ماده ۴۱۷ قانون مدنی
پرش به ناوبری
پرش به جستجو
ماده ۴۱۷ قانون مدنی اصلاحی ۱۳۷۰/۸/۱۴: غبن در صورتی فاحش است که عرفاً قابل مسامحه نباشد.
مواد مرتبط
توضیح واژگان
- «غبن»، به معنای خدعه، نیرنگ و نقض عقد است.[۱]
- «عرف»، کاربرد یا رسمی است که جماعتی آن را لازم الاجرا میدانند.[۲]
پیشینه
تا قبل از اصلاح ماده ۴۱۷ قانون مدنی، غبن به میزان خمس بهای معامله و بیشتر از آن، فاحش تلقی میشد؛ مگر در مواردی که از نظر عرف، غبن در مقادیر پایینتر از خمس قیمت معامله نیز، قابل تسامح نبود.[۳]
نکات تفسیری دکترین ماده ۴۱۷ قانون مدنی
ملاک تشخیص فاحش بودن غبن، عرف است؛ به این معنا که اغلب مردم، در بیشتر معاملات، نباید چنین غبنی را قابل مسامحه و چشم پوشی بدانند و در واقع تحمیل غرور و فریب را به مغبون تأیید نمایند،[۴] بنابراین جهت تشخیص فاحش بودن غبن، نظر عرف و اهل خبره ملاک است.[۵]
گفتنی است اصل لزوم قراردادها، دلالت بر این دارد که در موارد اختلاف طرفین نسبت به قابل مسامحه بودن غبن، مدعی فاحش بودن، باید ادعای خود را اثبات نماید.[۶]
نکات توصیفی هوش مصنوعی ماده ۴۱۷ قانون مدنی
محتوای مندرج در این قسمت توسط هوش مصنوعی تولید شده است. |
- تعریف غبن فاحش: غبنی که عرف آن را غیرقابل چشمپوشی بداند.
- تأکید بر معیار عرفی در قضاوت دربارهٔ غبن فاحش.
- اهمیت قضاوت عرف در تعیین شدّت غبن.
- عدم تعیین معیار عددی یا درصدی برای تشخیص غبن فاحش، وابستگی به عرف.
مطالعات فقهی
سوابق فقهی
- جهت فاحش محسوب شدن غبن، باید اختلاف بین بهای مورد معامله و ارزش واقعی آن، قابل گذشت نباشد و تشخیص این میزان با عرف بوده و در معاملات گوناگون، متفاوت است.[۷]
رویههای قضایی
- به موجب دادنامه شماره ۱۳۸ مورخه ۱۳۷۲/۳/۲۲ شعبه ۲۳ دیوان عالی کشور، نظر کارشناس یا کارشناسان منتخب دادگاه میتواند در تشخیص فاحش بودن یا نبودن غبن، مؤثر باشد.[۸]
- رای وحدت رویه شماره ۸۲۱ مورخ ۲۰/ ۲/ ۱۴۰۱ هیئت عمومی دیوان عالی کشور
- رای دادگاه درباره اسقاط خیار غبن در عقد بیع (دادنامه شماره ۹۲۰۹۹۷۰۲۲۲۵۰۱۶۳۷)
- رای دادگاه درباره اسقاط خیار غبن (دادنامه شماره ۹۳۰۹۹۷۰۲۲۱۸۰۰۹۴۸)
مقالات مرتبط
پایان نامه و رساله های مرتبط
منابع
- ↑ سیدمرتضی قاسم زاده. حقوق مدنی (عقد بیع و شروط و خیارات). چاپ 1. میزان، 1393. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 4906564
- ↑ محمود سلجوقی. نقش عرف در حقوق مدنی ایران و مطالعه اجمالی آن در نظامهای بزرگ حقوقی. چاپ 1. میزان، 1388. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 744044
- ↑ محسن قره باغی. ترمینولوژی قوانین و مقررات. چاپ 2. مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، 1386. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 1533276
- ↑ سیدعلی حائری شاه باغ. شرح قانون مدنی (جلد اول). چاپ 3. گنج دانش، 1386. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 240168
- ↑ محمد بروجردی عبده. کلیات حقوق اسلامی. چاپ 1. رهام، 1381. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 3571080
- ↑ ناصر کاتوزیان. قانون مدنی در نظم حقوقی کنونی. چاپ 26. میزان، 1389. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 95412
- ↑ عبداله کیایی. قانون مدنی و فتاوای امام خمینی (جلد اول). چاپ 1. سمت، 1384. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 46760
- ↑ یداله بازگیر. آرای دیوانعالی کشور در امور حقوقی (جلد دوم) (بیع، اجاره، شرکت، ودیعه، وکالت، صلح، رهن، هبه و اخذ به شفعه). چاپ 2. بازگیر، 1382. ,شماره فیش در پژوهشکده حقوق و قانون ایران: 5547336