه [[شخص|شخصی]] به عنوان [[مدعی]] به [[دادگاه]] مراجعه و شخص دیگری را به عنوان [[مدعی علیه|مدعیعلیه]]، طرف دعوا خود قرار داده و از وی موضوع خاصی را [[مطالبه]] نماید.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=تنفیذ معامله (ماهیت، شرایط و آثار)|ترجمه=|جلد=|سال=1391|ناشر=جنگل|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=2666444|صفحه=|نام۱=محمدجواد|نام خانوادگی۱=صفار|چاپ=2}}</ref> | |||
* [[ضرر]]: به وارد نمودن نقص بر مال، آسیب بر جان و وهن در کلام دیگری، ضرر گویند.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=مبسوط در ترمینولوژی حقوق (جلد سوم)|ترجمه=|جلد=|سال=1388|ناشر=گنج دانش|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=334760|صفحه=|نام۱=محمدجعفر|نام خانوادگی۱=جعفری لنگرودی|چاپ=4}}</ref> | |||
* [[خسارت]]: در لغت به مفهوم [[ضرر]] کردن، ضرر و [[زیان]] و ضد [[سود|ربح]] میباشد. در اصطلاح حقوقی خسارت در دو مفهوم به کار میرود؛ یکی به مفهوم زیان وارد شده و دیگری به مفهوم جبران ضرر وارده.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=خسارات ناشی از عدم انجام تعهدات قراردادی|ترجمه=|جلد=|سال=1390|ناشر=خط سوم|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=6651868|صفحه=|نام۱=حشمت اله|نام خانوادگی۱=سماواتی|چاپ=4}}</ref> | |||
* [[حقوق]]: واژهی حقوق دارای سه معناست. معنای اول همان مزایای دریافتی از سوی [[کارکنان]] یک [[کارفرما]] میباشد. معنای دوم جمع واژهی [[حق]] است یعنی مجموعهای از امتیازات. معنای سوم واژه یعنی مجموعه [[قاعده|قواعد]] و [[مقرره|مقررات]] حاکم بر یک موضوع.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=درآمدی بر بنیادهای حقوق اساسی و نظام های سیاسی|ترجمه=|جلد=|سال=1391|ناشر=میزان|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=6658924|صفحه=|نام۱=محمد|نام خانوادگی۱=امامی|نام۲=سیدنصراله|نام خانوادگی۲=موسوی|چاپ=1}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=فرهنگ حقوق تجارت|ترجمه=|جلد=|سال=1391|ناشر=دادگستر|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=6658932|صفحه=|نام۱=فهیمه|نام خانوادگی۱=ملک زاده|چاپ=2}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=حقوق کارشناسی اطلاعات عمومی حقوقی ویژه کارشناسان و داوران|ترجمه=|جلد=|سال=1387|ناشر=یادآوران|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=6658936|صفحه=|نام۱=مرتضی|نام خانوادگی۱=یوسف زاده|چاپ=1}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=فرهنگ لغات و اصطلاحات حقوقی (جلد اول)|ترجمه=|جلد=|سال=1388|ناشر=دریچه|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=6658940|صفحه=|نام۱=ناصر|نام خانوادگی۱=رسایی نیا|چاپ=1}}</ref><ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=حقوق مدنی (جلد اول و دوم) (اشخاص، اموال و مالکیت)|ترجمه=|جلد=|سال=1389|ناشر=میزان|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=6658944|صفحه=|نام۱=مرتضی|نام خانوادگی۱=یوسف زاده|چاپ=1}}</ref> | |||
