ماده ۲۰۸ قانون مدنی
ماده ۲۰۸ قانون مدنی: مجرد خوف از کسی بدون آن که از طرف آن کس، تهدیدی شده باشد اکراه محسوب نمیشود.
مواد مرتبط
توضیح واژگان
«اکراه» در ماده ۲۰۸ قانون مدنی، یعنی وارد آوردن فشار مادی یا معنوی به شخصی، جهت وادار نمودن او به اتیان عمل،[۱] یا عدم اتیان عملی مادی یا حقوقی.[۲]
مطالعات تطبیقی
- به موجب ماده ۱۱۱۴ قانون مدنی فرانسه، صرف ترس از اشخاصی که دارای نفوذ و احترام هستند؛ نظیر والدین، اکراه محسوب نمیگردد.[۳]
نکات تفسیری دکترین ماده ۲۰۸ قانون مدنی
ترسی که در اکراه شونده به وجود آید و او را وادار به انعقاد قرارداد موردنظر مکرِه نماید؛ منجر به عدم نفوذ آن معامله میگردد؛ حتی اگر خوف شخص، ناشی از ضعف نفس او باشد،[۴] البته به نظر یکی از حقوقدانان، معامله ای که بر اثر ترس از تهدید انشاء گردد؛ باطل است.[۵]
گفتنی است به کار بردن وسایل اکراه، بدون وجود تهدید، به خودی خود، رضا را معیوب ننموده و اکراه محسوب نمیگردد، بلکه خوف از تهدید، تعادل فکری را برهم زده و شخص را تحریک به انجام معامله مینماید،[۶] بنابراین درخواستی که توام با تهدید نباشد؛ اکراه محسوب نمیگردد و اگر درخواست شونده، بنا بر برخی ملاحظات، از قبیل امکان رنجور شدن طرف مقابل، خواسته او را اجابت نماید؛ چنین وضعیتی، اضطرار است نه اکراه.[۷]
ترس از دیگران، در صورتی اکراه محسوب نمیگردد که واجد مبنای اخلاقی باشد؛ در غیر این صورت باید قائل به تهدید و اکراه ضمنی گردید، گاهی اوقات، اکراه کننده، بهطور غیرمستقیم و ضمنی، منظور خود را به طرف مقابل فهمانده و بدین ترتیب موجب خوف او گردیده و به گونه ای انتقادناپذیر و غیرقابل ملامت، به خواسته خود می رسد.[۸]
نکات توصیفی هوش مصنوعی ماده ۲۰۸ قانون مدنی
محتوای مندرج در این قسمت توسط هوش مصنوعی تولید شده است. |
- ترس و خوف به تنهایی برای اکراه کافی نیست.
- برای تحقق اکراه، تهدید مستقیم یا غیرمستقیم از طرف شخصی لازم است.
- اگر تهدیدی از ناحیه شخصی صورت نگیرد، حتی اگر ترس وجود داشته باشد، اکراه محقق نمیشود.
- اکراه به معنای اجبار یا وادار کردن شخص به انجام کاری برخلاف میل است و نیازمند عملی تهدیدآمیز است.
مصادیق و نمونه ها
- اگر رئیس مؤسسه ای به کارمند خود پیشنهاد نماید که خانه اش را به او بفروشد و کارمند از ترس اینکه شغل خود را از دست بدهد؛ پیشنهاد وی را بپذیرد؛ در چنین وضعیتی، اکراه رخ نداده است.[۹]
- ترسی که دارای نفوذ معنوی بوده و آمیخته با حرمت و محبت باشد؛ اکراه محسوب نمیگردد.[۸]
- اگر شخصی بدون اینکه مورد تهدید واقع گردیده باشد؛ از ترس اینکه همسایه او، مرد قدرتمندی بوده و اگر خانه خود را به او نفروشد، آن مرد، به او زیان وارد خواهد نمود، در چنین وضعیتی، اکراه رخ نداده است، ولی اگر صاحب ملک، از شواهد و قراین متوجه گردد که همسایه او تمایل به خرید خانه اش داشته و ممکن است ضرری به وی برساند؛ و بدین ترتیب با کراهت، فروش منزل خود را به او پیشنهاد نماید؛ در چنین شرایطی، اکراه محقق گردیدهاست؛ حتی اگر تهدیدی صورت نگرفته باشد.[۱۰]
مقالات مرتبط
- متاورس و چالشهای حقوقی در حوزۀ حقوق اموال
- مفهوم اکراه و تأثیر آن بر اراده با نگاهی به حقوق فرانسه و مصر
منابع
- ↑ سیدحسن امامی. حقوق مدنی (جلد اول) (در اموال، مالکیت، حق انتفاع، حق ارتفاق، تعهدات بهطور کلی، بیع و معاوضه). چاپ 17. اسلامیه، 1375. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 526592
- ↑ پرویز نوین و عباس خواجه پیری. حقوق مدنی (جل ششم) (عقود معین-بخش اول) (بیع، خیارات، بیع شرط، اجاره، جعاله، قرض، صلح، مضاربه). چاپ 2. گنج دانش، 1382. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 895296
- ↑ حسن ره پیک. حقوق مدنی (حقوق قراردادها). چاپ 2. خرسندی، 1387. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 1555340
- ↑ منصور عدل. حقوق مدنی. چاپ 1. خرسندی، 1389. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 1060256
- ↑ سیدعلی حائری شاه باغ. شرح قانون مدنی (جلد اول). چاپ 3. گنج دانش، 1386. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 238528
- ↑ ناصر کاتوزیان. حقوق مدنی (جلد اول) (قواعد عمومی قراردادها). چاپ 5. شرکت سهامی انتشار، 1380. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2455576
- ↑ محمد بروجردی عبده. حقوق مدنی (اموال و مالکیت، عقود و معامات و الزامات، ضمان قهری، عقود معین، اخذ به شفعه و وصیت). چاپ 1. گنج دانش، 1380. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 244620
- ↑ ۸٫۰ ۸٫۱ ناصر کاتوزیان. حقوق مدنی (جلد اول) (قواعد عمومی قراردادها). چاپ 5. شرکت سهامی انتشار، 1380. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 2455580
- ↑ سیدحسین صفایی. دوره مقدماتی حقوق مدنی (جلد دوم) (قواعد عمومی قراردادها). چاپ 9. میزان، 1389. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 232868
- ↑ سیدعلی حائری شاه باغ. شرح قانون مدنی (جلد اول). چاپ 3. گنج دانش، 1386. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 238560