* [[ادعا]]: چیزی است که خلاف [[اصل]] (مانند [[اصل عدم]]، [[اصل استصحاب]]، [[اصل اباحه]]، [[اصل صحت]]، [[اصل لزوم|اصل لزوم قراردادها]] و …) یا [[ظاهر]] بوده یا خلاف [[اماره قانونی|امارات قانونی]] (مانند [[اماره ید]]، [[اماره فراش]] و …) یا خلاف امری باشد که قانون گذار اعتبار آن را فرض نمودهاست (مانند اعتبار [[سند رسمی]]).<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=آیین دادرسی مدنی در نظم حقوقی کنونی|ترجمه=|جلد=|سال=1390|ناشر=میزان|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=1254956|صفحه=|نام۱=علی عباس|نام خانوادگی۱=حیاتی|چاپ=2}}</ref> | |||
* [[شخص]]: در لغت به معنای انسان است. در اصطلاح حقوق، شخص موجودی است که دارای [[حق]] و [[تکلیف]] میباشد.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=وقف از سوی اشخاص حقوقی|ترجمه=|جلد=|سال=1391|ناشر=فصلنامه اندیشه های حقوق عمومی (معرفت حقوقی سابق) شماره 3 بهار و تابستان 1391|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=6655624|صفحه=|نام۱=سیدابراهیم|نام خانوادگی۱=حسینی|نام۲=احسان|نام خانوادگی۲=سامانی|چاپ=}}</ref> | |||
* [[موعد|مواعد]]: موعد یا مهلت، زمانی است که دارای ابتدا و انتهای معین می باشد که طی آن، انجام عمل خاصی اعم از تکلیف یا حق و یا عملی صرفاً داوطلبانه از شخص یا اشخاصی درخواست می گردد.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=طبقه بندی مواعد قانونی|ترجمه=|جلد=|سال=1386|ناشر=قضا|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=6651080|صفحه=|نام۱=معاونت آموزش|تحقیقات قوه قضاییه|نام خانوادگی۱=|چاپ=1}}</ref> | |||
== نکات توضیحی ماده 42 قانون ثبت اسناد و املاک == | == نکات توضیحی ماده 42 قانون ثبت اسناد و املاک == | ||
درخصوص آثار درخواست ثبت، قابل توجه است که تقاضای ثبت و انتشار آگهی های نوبتی بالاخص اگر نسبت به تقاضای ثبت اعتراضی صورت نگرفته باشد، اثر مالکیت رسمی را دارا بوده و متقاضی ثبت یا [[قائم مقام]] او می توانند با تهیه «گواهی ثبت» از آن به عنوان دلیل مالکیت در مراجع دولتی استفاده نمایند.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=ماهنامه کانون سردفتران و دفتریاران سال 44 شماره 22|ترجمه=|جلد=|سال=-|ناشر=مهنا|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=1964256|صفحه=|نام۱=کانون سردفتران|دفتریاران|نام خانوادگی۱=|چاپ=}}</ref> لازم به ذکر است که درصورتی که ملک مورد دعوا در جریان دادرسی از جانب [[خواهان]] به شخص ثالثی منتقل گردد، بنابر بند 4 [[ماده ۱۹۸ قانون آیین دادرسی مدنی|ماده 198 قانون آیین دادرسی مدنی]] و همچنین تبصره این ماده از قانون | درخصوص آثار درخواست ثبت، قابل توجه است که تقاضای ثبت و انتشار آگهی های نوبتی بالاخص اگر نسبت به تقاضای ثبت اعتراضی صورت نگرفته باشد، اثر مالکیت رسمی را دارا بوده و متقاضی ثبت یا [[قائم مقام]] او می توانند با تهیه «گواهی ثبت» از آن به عنوان دلیل مالکیت در مراجع دولتی استفاده نمایند.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=ماهنامه کانون سردفتران و دفتریاران سال 44 شماره 22|ترجمه=|جلد=|سال=-|ناشر=مهنا|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=1964256|صفحه=|نام۱=کانون سردفتران|دفتریاران|نام خانوادگی۱=|چاپ=}}</ref> لازم به ذکر است که درصورتی که ملک مورد دعوا در جریان دادرسی از جانب [[خواهان]] به شخص ثالثی منتقل گردد، بنابر بند 4 [[ماده ۱۹۸ قانون آیین دادرسی مدنی|ماده 198 قانون آیین دادرسی مدنی]] و همچنین تبصره این ماده از [[قانون ثبت اسناد و املاک|قانون ثبت]]، ثالث قام مقام خواهان تلقی شده و می تواند دعوا را تعقیب نماید و دادگاه باید وی رابه قائم مقامی از خواهان به دادرسی دعوت نماید مگر آنکه صریحاً از تعقیب دعوا صرف نظر نماید. همچنین درخصوص [[ذی نفع|ذینفع]] [[خسارت|خسارات]] دادرسی لازم به ذکر است که اگر در اصل دعوا حکم بر محکومیت خوانده صادر شود و همچنین قائم مقام انتقال گیرنده از خواهان درخصوص خسارات دادرسی احراز شود و خسارات دادرسی نیز مطالبه شده باشد، ثالث قائم مقام خواهان در دریافت خسارات دادرسی می باشد و دادگاه [[خوانده]] را محکوم به پرداخت خسارات دادرسی نسبت به ثالث (به عنوان قائم مقام خواهان) می نماید.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=تفسیر قضایی آیین دادرسی مدنی ایران|ترجمه=|جلد=|سال=1380|ناشر=دانش نگار|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=2461592|صفحه=|نام۱=عزیز|نام خانوادگی۱=نوکنده ای|چاپ=1}}</ref> قابل ذکر است که علیرغم آنکه درخصوص [[انتقال قهری]] ملک مورد تقاضای ثبت در اثنای عملیات ثبتی قانونگذار ساکت بوده و حکم روشنی ارائه ننموده لیکن برخی چنین بیان نموده اند که؛ اگر انتقال ملک به صورت قهری صورت گیرد و شخص در انتقال ملک به دیگری هیچ نقشی نداشته باشد، [[منتقل الیه]] از لحظه انتقال قائم مقام مالک محسوب شده و بقیه عملیات ثبتی به نفع وی ادامه خواهدیافت که مصداق بارز انتقال قهری وراثت می باشد.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=حقوق ثبت کاربردی (جلد اول) (دعاوی اعتراضات ثبتی مربوط به املاک و آیین رسیدگی به آنها)|ترجمه=|جلد=|سال=1390|ناشر=مجمع علمی و فرهنگی مجد|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=2851424|صفحه=|نام۱=مصطفی|نام خانوادگی۱=اصغرزاده بناب|چاپ=1}}</ref> برابر این ماده و [[ماده 102 آیین نامه قانون ثبت املاک|ماده 102 آیین نامه قانون ثبت]]، درصورت [[اقرار]] متقاضی ثبت بر مالکیت غیر، مقنن حکم بر اعاده عملیات ثبتی به نام [[مقرله]] داده است.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=حقوق ثبت کاربردی (جلد اول) (دعاوی اعتراضات ثبتی مربوط به املاک و آیین رسیدگی به آنها)|ترجمه=|جلد=|سال=1390|ناشر=مجمع علمی و فرهنگی مجد|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=2851432|صفحه=|نام۱=مصطفی|نام خانوادگی۱=اصغرزاده بناب|چاپ=1}}</ref> | ||
== نکات توصیفی هوش مصنوعی ماده 42 قانون ثبت اسناد و املاک == | == نکات توصیفی هوش مصنوعی ماده 42 قانون ثبت اسناد و املاک == | ||
{{هوش مصنوعی (ماده)}} | {{هوش مصنوعی (ماده)}} | ||
| خط ۲۸: | خط ۳۸: | ||
# انتقالدهندهای که موجب ضرر شود، تا جبران ضرر توقیف خواهد شد. | # انتقالدهندهای که موجب ضرر شود، تا جبران ضرر توقیف خواهد شد. | ||
== رویه های قضایی == | == رویه های قضایی == | ||
برابر رأِی شماره 2270 شعبه 3 دیوان عالی کشور، اگر بر درخواست ثبت ملکی اعتراض صورت گیرد و متقاضی ثبت بعداً ملک مزبور را به دیگری انتقال دهد و منتقل الیه مجدداً درخواست ثبت نماید، دیگر معترض مکلف به اعتراض مجدد و اقدامی دیگر نخواهد بود.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=قانون ثبت اسناد و املاک در آیینه آرای قضایی (همراه با آیین نامه اجرایی مفاد اسناد رسمی لاز الاجراء مصوب 87)|ترجمه=|جلد=|سال=1388|ناشر=جنگل|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=3311960|صفحه=|نام۱=عاطفه|نام خانوادگی۱=زاهدی|چاپ=1}}</ref> | |||
* برابر رأِی شماره 2270 شعبه 3 دیوان عالی کشور، اگر بر درخواست ثبت ملکی اعتراض صورت گیرد و متقاضی ثبت بعداً ملک مزبور را به دیگری انتقال دهد و منتقل الیه مجدداً درخواست ثبت نماید، دیگر معترض مکلف به اعتراض مجدد و اقدامی دیگر نخواهد بود.<ref>{{یادکرد کتاب۲||عنوان=قانون ثبت اسناد و املاک در آیینه آرای قضایی (همراه با آیین نامه اجرایی مفاد اسناد رسمی لاز الاجراء مصوب 87)|ترجمه=|جلد=|سال=1388|ناشر=جنگل|مکان=|شابک=|پیوند=|شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران=3311960|صفحه=|نام۱=عاطفه|نام خانوادگی۱=زاهدی|چاپ=1}}</ref> | |||
* [[رای دادگاه درباره اعتبار مالکیت منتقل الیه در وضعیت عدم اتمام کامل جریان ثبتی (دادنامه شماره ۹۴۰۹۹۷۰۲۲۰۳۰۱۱۲۹)]] | * [[رای دادگاه درباره اعتبار مالکیت منتقل الیه در وضعیت عدم اتمام کامل جریان ثبتی (دادنامه شماره ۹۴۰۹۹۷۰۲۲۰۳۰۱۱۲۹)]] | ||
* [[نظریه شماره 7/99/1319 مورخ 1399/11/27 اداره کل حقوقی قوه قضاییه درباره قابل استماع نبودن خواسته ی تنفیذ مبایعه نامه عادی در مورد املاک ثبت شده]] | * [[نظریه شماره 7/99/1319 مورخ 1399/11/27 اداره کل حقوقی قوه قضاییه درباره قابل استماع نبودن خواسته ی تنفیذ مبایعه نامه عادی در مورد املاک ثبت شده]] | ||
نسخهٔ ۱۱ آوریل ۲۰۲۵، ساعت ۲۲:۲۲
ماده 42 قانون ثبت اسناد و املاک: هرگاه مورد انتقال، ملکی باشد که نسبت به آن عرضحال اعتراضی داده شده است، انتقالدهنده مکلف است در حین انتقال، انتقالگیرنده را از وجود معترض و در ظرف ده روز از تاریخ انتقال، معترض را از وقوع انتقال و اسم انتقالگیرنده به وسیله اظهارنامه رسمی مسبوق نماید و اگر انتقالدهنده در حین انتقال از اعتراضی که شده است رسماً مطلع نبوده و یا عرضحال اعتراض بعد از انتقال داده شود، انتقالدهنده مکلف است در ظرف ده روز از تاریخ اطلاع رسمی، معترض را به وسیله اظهارنامه رسمی از وقوع انتقال و اسم منتقلالیه و انتقالگیرنده را در همان مدت و به همان طریق از وقوع اعتراض مسبوق کند. منتقلالیه به محض ابلاغ اظهارنامه در مقابل معترض، قائممقام انتقال دهنده شده و دعوا بدون تجدید عرض حال به طرفیت او جریان خواهد یافت. انتقالدهندهای که مطابق مقررات فوق عمل ننماید مسئول هر ضرر و خسارتی خواهد بود که از تخلف او بر انتقالگیرنده و یا معترض وارد گردد و مادام که ضرر و خسارت مزبور را جبران نکرده است به تقاضای انتقالگیرنده یا معترض توقیف خواهد شد.
تبصره - هرگاه معترض، حقوق ادعاییه خود را به دیگری انتقال دهد آن شخص بدون تجدید عرضحال قائممقام او شده و از مواعدی که برای معترض در تاریخ انتقال باقی است استفاده خواهد کرد.
مواد مرتبط
- ماده 41 قانون ثبت اسناد و املاک
- ماده 43 قانون ثبت اسناد و املاک
- ماده 198 قانون آیین دادرسی مدنی
- ماده 102 آیین نامه قانون ثبت املاک
توضیح واژگان
- عرض حال اعتراضی: نمونه ای از مفهوم دعوی می باشد، چرا که دعوی عبارت است از اخباری به حقی به سود خود و به زیان دیگری به رسم منازعه. لذا اعتراض به ثبت نیز نوعی از دعوی بوده چرا که کسی خود را نسبت به مورد درخواست ثبت دیگری کلاً یا بعضاً از جهت حقوق ارتفاقی ذیحق می داند و به ترتیب تعیین شده در قانون نسبت به درخواست ثبت تقاضاکننده اعتراض می نماید.[۱]
- اظهارنامه: اظهارنامه از دو لغت اظهار و نامه تشکیل شدهاست. اظهار به معنی بروز دادن و آشکار کردن میباشد.[۲] در حقوق برگ اظهارنامه فرم چاپی مخصوصی است نظیر برگه دادخواست که از قدیم تاکنون توسط دادگستری چاپ و به فروش میرسد و از آن به عنوان وسیلهٔ ابراز رسمی به طرف مقابل استفاده میشود.[۳]
- اعتراض:در لغت به مفهوم منع کردن و روبه روی کسی ایستادگی کردن و در اصطلاح حقوق ثبت ملک، به مفهوم واخواهی و واخواست و اعتراض به اصل ملک مورد درخواست ثبت یا حدود یا حقوق ارتفاقی می باشد.[۴]
- ابلاغ:ابلاغ، در لغت یعنی رسانیدن و ایصال،[۵] در اصطلاح حقوقی نیز ابلاغ، رساندن و تبلیغ آراء قضایی مثل اجرائیه، احضاریه، دادنامه، اخطاریه و اوراقی است که متضمن تصمیم دادگاه است، گفتنی است ابلاغ توسط مأمورین ذیصلاحی انجام میگردد که مأمور ابلاغ نام دارند.[۶]
- قائم مقام: قائم مقام در لغت به مفهوم جانشین و نائب می باشد.[۷] قائم مقام نه طرفین عقد است و نه نماینده آن ها، بلکه شخص ثالثی است که به سبب انتقال حقی از جانب یکی از طرفین به وی، جانشین طرف اصلی می گردد و اجرای مفاد قرارداد به عهده ی وی خواهد بود.[۸] به عبارت دیگر قائم مقام کسی است که حق یا تکلیف و تعهد به سبب عقد یا ایقاع یا واقعۀ حقوقی مانند ارث به او منتقل میشود.[۹]
- دعوا: دعوی (دعوا)، یعنی اخبار حق به سود خود و به زیان غیر،[۱۰] و عبارتست از اینکه شخصی به عنوان مدعی به دادگاه مراجعه و شخص دیگری را به عنوان مدعیعلیه، طرف دعوا خود قرار داده و از وی موضوع خاصی را مطالبه نماید.[۱۱]
- ضرر: به وارد نمودن نقص بر مال، آسیب بر جان و وهن در کلام دیگری، ضرر گویند.[۱۲]
- خسارت: در لغت به مفهوم ضرر کردن، ضرر و زیان و ضد ربح میباشد. در اصطلاح حقوقی خسارت در دو مفهوم به کار میرود؛ یکی به مفهوم زیان وارد شده و دیگری به مفهوم جبران ضرر وارده.[۱۳]
- حقوق: واژهی حقوق دارای سه معناست. معنای اول همان مزایای دریافتی از سوی کارکنان یک کارفرما میباشد. معنای دوم جمع واژهی حق است یعنی مجموعهای از امتیازات. معنای سوم واژه یعنی مجموعه قواعد و مقررات حاکم بر یک موضوع.[۱۴][۱۵][۱۶][۱۷][۱۸]
- ادعا: چیزی است که خلاف اصل (مانند اصل عدم، اصل استصحاب، اصل اباحه، اصل صحت، اصل لزوم قراردادها و …) یا ظاهر بوده یا خلاف امارات قانونی (مانند اماره ید، اماره فراش و …) یا خلاف امری باشد که قانون گذار اعتبار آن را فرض نمودهاست (مانند اعتبار سند رسمی).[۱۹]
- شخص: در لغت به معنای انسان است. در اصطلاح حقوق، شخص موجودی است که دارای حق و تکلیف میباشد.[۲۰]
- مواعد: موعد یا مهلت، زمانی است که دارای ابتدا و انتهای معین می باشد که طی آن، انجام عمل خاصی اعم از تکلیف یا حق و یا عملی صرفاً داوطلبانه از شخص یا اشخاصی درخواست می گردد.[۲۱]
نکات توضیحی ماده 42 قانون ثبت اسناد و املاک
درخصوص آثار درخواست ثبت، قابل توجه است که تقاضای ثبت و انتشار آگهی های نوبتی بالاخص اگر نسبت به تقاضای ثبت اعتراضی صورت نگرفته باشد، اثر مالکیت رسمی را دارا بوده و متقاضی ثبت یا قائم مقام او می توانند با تهیه «گواهی ثبت» از آن به عنوان دلیل مالکیت در مراجع دولتی استفاده نمایند.[۲۲] لازم به ذکر است که درصورتی که ملک مورد دعوا در جریان دادرسی از جانب خواهان به شخص ثالثی منتقل گردد، بنابر بند 4 ماده 198 قانون آیین دادرسی مدنی و همچنین تبصره این ماده از قانون ثبت، ثالث قام مقام خواهان تلقی شده و می تواند دعوا را تعقیب نماید و دادگاه باید وی رابه قائم مقامی از خواهان به دادرسی دعوت نماید مگر آنکه صریحاً از تعقیب دعوا صرف نظر نماید. همچنین درخصوص ذینفع خسارات دادرسی لازم به ذکر است که اگر در اصل دعوا حکم بر محکومیت خوانده صادر شود و همچنین قائم مقام انتقال گیرنده از خواهان درخصوص خسارات دادرسی احراز شود و خسارات دادرسی نیز مطالبه شده باشد، ثالث قائم مقام خواهان در دریافت خسارات دادرسی می باشد و دادگاه خوانده را محکوم به پرداخت خسارات دادرسی نسبت به ثالث (به عنوان قائم مقام خواهان) می نماید.[۲۳] قابل ذکر است که علیرغم آنکه درخصوص انتقال قهری ملک مورد تقاضای ثبت در اثنای عملیات ثبتی قانونگذار ساکت بوده و حکم روشنی ارائه ننموده لیکن برخی چنین بیان نموده اند که؛ اگر انتقال ملک به صورت قهری صورت گیرد و شخص در انتقال ملک به دیگری هیچ نقشی نداشته باشد، منتقل الیه از لحظه انتقال قائم مقام مالک محسوب شده و بقیه عملیات ثبتی به نفع وی ادامه خواهدیافت که مصداق بارز انتقال قهری وراثت می باشد.[۲۴] برابر این ماده و ماده 102 آیین نامه قانون ثبت، درصورت اقرار متقاضی ثبت بر مالکیت غیر، مقنن حکم بر اعاده عملیات ثبتی به نام مقرله داده است.[۲۵]
نکات توصیفی هوش مصنوعی ماده 42 قانون ثبت اسناد و املاک
محتوای مندرج در این قسمت توسط هوش مصنوعی تولید شده است. |
- انتقالدهنده باید در حین انتقال، انتقالگیرنده را از وجود اعتراض مطلع کند.
- انتقالدهنده موظف است ظرف ده روز از تاریخ انتقال، معترض را از انتقال مطلع کند.
- اطلاعرسانی به وسیله اظهارنامه رسمی صورت میگیرد.
- در صورتی که انتقالدهنده در زمان انتقال از اعتراض مطلع نباشد، باید پس از اطلاع رسمی از اعتراض، ظرف ده روز اطلاعرسانی کند.
- انتقالدهنده در صورت قصور در اطلاعرسانی، مسئول هرگونه ضرر و خسارت به انتقالگیرنده یا معترض میباشد.
- انتقالگیرنده به محض ابلاغ اظهارنامه، قائممقام انتقالدهنده در دعوا میشود.
- معترض در صورت انتقال حقوق ادعایی خود، میتواند بدون تجدید عرضحال، حقوق خود را به دیگری انتقال دهد.
- قائممقام معترض میتواند از مواعد باقیمانده برای معترض در تاریخ انتقال استفاده کند.
- انتقالدهندهای که موجب ضرر شود، تا جبران ضرر توقیف خواهد شد.
رویه های قضایی
- برابر رأِی شماره 2270 شعبه 3 دیوان عالی کشور، اگر بر درخواست ثبت ملکی اعتراض صورت گیرد و متقاضی ثبت بعداً ملک مزبور را به دیگری انتقال دهد و منتقل الیه مجدداً درخواست ثبت نماید، دیگر معترض مکلف به اعتراض مجدد و اقدامی دیگر نخواهد بود.[۲۶]
- رای دادگاه درباره اعتبار مالکیت منتقل الیه در وضعیت عدم اتمام کامل جریان ثبتی (دادنامه شماره ۹۴۰۹۹۷۰۲۲۰۳۰۱۱۲۹)
- نظریه شماره 7/99/1319 مورخ 1399/11/27 اداره کل حقوقی قوه قضاییه درباره قابل استماع نبودن خواسته ی تنفیذ مبایعه نامه عادی در مورد املاک ثبت شده
مقالات مرتبط
منابع
- ↑ محمدجعفر جعفری لنگرودی. حقوق ثبت، ثبت املاک. چاپ 6. گنج دانش، 1390. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2826252
- ↑ مسعود انصاری و محمدعلی طاهری. دانشنامه حقوق خصوصی (جلد اول). چاپ 2. محراب فکر، 1386. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 4056064
- ↑ قدرت اله واحدی. بایستههای آیین دادرسی مدنی (بر اساس قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379). چاپ 1. میزان، 1379. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 1867284
- ↑ بهرام حسن زاده. حقوق تحلیلی اراضی و املاک (اثبات، ثبت، تملک اراضی و املاک). چاپ 2. جنگل، 1390. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2784936
- ↑ مسعود انصاری و محمدعلی طاهری. دانشنامه حقوق خصوصی (جلد اول). چاپ 2. محراب فکر، 1386. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 4054512
- ↑ منصور اباذری فومشی. مبسوط در ترمینولوژی حقوق جزایی (کیفری). چاپ 2. شهید نورالهی، 1391. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6405100
- ↑ ناصر کاتوزیان. حقوق مدنی (جلد سوم) (قواعد عمومی قراردادها، آثار قرارداد در رابطه دو طرف و نسبت به اشخاص ثالث)). چاپ 3. شرکت سهامی انتشار، 1380. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6651044
- ↑ ناصر کاتوزیان. حقوق مدنی (جلد سوم) (قواعد عمومی قراردادها، آثار قرارداد در رابطه دو طرف و نسبت به اشخاص ثالث)). چاپ 3. شرکت سهامی انتشار، 1380. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6651048
- ↑ علی عباس حیاتی. اجرای احکام مدنی در نظم حقوقی کنونی. چاپ 2. میزان، 1390. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 1234788
- ↑ مهراب داراب پور. قواعد عمومی (حقوق تجارت و معاملات بازرگانی). چاپ 1. جنگل، 1391. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2832304
- ↑ محمدجواد صفار. تنفیذ معامله (ماهیت، شرایط و آثار). چاپ 2. جنگل، 1391. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2666444
- ↑ محمدجعفر جعفری لنگرودی. مبسوط در ترمینولوژی حقوق (جلد سوم). چاپ 4. گنج دانش، 1388. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 334760
- ↑ حشمت اله سماواتی. خسارات ناشی از عدم انجام تعهدات قراردادی. چاپ 4. خط سوم، 1390. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6651868
- ↑ محمد امامی و سیدنصراله موسوی. درآمدی بر بنیادهای حقوق اساسی و نظام های سیاسی. چاپ 1. میزان، 1391. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6658924
- ↑ فهیمه ملک زاده. فرهنگ حقوق تجارت. چاپ 2. دادگستر، 1391. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6658932
- ↑ مرتضی یوسف زاده. حقوق کارشناسی اطلاعات عمومی حقوقی ویژه کارشناسان و داوران. چاپ 1. یادآوران، 1387. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6658936
- ↑ ناصر رسایی نیا. فرهنگ لغات و اصطلاحات حقوقی (جلد اول). چاپ 1. دریچه، 1388. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6658940
- ↑ مرتضی یوسف زاده. حقوق مدنی (جلد اول و دوم) (اشخاص، اموال و مالکیت). چاپ 1. میزان، 1389. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6658944
- ↑ علی عباس حیاتی. آیین دادرسی مدنی در نظم حقوقی کنونی. چاپ 2. میزان، 1390. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 1254956
- ↑ سیدابراهیم حسینی و احسان سامانی. وقف از سوی اشخاص حقوقی. فصلنامه اندیشه های حقوق عمومی (معرفت حقوقی سابق) شماره 3 بهار و تابستان 1391، 1391. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6655624
- ↑ طبقه بندی مواعد قانونی. چاپ 1. قضا، 1386. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 6651080
- ↑ ماهنامه کانون سردفتران و دفتریاران سال 44 شماره 22. مهنا، -. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 1964256
- ↑ عزیز نوکنده ای. تفسیر قضایی آیین دادرسی مدنی ایران. چاپ 1. دانش نگار، 1380. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2461592
- ↑ مصطفی اصغرزاده بناب. حقوق ثبت کاربردی (جلد اول) (دعاوی اعتراضات ثبتی مربوط به املاک و آیین رسیدگی به آنها). چاپ 1. مجمع علمی و فرهنگی مجد، 1390. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2851424
- ↑ مصطفی اصغرزاده بناب. حقوق ثبت کاربردی (جلد اول) (دعاوی اعتراضات ثبتی مربوط به املاک و آیین رسیدگی به آنها). چاپ 1. مجمع علمی و فرهنگی مجد، 1390. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2851432
- ↑ عاطفه زاهدی. قانون ثبت اسناد و املاک در آیینه آرای قضایی (همراه با آیین نامه اجرایی مفاد اسناد رسمی لاز الاجراء مصوب 87). چاپ 1. جنگل، 1388. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 3311960